بصیرت: فساد به طرق مختلف و متفاوت تعریف شده است که هرکدام از آنها برخی از جنبههای آن را مورد تأکید قرار داده اند. سال های زیادی سؤال در مورد تعریف فساد، بخش زیادی از وقت کنفرانسها و نشستها را برای بحث درباره فساد مالی به خود اختصاص می داد. اما به تدریج با روشن شدن ابعاد مختلف این پدیده ، مانند آن فیلی که در داستانها توصیف آن در ابتدا بسیار سخت بود، تعریف فساد نیز با دشواری زیادی همراه بود. در بیشتر موارد، مشاهدهگران مختلف در مورد اینکه آیا یک رفتار خاص حاکی از فساد است یا نه ، اتفاق نظر دارند. اما متأسفانه، به دلیل رشد و پنهان بودن و پیچیدگی فساد مالی ، مشاهده و اثبات آن اغلب سخت و با دشواریهای زیادی است.معروفترین و سادهترین تعریف فساد تعریف مورد استفاده بانک جهانی است که بر اساس آن فساد عبارت از «سوءاستفاده از قدرت دولتی برای منابع خصوصی است». البته نباید از این تعریف استنتاج کرد که فساد نمیتواند در فعالیتهای بخش خصوصی وجود داشته باشد. بخصوص در مؤسسات خصوصی بزرگ این پدیده به وضوح وجود دارد به عنوان مثال میتوان فساد را در تدارکات یا حتی استخدام این مؤسسات مشاهده کرد. همچنین فساد در فعالیتهای خصوصی که تحت نظارت دولت است مشاهده میشود. برخی مواقع، سوءاستفاده از قدرت دولتی لزوماً به خاطر نفع شخصی نیست بلکه به نفع حزب، طبقه، طایفه، دوستان، فامیل و از این دست صورت میگیرد. در واقع، در بسیاری از کشورها برخی از عواید فساد بر روی تأمین مالی فعالیتهای احزاب سیاسی استفاده میشود.
همه اعمال فسادآمیز منجر به پرداخت رشوه نمیشوند. به عنوان مثال، کارمند دولت که ادعای مریضی میکند ولی به تعطیلات میرود از موقعیت دولتی خود بر روی استفاده شخصی سوءاستفاده میکند ، بنابراین در یک عمل فسادآمیز دخیل بوده است. هرچند که اینجا هیچ نوع رشوهای پرداخت نشده است. یا رئیسجمهور کشوری که در شهر کوچک محل تولد خود فرودگاه میسازد نیز بدون آن که درگیر پرداخت رشوه شده باشد، نوعی عمل فسادآمیز انجام داده است. مهم است که بین رشوه و هدیه تفاوت قائل شویم. در بسیاری از مواقع، رشوه میتواند زیر عنوان هدیه پنهان شود. در مقابل رشوه باید متقابلاً عملی انجام داد در حالی که در مورد هدیه نیازی به جبران نیست. با این حال، با وجود اینکه این دو تفاوت اساسی با هم دارند، برخی مواقع تمایز قائل شدن بین آنها سخت است. در یک نگاه دیگر فساد سوء استفاده از امکانات و منابع عمومی (دولتی) در راستای منافع شخصی یا گروهی تعریف شده است . در این رویکرد فساد، استفاده عمدی و نامناسب از قدرت یا موقعیت واگذار شده به اشخاص است. تعمد، غیر قانونی بودن و جایگزینی منافع خصوصی به جای منافع عمومی از ویژگیهای بارز فساد در این تعریف هستند. بنابراین فساد زمانی اتفاق می افتد که مقام دولتی یا کارگزار حکومتی، منفعت شخصی یا گروهی را بر مصلحت و منفعت عمومی ترجیح می دهد. فساد یک فرایند دو مرحلهای است که ممکن است افرادی را هم از بخش عمومی (دولتی) و هم از بخش خصوصی که مشغول فعالیتهای غیر قانونی، نامشروع و غیر اخلاقی میشوند، در بر گیرد. این گونه فعالیتها، به اقتصاد و رشد اقتصادی کشور صدمه وارد کرده و نهادهای سیاسی و اجتماعی آن کشور را تخریب میکنند. فساد نشانه ای از ضعف سیستم اقتصادی، سیاسی، حقوقی و اجتماعی یک کشور است. فساد اشکال گوناگونی از رشوه،
پارتی بازی ، عزل و نصب، سرقت اموال و امتیازات دولتی، گریز از پرداخت مالیات، انحراف و تغییر در آمدهای دولتی و تخلفات انتخاباتی و... را در بر می گیرد. بدین ترتیب همان طور که دریافت یا پرداخت رشوه نوعی فساد محسوب می شود، نقض قوانین انتخاباتی، یا تقلب در شمارش آرا نیز از موارد فساد به شمار می رود. فساد پدیده ای است که هم در حکومت های اقتدار گرا و هم در حکومت های مردم سالار وجود دارد. در واقع در هرجا قدرت و اختیار هست، فساد هم هست. اما در کشورهای
مردم سالار، امکان مقابله با آن بیشتر است. ممکن است فساد در سه سطح شخصی، نهادی و سیستمی اشاعه یابد. در سطح شخصی فساد در راستای نفع فردی یک شخص صورت می پذیرد. در سطح نهادی این مسئله در جهت منافع یک ارگان و نهاد معین صورت می گیرد و در سطح سیستمی، فساد کل رژیم و نظام سیاسی کشور را دربر می گیرد. برای مقابله با فساد و جلوگیری از آن رویکردهای گوناگونی پیشنهاد شده است که با وجود راهگشا بودن هر یک از آنها، در پاره ای موارد، هیچیک از آنها جامع و کامل نیستند. در یکی از این رویکرد ها، فساد در ردیف مالیات یا حقوق تعریف می شود. اما در واقع رشوه با مالیات تفاوت های عمده ای دارد؛ رشوه سبب می شود پولی وارد خزانه دولت نشود و به دلیل سری بودن، هزینه نقل و انتقال رشوه از مالیات بیشتر است، همچنین اختلافات مربوط به ارتشا از طریق دادگاه قابل پیگیری نیست. به عنوان مثال فرد رشوه گیر می تواند از توافقات به عمل آمده سرپیچی کرده و برای انجام کار مورد نظر مبالغ بیشتری را تقاضا کند.
اشکال گوناگون اعمال نفوذ، از جمله ایجاد گروههای مافیایی یا تأثیرگذار نیز
نمی توانند جانشین های کاملی برای فساد تلقی شوند. تصور کنید در کشوری برای واردات کالا، تعرفه و مجوزهای ویژهای وضع شود که تمام مؤسسات و بخش ها ملزم به رعایت آنها باشند، در اینصورت یک شرکت (مؤسسه) می تواند با پرداخت رشوه به مقامات اداره گمرک از پرداخت تعرفه یا تهیه مجوز طفره رود (فساد در سطح خرد). از طرف دیگر برخی از لابیها و گروههای فشار(فسادهای سازمان یافته) نیز می توانند با اعمال نفوذ و فشار بر دولت، از پرداخت تعرفه یا ارائه مجوزهای لازم معاف شوند. در این میان یکی از تفاوتهای عمده بین رشوه و لابی گری در این است که لابی گری از اثرات بزرگتری برخوردار است؛ به صورتیکه تغییر قوانین و مقررات از طریق اعمال نفوذ، فعالیت تمام مؤسسات و شرکت های موجود در آن بخش و حتی رقبای احتمالی در آینده را نیز از طریق ایجاد موانع ورود و انحصار تحت تأثیر قرار می دهد. به بیان دیگر، این نوع فساد می تواند ساختارهای اقتصادی را تحت تأثیر قرار داده و از این طریق بر رفتار بنگاهها و عملکرد بازار تأثیر بگذارد. در حالی که رشوه ابعاد خرد دارد و در قالب یک مؤسسه یا یک شرکت مورد بررسی قرار می گیرد. تفاوت دوم این است که قوانین تغییر یافته از طریق اعمال نفوذ گروهها، معمولاً شکل باثباتتری به خود می گیرد و برگرداندن آنها به حالت اول مستلزم پرداخت هزینه خواهد بود. سرانجام اینکه برخلاف رشوه، گروهها در ارزیابی سود حاصل از اعمال نفوذ به منظور تغییر قوانین، هزینههای لازم برای مراحل اجرای کار و مشکلات موجود و احتمالی را نیز مورد توجه قرار می دهند. لابی گریهای درون سیستم می تواند رویکرد کلان اقتصادی کشور همچون آزاد سازی اقتصادی، خصوصی سازی، پیوستن به سازمانهای منطقه ای و بینالمللی (نظیر سازمان تجارت جهانی) را نیز تحت تأثیر قرار دهد؛ چرا که چنین سیاستهایی می توانند منافع این گروهها را از فضای مطمئن انحصار به حوزه رقابت سوق دهند.