علی حمزهپور
قریب یک قرن است که بود و نبود تمدن غرب، خواسته وناخواسته حیات اجتماعی ما را تحت تأثیر کاملاً مشهود قرار داده است. این در حالی است که کمتر تلاش عالمانه، منسجم و همه جانبه ای برای شناخت ابعاد وآثار فرهنگ و تمدن، شکل گیری سیر پیدایش بنیانها و بنیادهای نظام فلسفی، دینی، علمی و ریشه های اندیشه سیاسی و فراز و فرود تاریخی در ادوار غرب صورت پذیرفته است.
درعوض بخش عمده ای از آثار تحقیقی درباره شناخت غرب توسط غربیان انجام گرفته است، چنانچه اولین بار پس از جنگ جهانی دوم آمریکائیها اقدام به تأسیس مراکز آمریکا شناسی برای معرفی و بسط توسعه نفوذ خود در جهان نمودند.
در مقابل تمدن غرب از حدود 200 سال، پیش یعنی ازهنگامی که در پی تحولات صورت گرفته در اروپا فکر و علم و روش جدیدی آغاز شد وابزار و وسایل اقتدار سلطه فراهم گردید، آگاهی از ویژگیها و موقعیت خاص مشرق زمین با راه اندازی موسسات شرق شناسی در اروپا و آمریکا درصدد شناسایی دقیق آراء وافکار شرقیان، مطالعه تاریخ، فرهنگ و جریانهای اجتماعی و تحولات سیاسی آنان به منظور بسط قدرت، حفظ استیلا وجلوگیری از پدید آمدن سیاستهای مخالف غرب وعدول از اصول آن برآمده اند و با تأسیس صدها موسسه اسلام شناسی، شیعه شناسی، شرق شناسی، ایران شناسی و ...در مراکز مختلف آموزشی، پژوهشی و برپایی صدها نشست سالانه علمی بطور مستمر به این امر مبادرت نموده اند.
ما نیز در برخورد اخیرمان با فرهنگ غرب دچار نوعی تهاجم از طرف این فرهنگ هستیم که بعد از انقلاب اسلامی نیزبر شدت آن افزوده شده است و برای شناخت این تهاجم و تهدید و تدبیر مقابله درجهت حراست از فرهنگ انقلاب اسلامی می بایست ابتدا غرب را شناخت. لذا غرب شناسی امری پدیدار شناسی و کاربردی است که با ایجاد دیدگاهی علمی و واقع بینانه نسبت به آن قادر است بسترساز نگاه هوشمندانه در برخورد با غرب با تقویت آسیب پذیریها وتبدیل تهدیدات به فرصتهاگردد و در نتیجه لازم است مطالعات غرب شناسی به عنوان یک طرح استراتژیک مورد اهتمام جدی قرار گیرد.
وقتی از غرب شناسی و شرق شناسی سخن به میان می آید این واژگان مفاهیم و تعبیرات گوناگون را در بر می گیرد و نوعی ابهام در کاربردهای گوناگون آن دیده می شود که جهت روشن نمودن نگاه خود انواع آن را بر می شمریم:
1- مفهوم جغرافیائی:در این مفهوم مراد از غرب همان اروپا و آمریکا می باشد و ریشه آن نیزبه مختصاتی بر می گردد که جغرافیای اروپا بعد از گسترش استعمار اروپایی ایجاد کرده است. دراین تعریف شبه جزیره بالکان و کشورهای همجوار آن مثل بلغارستان، مجارستان و یوگسلاوی سابق، یونان و قبرس و بعضی ازکشورهای آسیایی مثل فلسطین و ترکیه را جزء شرق نزدیک به حساب آوردندو بعد از آن تعدادی از کشورها مثل عراق، ایران، افغانستان، پاکستان، عربستان وکشورهای حوزه خلیج فارس را خاورمیانه یا شرق وسطی نام گذاردند و سپس به تعدادی ازکشورها مثل ژاپن، چین و کره شرق دور نام نهادند.
2- مفهوم ایدئولوژیکی و فرهنگی:در این معنا به یک تعبیر که متعلق به گذشته بوده است اشاره به اردوگاه کمونیستی وکشورهای بلوک شرق به رهبری شوروی سابق و در یک سو جهان سرمایه داری و اردوگاه غرب به سردمداری ایالات متحده آمریکا را مورد نظر قرار می دهد و به تعبیری دیگر که تلاش می شود جایگزین مفهوم قبلی نمایند غرب مسیحی در برابر شرق مسلمان می باشد.
3- مفهوم تاریخی:به معنای شناخت و تبیین ماهیت غرب در سیر تحولات و بستر تاریخی و پیشینه آن به منظور ریشه یابی تحولات اخیر در ادوار چهارگانه قرون قدیم (مصادف با عهد یونان و روم باستان)، قرون وسطی (دوران هزارساله واکنش افراطی در برابر عوارض و مختصات عهد عتیق)، قرون جدید(دوران رنسانس و ظهور پروتستانیسم) و قرون معاصر (گذار از تجدد و پست مدرنیسم) می باشد.
4- مفهوم فلسفی: در این گرایش از غرب شناسی تاریخ تفکر وادوار فلسفی غرب به عنوان لایه های زیرین تاریخ غرب مورد نظر قرار می گیرد.
5- مفهوم جامعه شناختی:بررسی فرایند دگردیسی دوران انتقال در ادوار سنت مدرنیسم، مدرنیته، پست مدرنیسم و ترنس مدرنیسم مورد نظر می باشد.
6- مفهوم مطالعات منطقه ای: این نوع از غرب شناسی که موردنظر در سلسله مقالات حاضر می باشد و رویکرد نوین و مسلط جهان معاصر نیز بر این شیوه مبتنی می باشد با تکیه بر آشنایی با پیشینه جغرافیایی، تاریخی، ایدئولوژیکی، فلسفی و جامعه شناختی غرب، نسبت به شناسایی کاربردی نهادهاو نظامهای اجتماعی در تمدن اخیر غرب در جغرافیای مشخص کشورهای آمریکائی و اروپایی به منظور تنظیم روابط استراتژیک در بستر شناخت عمیق از تهدیدات و فرصتها حاصل می گردد.
لذا با توجه به اهتمام لازم در شماره های قبلی مبنی بر غرب شناسی فلسفی وجامعه شناختی به منظور توسعه شناخت از نهادها و نظامهای اجتماعی و سیاسی در تمدن اخیر غرب، مطالعات منطقه ای درحوزه مکاتب فکری، اندیشه و گفتمان غالب سیاسی حاکم در کشورهای واقع در آمریکا(کشور ایالات متحده آمریکا، کانادا وآمریکای لاتین) و اروپا(بویژه کشورهای انگلیس، فرانسه، آلمان، ایتالیا و اروپای شرقی) در سلسله مقالاتی مورد اشاره قرار خواهد گرفت و تلاش خواهد شد در هر یک ازمناطق مذکور، بصورت اجمال پیشینه، دیدگاهها، اصول اعتقادی، متفکران، مجریان، عملکرد، حوزه های نفوذ، اهداف، استراتژیها و دیدگاههای خاص آنها در مورد جمهوری اسلامی ایران تبیین و بازشناسی گردد و همچنین به منظور درک بهتر گفتمان غالب و پیش بینی افق تحولات آتی احتمالی،ائتلافهای سیاسی و همچنین گفتمانهای رقیب و جایگزین نیز مورد بررسی قرار می گیرد، حاصل این تحقیق توصیفی و تحلیلی، غرب شناسی علمی و کاربردی نسبت به گفتمانهای سیاسی مسلط درمناطق غرب و درک اصولی مواضع واقدامات بین المللی آنان به منظور فرهنگ سازی عمومی و تخصصی در درک و چگونگی تنظیم روابط دوجانبه در جهت تأمین حداکثری منافع ملی در روابط جمهوری اسلامی ایران درچارچوب اصول بنیادین عزت، حکمت و مصلحت خواهد بود.
انشاءالله