بصیرت: سران سازکار عرب که به بهانه صلح در خاورمیانه خیانت به آرماهای فلسطین را در دستور کار قرار داده اند، ادعا میکنند که رویکرد اوباما به جهان اسلام نشانگر تفاوت وی با بوش و در نهایت الزامآور بودن همکاری با وی در تحقق صلح خاورمیانه است. آنها با این ادعا طرح سازش با رژیم صهیونیستی را تدوین کرده تا عبدالله دوم پادشاه اردن در سفر به آمریکا، آن را به اوباما ارائه کند. اوباما از زمان ورود به کاخ سفید در حالی ادعای همکاری با جهان اسلام را مطرح میکند، که عملکردها و مواضع وی و همکارانش امری خلاف این مسئله رانشان میدهد. حمایتهای همه جانبه وی از رژیم صهیونیستی و عدم حرکت در مسیر پایان دادن به جنایتهای صهیونیستها، تلاش برای اجرای طرح بر هم زدن روابط اعراب و ایران، عدم خروج نظامیان از عراق،تاکید بر افزایش نظامیگری در افغانستان به بهانه مقابله با افراطی گری، تشدید حملات هوایی به پاکستان و کشتار غیر نظامیان،تاکید بر اجرای سیاستهای خصمانه علیه ایران، ادامه یافتن دخالتهای آمریکا در لبنان با حمایت از جریان 14 مارس، تحریم اجلاس دوربان 2 به دلیل حمایت از رژیم صهیونیستی و... نشان میدهد که اوباما طرحی برای رویکرد به جهان اسلام ندارد و ادعاهای وی در این زمینه در حد شعار است. به عبارتی دیگر میتوان گفت که مواضع اوباما بیانگر هیچ گونه حرکت مثبتی برای بهبود روابط آمریکا با جهان اسلام نیست بلکه صرفا نوعی عوام فریبی برای تحقق اهداف آمریکا بوده است که دستاوردی برای جهان اسلام به همراه ندارد. اوباما اگر واقعا در مسیر تغییر قرار دارد باید سیاستهای گذشته خود را تغییر داده و در اولین گام،شرایط را برای محاکمه سران رژیم صهیونیستی به عنوان جنایتکاران جنگی فراهم کند نه آنکه نشست ضد نژاد پرستی دوربان 2 را تحریم کند.بر این اساس ادعای اعراب مبنی بر دگرگونی در ساختار سیاسی آمریکا و لزوم همکاری باآن برای احقاق حقوق ملت فلسطین، صرفاً سرپوش بر سازشکاری این کشورها و بهانهای برای ادامه خیانت به ملت فلسطین است که در چارچوب همکاری با آمریکا و رژیم صهیونیستی انجام میشود.