چندى پیش رئیس جمهور کشورمان در یک کنفرانس خبرى که با حضور خبرنگاران داخلى و خارجى برگزار شد اعلام کرد که شمارش معکوس براى نابودى رژیم صهیونیستى آغاز شده است.
همان طور که پیشبینى مىشد و طبیعى هم بود این اظهارات با واکنش تند سران غرب و رسانههاى وابسته به جریان صهیونیسم جهانى مواجه شد.
اما آنچه غیرطبیعى و دور از انتظار به نظر رسید نحوه برخورد برخى مطبوعات داخلى با سخنان رئیس جمهور بود.
اساسا اکثریت قریب به اتفاق مطبوعات کشور از همان ابتداى حضور ایشان در مسند ریاست جمهورى میانه خوبى با دولت نهم نداشتند و هر روز به بهانههاى مختلف دولت را به باد انتقاد مىگرفتند و سعى مىکردند با فضاسازى مسموم علیه دولت خدمات را کم رنگ و ضعفها را پررنگ جلوه دهند.
چه بسیار اشتباهات آگاهانه و ناآگاهانهاى که این قبیل مطبوعات در انعکاس عملکرد دولت به جامعه مرتکب شدند و انصاف رادر نقد دولت به کنارى نهادند.
حتى اگر ما بسیار خوشبینانه این نوع برخورد را از سوى مطبوعات جناح مقابل و معارض در راستاى اهداف گروهى تحلیل کنیم اما نمىتوانیم از کنار بعضى موضعگیرىها به آسانى گذر کنیم.
چرا امروز موضعگیرى اصولى و انقلابى رئیس جمهور باب میل بعضى گروهها و مطبوعات وابسته به آنان قرار نمىگیرد؟ صهیونیستها اعتقاد بسیار زیادى به رسانه دارند و به منظور سیطره بر مطبوعات جهان از هیچ تلاشى فروگذار نکردهاند و به خوبى مىبینیم که در این امر موفق بودهاندو ما امروز شاهد شکلگیرى امپراتورى رسانهاى صهیونیسم جهانى هستیم.
در سال 1869 میلادى خاخام یهودى “را شورون” در سخنرانى خود که در شهر پراگ در اهتمام یهود به تبلیغات ایراد کرد چنین گفت: اگر طلا نخستین ابزار ما در سیطره و حکومت بر جهان است، بىتردید مطبوعات و روزنامهنگارى دومین ابزار کار ما خواهد بود.
“لذا در پروتکل دوازدهم فلاسفه خبیث صهیونیسم آمده است: ما جریان مطبوعات و روزنامه نگارى را به دین صورت در خدمت خویش در مىآوریم، آرام، آرام، به سمت صهیونى کردن مطبوعات حرکت مىکنیم و افسار و عنان آن را به دست گرفته و به سمت خود منعطف مىسازیم.”
حال باید به خود آییم که در کشور ما چه اتفاقى افتاده که برخى مطبوعات انتقادات مسئولان را به رژیم جعلى و غیر قانونى صهیونیست را بر نمىتابند و رئیس جمهور مکتبى و اصولگرا را به تندروى و افراط متهم مىکنند و از به خطر افتادن موقعیت جمهورى اسلامى در نظام بینالملل سخنى به میان مىآورند؟ دولت نهم مظلومیت خاصى را در عرصه مطبوعات تجربه مىکند. این مظلومیت آنگاه دلهایمان را به درد مىآورد که مىبینیم رئیس جمهور در بیان مواضع امام(ره) و انقلاب نیز غریب و تنها است و بىمهرىهاى مطبوعاتى آزارش مىدهد اما این را هم خوب مىدانیم که او در عمل یک اصولگراى واقعى است.