“کالین پاول” وزیر امور خارجه سابق ایالات متحده آمریکا که در ابتداى اشغال عراق متصدى این پست مهم در کابینه نومحافظهکاران بود،درتازهترین اظهارات خود از شکست استراتژى بوش در عراق پرده برداشته است. “پاول” در گفتگو با شبکه “N.B.C” تصریح کرده است: “بوش در عین اینکه به سخنان نزدیکترین چهره نظامى به دولت خود یعنى “جان ابى زید” کارى ندارد، به اعزام نیروى جدید به عراق ادامه مىدهد.”
به راستى چرا این سخنان پاول در ابتداى مارس 2003 از سوى وى مطرح نگردیده و اکنون پس از گذشت 50 ماه از اشغال عراق توسط نومحافظهکاران، به تیتر اول رسانههاى ضدبوش تبدیل شده است؟ “پاول”، “اسکات مک کلان” و “جرج تنت”که هر سه از قربانیان تصفیههاى درون حزبى بوش و چنى به شمار مىروند، پس از خروج از قدرت اظهارات جالب توجهى را در خصوص رفتارهاى غلط نومحافظهکاران بیان داشتهاند. گویا “ورود به کانون قدرت” در آمریکا مترادف با تغییر چهره سیاستمداران تحت تدابیر سیا، پنتاگون و کاخ سفید است. البته بالعکس چنین قاعدهاى نیز در آمریکا صادق است! یعنى “خروج از قدرت” به سیاستمداران امکان مىدهد تا تنفس آزادانهاى خارج از فضاى مسموم سیاسى آمریکا را (هرچند به صورت نسبی) تجربه نمایند.
شکست آمریکا در عراق نه یک “پیشبینی” است و نه یک “فرضیه”. حقیقتى است که اذعان یا عدم اذعان نسبت به آن توسط جمهوریخواهان و دموکراتها، تاثیرى در نحوه و زمان وقوع آن ندارد. از این رو کلیت اظهارنظر پاول در خصوص جنگ عراق را نمىتوان به مثابه یک “تحول”یا “تغییر نگرش” در طیف سنتى حزب جمهوریخواه تلقى نمود. این اظهارات تنها محصول چینش ساده واقعیات موجود در عراق و آمریکا در کنار یکدیگر است. اما قسمتى دیگر از سخنان پاول در نوع خود جالب توجه است:“ما خودمان را به اندازه کافى براى چالش پس از سقوط صدام آماده نکرده بودیم و برنامه خاصى براى عراق جدید نداشتیم.”این در حالى است که بوش، چنی، رایس و رامسفلد در ابتداى سال 2003 از محاسبه کامل حال وآینده عراق سخن مىگفتند. حتى رئیس جمهور آمریکا در تازهترین سخنان خود از “حضور در عراق” به عنوان یک استراتژى کلان و بلندمدت نام برده است. در اینجاست که تناقض رویکردها در کاخ سفید در روندى خودکار نمایان مىشود. روندى که در نظام بینالملل امروز محکوم به فنا و زوالى سخت خواهد بود. زوالى که شمارش معکوس آن از همان ابتداى اشغال عراق براى نومحافظهکاران آغاز شده است.