بصیرت: دکتر عبدالکریم سروش در حمایت ازکاندیداتورى مهدى کروبى که دیروز در برخى روزنامه ها و سایت هاى خبرى منعکس شد حاوى برخى از دیدگاه هاى کلى تر او در مورد مسائل انقلاب و جمهورى اسلامى نیز بود که تامل زیادى را برانگیخت، به ویژه اینکه او وقوع انقلاب اسلامى را به کندن چاهى تشبیه کرده است که براى دفن خاک هاى آن مدام باید چاه هاى دیگرى حفر کنیم!یکى از روزنامه هاى بازتاب دهنده اظهارات آقاى سروش، تاکید کرده است که: برخلاف برخى که معتقدند، سخن سروش تا این حد هم عجیب و غریب نیست و«سخن سروش بسیار روشن است»[اعتماد ملى دوشنبه ۲۱/۲/۸۸]
باید گفت که سخنان آقاى سروش اگر ازلحاظ مسائل روز سیاسى هم روشن باشد و ناغریب، اما از منظرگفتمان روشنفکرى دینى و بلکه از لحاظ مبانى معرفتى، هنوز هم پرابهام و غریب و در سیاق همان وصله پینه کارى هاى گذشته است.بدبینى هاى عبدالکریم سروش ظاهراً تمامى ندارد و از سال ها پیش که«دگماتیزم نقابدار» را مى نوشت تا هم اکنون، کار او با چاه و چاله و آه و ناله تمام نشده است. در هرچه که گفته و نوشته است نوعى بدبینى ماکیاولى و بیم و هراس توماس هابزى -اگر چه به سختى- اما بالاخره احساس مى شود.یادمان باشد که این آقاى عبدالکریم سروش، همانى است که گفته بود: بناى تمدن بشرى کج گذاشته شده است و هر چه که بالاتر مى رود، هولناکى این اعوجاج بیشتر مى شود. دستاوردهاى آن همواره براى رفع معایب دستاوردهاى قبلى هستند و این رفع عیب با عیب همواره ادامه خواهد داشت!مساله این است که از تمدن به این بزرگى با آن همه عیب و چاله، چرا آقاى سروش فقط از افتادن در چاه انقلاب اسلامى و نفله شدن در آن بیمناک است. این هم روى آن همه عیب و چاه و چوله که در غرب در کنار آنها زندگى مى کنید.
آقاى دکتر سروش باید کمى دقت کنند تا مانند خمره ساز درداخل خمره گیر نکنند و آن همه که از شیشه هاى کبود مى نالیدند و مى ترسیدند، خودشان بردیده نزنند. اگر به لحاظ معرفت شناختى و فلسفه سیاسى با جمهورى اسلامى در تقابل افتاده و به دنبال پوزیتیویسم علمى، پوپریسم اجتماعى و لوتریانیسم دینى هستید، در این وادى چاه در چاه، چیزى نصیب شما نمى شود، شایدکه در برج هاى کج تمدن بشرى در غرب چیزى بیابید!
باز جاى شکرش باقى است که سردبیر همان روزنامه محترمى که مصاحبه آقاى سروش را منعکس نموده، بر شگفت و غریب بودن مواضع دکتر سروش صحه گذاشته و از آن تحت عنوان«شگفتى هاى عصر ما» یاد کرده است. آرى حمایت یک پروتستانتیست از افتادن قدرت سیاسى کشور به دست یک نفر روحانى در زمره شگفتى هاى عصر ماست! و شگفت تر از آن علاقه به بازى کردن دکتر سروش در یک میدان بازى پر از چاه و چاله!