صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۰:۰۹  ، 
کد خبر : ۹۱۹۵۹
انقلاب اسلامی در سطح بین المللی چه تاثیراتی بر جای گذاشته است؟

انقلابی که صادر شد

سیدعلی محمد آذربخش مقدمه: شکل گیری و ظهور انقلاب اسلامی چه از حیث متنی بر اندیشه الهی که خواست حقیقی بشریت است چه از لحاظ سرعت تاثیرگذاری در معادلات سیاسی و بین المللی این انقلاب را از انقلاب های قبل از خود در دنیا متمایز کرده است. در واقع چون روح انقلاب اسلامی مبتنی بر دو پیام اسلامی-الهی است در دنیایی که هر روز بحران معنویت بر آن سایه می افکند در نتیجه گرایش به آن و تکاپو برای شناخت حقیقت انقلاب اسلامی در دنیا فردی گرفته است. در همین راستا این همان چیزی است که حضرت امام خمینی(ره) از آن به عنوان «صدور انقلاب» یاد کردند. حال پس از 27 سال از عمر انقلاب ما در این زمینه چه کرده ایم آیا توانستیم انقلاب را به دنیا صادر کنیم یا اینکه انقلاب بدون تلاش ما خود زمینه جهانی شدن را داراست؟ برای تبیین بحث گفت و گویی را با حجت الاسلام والمسلمین «عباس محسنی» مدرس حوزه و دانشگاه و مسئول دفتر آثار شهید آوینی در موسسه روایت فتح انجام داده ایم. آنچه در پی می آید متن این گفتگو است.

*جناب آقای محسنی، به نظر شما بحث صدور انقلاب و ضرورت آن چگونه در اندیشه حضرت امام(ره) شکل گرفت؟
**این بحث به تعریف ما از انقلاب اسلامی برمی گردد. انقلاب اسلامی در نگاه حضرت امام(ره) تعریف وسیعی دارد. از یکطرف حضرت امام(ره) اصل انقلاب را یک تحول وجودی برای استقلال و آزادی و برقراری حکومت عدل گستر اسلامی می دانند. حکومت عدل هم آخرین مرحله تکامل جمعی بشر است و تاریخ بشر هم با رسیدن به حکومت عدل به سرانجام خود می رسد. بنابر این انقلاب اسلامی قبل از آنکه هدفش تغییر یک رژیم شاهنشاهی به جمهوری اسلامی باشد از ابتدا چون انقلاب در تعاریف و ارزش های موجود است، مبنای طرح جدیدی را برای کل عالم دارد. به همین دلیل انقلاب اسلامی سرآغاز یک انقلاب جهانی است و وقتی که بحث انقلاب جهانی در میان باشد، بحث صدور انقلاب نیز به طور طبیعی در اندیشه حضرت امام(ره) روی همین مبنا شکل می گیرد. ولی مهم اینست که ما دریابیم که اندیشه انقلاب چگونه صادر می شود. آیا اندیشه انقلاب به تلاش و برنامه ریزی خاصی احتیاج دارد یا اینکه اصل انقلاب تحولی است که به هیچ وجه تابع یک برنامه ریزی خاص نیست. بنابر این صدور انقلاب یک امر قهری است و جدای از اینکه ما توان برنامه ریزی داشته باشیم یا نداشته باشیم، طبیعتا انقلاب خودش صادر خواهد شد و تلاش ما در این جهت می تواند به این صورت تعبیر شود که ما چه سهمی از صدور انقلاب را داریم نه اینکه اگر ما نباشیم انقلاب صادر نمی شود.
*حال در واقع تشکیل انقلاب اسلامی چه تاثیری را در این زمینه ایجاد کرده است؟ از سوی دیگر آیا واقعا انقلاب خودش صادر شده یا اینکه در صدور آن نقش داشته ایم؟
**با ظهور انقلاب اسلامی، بشریت در مقابل یک تعریف جدید از همه چیز قرار گرفت. انقلاب اسلامی از اساسی ترین شعارهایش، شعار نه شرقی و نه غربی بود. محتوای این شعار در بیست و هفت سال پیش به معنی نفی بلوک سیاسی شرق و غرب بود. به عبارت دیگر و با نگاه دقیقتر، بلوک شرق و غرب سیاسی دو شعبه از تمدن غربی هستند. یعنی انقلاب اسلامی با این شعار یک «نه» بزرگ به مبانی، فرهنگ و تمدن غربی گفته است. بنابراین این موضوع حکایت از آن دارد که انقلاب اسلامی، مبانی، تعاریف، فرهنگ و تمدن غربی را به مبارزه طلبیده است.به همین دلیل است که می بینیم کلیت عالم غربی به سرکردگی آمریکا همواره موضعی که در قبال انقلاب اسلامی داشته، موضع نفی و طرد و توطئه و براندازی بوده است. همه این مسائل نشانه انفعالات عالم غربی در مقابل انقلاب اسلامی است.
به اعتقاد من انقلاب اسلامی یک حرکت، جوشش و تحول عظیم انسانی است که تمام حرکات غرب در برابر آن از موضع انفعال قابل بررسی است. ما گاهی اوقات حرکات غرب را طوری تفسیر می کنیم کانه از قدرت آنها برمی آید مثلا تهاجم نظامی، تهاجم اقتصادی و یا تهاجم سیاسی و... آنها را طرح می کنیم. البته این نام ها برای غرب نه از سر قدرت بلکه از سر انفعال است انقلاب اسلامی تمام مبانی تمدن غربی را به مبارزه طلبیده و نهایتا زیربناهای غرب را به لرزه درآورده است . غرب به هر اندازه ای که این لرزش را حس کرده در مقابل آن از خودش واکنش نشان داده است.دعوای عراق و حمله نظامی صدام به انقلاب اسلامی بر سر زمین نبود زیرا ، این موضوع لازم نبود هشت سال طول بکشد.عراق حمله کرد و تا فتح خرمشهر پیش آمد ولی وقتی با شکست مواجه شد، برایش عقلانی نبود که در عین شکست به جنگ ادامه دهد. از آنجایی که دعوا بر سر زمین نبود و موقعیت مرزی در این راستا بهانه بود، می بینیم تا آنجایی که منفعت غرب اقتضا می کند جنگ را ادامه می دهد و تا آن مقطعی که تمام خواسته بر حق جمهوری اسلامی بر سر شناسایی، تنبیه و اخراج متجاوز به رسمیت شناخته می شود، هشت سال از شروع جنگ گذشته است. کسانی که قطعنامه 598 را در سال 1366 تصویب کردند، آیا اینها از ابتدا نمی دانستند که هیچ مسئله ای یا اتفاقی رخ نداده که نیاز به بحث بر سر اصل ماجرا باشد؟ چراهشت سال طول کشید؟ به خاطر همین از اول هم می دانستند که دعوا بر سر زمین نیست دعوا روی اختلافات مرزی نیست. آنها به صراحت نمی گفتند ولی به یقین می دانستند که دعوا بر سر مسئله ای است که انقلاب اسلامی برای عالم غرب پدید آورده است و تهاجم فرهنگی و نظامی علیه ما راه انداختند. به عقیده من گسترش ویدئو، گسترش شدید ماهواره و حتی توسعه اینترنت در واکنش به موجی است که انقلاب اسلامی برای عالم پدید آورده است.
*ولی اعتقاد بر اینست که ظهور این وسایل به دلیل پیشرفت های علم بشری بوده و اگر حالا خلق نمی شدند به مرور زمان در پروسه رشد صنعت و تکنولوژی به وجود می آمدند؟
**وجود اینترنت، سیستم مخابراتی مثل موبایل و ماهواره برای هر رژیمی خطرناک است، حتی برای خود غربی ها. اما از آنجایی که کنترل عالم بعد از انقلاب اسلامی برای غربی ها این معنا را پدید آورد که با این وسایل ارتباط جمعی بتواند سیطره خود را بر جهان سریعتر گسترش دهد و سلطه اش را حفظ کند و به عبارت دیگر همه مسیر حرکت را در اختیار خود داشته باشد، سبب شد که این جور وسایل ارتباط جمعی علاوه بر ابزارهایی که قبلا بود از رشد سریعتری برخوردار شود.
درخصوص ارتباط پیشرفت تکنولوژی و سرعت عمل تولید آلات و ابزار ارتباطی با ظهور انقلاب اسلامی بیشتر توضیح دهید. لطفا به صورت عینی تر در این باره مصداق بیاورید.ببینید، الان غرب روی چه پایه ای می چرخد؟ کل سیستم غرب بر پایه اصالت سود استوار است. مطمئنا گسترش اینترنت، ماهواره وموبایل سود اقتصادی برای غرب به همراه دارد و در این موضوع شکی نیست. اما این سود اقتصادی می توانست بیش از اینها باشد. یعنی دقیقا براساس همان اصالت سود می توانست این کار را انجام دهد. در همین وضعیت هم اصالت سود برقرار است نه اینکه بخواهیم آن را از غرب نفی کنیم منتهی ضرورت مقابله سریع و آنی، غرب و شرق را به آنجا می رساند که ظرفیت های اطلاع رسانی را جهانی کنند و به صورت همه گیر آن را در جهت اهداف خود به کار گیرند و ظهور انقلاب اسلامی آنها را بر آن داشت در این عرصه فعالتر عمل نمایند و مبارزه جدی تر را پیگیری کنند.
مثال دیگری خدمتتان عرض می کنم. سازمان های بین المللی قبل از انقلاب اسلامی نقش ایفا می نمودند. آیا مردم دنیا اسم آژانس بین المللی انرژی اتمی را شنیده بودند؟ الان اسم آژانس انرژی اتمی مرادف با ایران و در صدر اخبار جهانی است. سازمان های حقوق بشر و... نیز چنین وضعیتی را به خود گرفته اند. اصلا شما اسم «ایران» را در اینترنت جستجو کنید. ببینید روزانه به چند خبر در این زمینه دسترسی پیدا می کنید و دقت کنید جهت این اخبار به نفع ایران است یا به ضرر ایران.خوب، طبیعی است که با توجه به کوتاه شدن دست بیگانگان از این مملکت، آنها از هر منفذی برای ضربه زدن به کشور عمل می کنند و حال این عمل را از طریق وسایل ارتباطی ایفا می نمایند.
ببنید وقتی می گویند دست بیگانگان از کشور کوتاه شد یعنی چه؟ یعنی آنها در ایران دارای منافعی بودند ولی حالا دیگر این منافع را ندارند. من استدلالی برای این موضوع دارم و قصه به این سادگی که تصور می شود نیست. سهم ایران در حال حاضر در اقتصاد جهانی چقدر است؟ کمتر از نیم درصد. نیم درصد کم و زیاد در اقتصاد جهانی اخلالی وارد نمی کند. ولی آیا می دانید چه عاملی اخلال ایجاد می کند؟ اینکه جمهوری اسلامی تصمیم می گیرد در بازار بین المللی اقتصادش را از حالت معامله با دلار در بیاورد و با یورو معامله کند. این عمل تا زمانی که مربوط به جمهوری اسلامی است هیچ اخلالی ایجاد نمی کند. ولی وقتی کشورهای دیگر مثل سوریه، ونزوئلا و... هم با ایران همراه می شوند، دیگر نقش ایران پررنگ تر می شود. یعنی جمهوری اسلامی به مردم دنیا دارد راه نشان می دهد که چگونه می توان اقتدار تنها ابرقدرت بلامنازع را در دنیا شکست و با او از طریق مبارزه با اقتصادش وارد عمل می شوند. یعنی جمهوری اسلامی عملا می گوید، ای مردم دنیا برای حفظ استقلال خویش و مبارزه با زورگویی های آمریکا بیائید ارز آن را به رسمیت نشناسید و یک ارز معتبر دیگری را جایگزین آن کنید.حالا از موضع دیگری به قضیه نگاه می کنیم. ایران به عنوان ژاندارم منطقه برای آمریکا از دست رفت. درست! ولی عربستان، کویت، امارات، بحرین و... از دست نرفتند. به جای یک ژاندارم آمریکا می تواند همه اینها را به عنوان ژاندارم داشته باشد و می توانست تا حالا که بر سر مرزهای شوروی سابق ایستاده بود. تغییر مکان نماید و در مرزهای خلیج فارس مستقر شود و این عمل در جغرافیای سیاسی تاثیر زیادی ندارد ولی مسئله بر سر منطقه جغرافیایی و تمامیت ارضی نیست. حرف بر سر آنست که بنیاد آمریکا و بنیاد غرب را به مبارزه طلبیده است.
*به نظر شما ظهور انقلاب اسلامی در سطوح بین المللی چه تاثیرات بنیادینی را بر جای گذاشته و چه نتایجی در این راه داشته است؟
**به نظر من انقلاب اسلامی در دنیا چهار موج ایجاد کرده است و این امواج در 72 سال اخیر نمود عینی داشته و در سطح ملی و بین المللی در حال اشعه پراکنی است.موج اول، گرایش به اسلام شیعی است به عنوان اسلام ناب در بین ملل و مذاهب اسلامی. مذاهب متعددی در دنیا وجود دارد ولی هیچکدام از آنها عاشورا ندارند، هیچکدام اجتهاد و فقه پویایی مثل شیعه ندارند و نهایتا اینکه هیچکدام از آنها عرضه تشکیل حکومت در دنیای معاصر را نداشته اند. تشکیل حکومت بر اساس دین یکسو از قضیه است و طرف دیگر آنست که عالم را دعوت به دین نماید. بنابر این نقش به تعبیر حضرت امام(ره) :اسلام ناب محمدی موجی است که از انقلاب اسلامی برخاسته و ملل مسلمان را متوجه خودش کرده است.
موج دوم گرایش به اسلام در بین ادیان الهی است. یعنی بین مسیحیت و یهودیت و احیانا زرتشت، گرایش به اسلام در سال های اخیر شدت گرفته است. این موج نتیجه آنست که انقلاب اسلامی با رجوع به اصل اسلام طوری آن را در این زمانه احیا کرده که طبیعتا این گرایش هم در بین اهل ادیان به وجود آمده است.موج سوم گرایش به معنویت در بین تمامی بشریت است. یعنی بشریتی که ممکن است اصولا معتقد به دین خاصی نباشد. این موج گرایش به معنویت الان مد روشنفکری و فرهنگی-هنری غرب است. فیلم هایی که ساخته می شود، تصنیف ها و آهنگ هایی که به تیراژ میلیونی در غرب تکثیر و منتشر می شوند خیلی ها از آنها که از آوازه جهانی برخوردارند، از ترجمه اشعار مولانا و حافظ در ترانه هایشان استفاده شده است. این گرایش به معنویت گرایش انقلابی نیست ولی بشر خسته از عالم غربی را تسکین می دهد.
موج چهارم، موج عدالتخواهی است. ملت هایی هستند که مسلمان نیستند و بنا ندارند که مسلمان شوند ولی از ظلم ستیزی انقلاب اسلامی درس گرفته اند و بسیاری از کشورهای مستضعف جهان سمت و سویی که در حال حاضر از خود نشان می دهند، برگرفته از انقلاب اسلامی است. کشورهایی مثل بولیوی، ونزوئلا، برزیل و... در این کشورها گرایش های چپ که قبلا با فروپاشی شوروی رنگ باخته بود به خاطر شعارهایی که در مبارزه با قدرت بلامنازع آمریکا می دهند، مردم از آنها استقبال می کنند و جالب اینجاست که این کشورها برای شروع این مبارزه، ارتباطات خود را با ایران برقرار و تقویت می کنند.این چهار موج از انقلاب اسلامی صادر شده است.
*جناب آقای محسنی، به نظر شما بعد از 27 سال از انقلاب اسلامی چه موانعی بر راه صدور انقلاب اسلامی وجود داشته یا احیانا چه مولفه هایی آهنگ صدور انقلاب را کندتر نموده است؟
**اصلی ترین مانع آنست که با وجودی که ما در ام القرای انقلاب اسلامی زندگی می کنیم. درک درستی از انقلاب اسلامی به عنوان یک انقلاب جهانی نداریم.این درک درست را چه کسی باید به ما یاد می داد و باید از کجا نشأت می گرفت؟به نظر من وظیفه اندیشمندان بوده است. البته موانعی در این زمینه وجود داشته است.اصلا دامنه وجودی انقلاب اسلامی آن قدر گسترده است که آنچنان که در توصیف چهار موج گفتم، انقلاب اسلامی منتظر فعالیت ما به عنوان شهروندان این انقلاب توقف نکرده تا ما آن را صادر کنیم بلکه این ابعاد گسترده و ماهیت آزادیخواهانه و استقلال گرایانه آن خودبخود زمان و مکان را بدون دخالت ما درنوردیده است.
*مگر در این امواج که برشمردید چه عواملی دخیل بودند و منشا انقلاب اسلامی را از کجا می دانید؟
**انقلاب اسلامی یک خواست تاریخی است. یعنی ما نبودیم که انقلاب اسلامی را به وجود آوردیم و آن را صادر کردیم. تعبیر حضرت امام(ره) اینست که این انقلاب به عنایت الهی اتفاق افتاده است.اگر تمام وقایع برای ظهور انقلاب اسلامی موجود بود ولی حضرت امام(ره) در آن عرصه وجود نداشت، اصلا انقلاب اسلامی اتفاق نمی افتاد. از آن طرف اگر حضرت امام(ره) در عرصه حضور می داشت و اصل انقلاب در وجود ایشان محقق نمی شد، این انقلاب در بیرون جنبه عینی نمی توانست داشته باشد پس انقلاب اسلامی وقتی پدید آمد که در نفس زکیه حضرت امام(ره) انقلاب پدید آمد.
*برگردیم به سوال قبلی، شما موانع صدور انقلاب را به جز در عدم شناخت ما نسبت به انقلاب جهانی اسلامی، در چه می دانید؟
**به طور کلی همه پیش زمینه های دیگر برگرفته از همان مانعی است که از آن به عنوان عدم شناخت کافی درباره انقلاب جهانی اسلام یاد کرده ام. یعنی اگر می خواهیم بگوییم که همت و وحدت کلمه برای تحقق صدور آن نداشته ایم به علت عدم شناخت ما از انقلاب برمی گردد. حال در این راستا می توان گفت که خود را بیشتر صرف تنازعات داخلی و برخی فعالیت های سیاسی زودگذر کرده ایم و از اصل صدور غافل مانده ایم این نکته باز رابطه عمیقی با عدم شناخت ما دارد. من می خواهم بگویم که اگر برخی از مسئولین ما به دنیاطلبی روی نمی آوردند و ما شناخت کاملی از انقلاب جهانی خویش داشتیم، در حال حاضر در مرتبه بسیار بالاتری از موقعیت فعلی در بحث صدور انقلاب قرار گرفته بودیم.
البته اینها برخی از موانعی بودند که از بعد داخلی ما متوجه آن بوده ایم. اما از بعد پیروزی نیز کارشکنی های استعمار و مبارزات مداوم رژیم آمریکا و ایادی آن در تخریب موقعیت های ممتاز انقلاب اسلامی باعث شده که ما از آنطرف نیز در صدور انقلاب نتوانیم با جدیت و آرامش خاطر بیشتری اقدام نماییم.من معتقدم که اولا خود ما درک درستی از انقلاب جهانی اسلامی برای صدور آن نداشته ایم و از سوی دیگر نیز درک درستی از جهان پیرامون خود نداشته ایم تا بتوانیم در این روند از ابزارهای موثرتری در صدور انقلاب بهره بگیریم. ضمن آنکه موانع بیرونی به اندازه خود در این راستا تاثیرگذاری عمیقی را بر کند بودن صدور انقلاب جهانی اسلامی ایفا نموده است.
*به نظر شما شناخت ما از جهان پیرامون چه نقشی را می توانست در بحث صدور انقلاب و سرعت عمل بخشیدن به آن ایفا نماید؟
**من یک نمونه در این زمینه اشاره می کنم. یک بحث نظری در این رابطه وجود دارد که غرب دارای ذات پارادوکسیکال است. یعنی ما اگر این نقاط متضاد در ذات غرب را می دانستیم، می توانستیم در صدور انقلاب بیشترین بهره را ببریم. این به عدم شناخت غرب برمی گردد. یکی از این پایانه ها پارادوکسیکال رسانه است. رسانه برای اینکه باورپذیر جلوه کند، اخبار را پوشش می دهد و شعار جریان آزاد اطلاعات را ندا می دهد. در این راستا به سود صاحبان صنایع ثروت و قدرت در غرب این اخبار را پوشش می دهند. حالا برای شناخت دقیقتر این موضوع به نامه آقای احمدی نژاد به بوش و چگونگی پوشش آن توسط رسانه ها که با ذات پارادوکسیکال خود آن را منتشر ساختند اشاره می کنیم. رسانه ها اصل خبر نامه را منتشر کردند. متن نامه هم منتشر نشده بود دو روز روی اصل خبر نگارش نامه کار کردند و رسانه ها متن نامه را منتشر کردند. یکباره متن نامه آقای احمدی نژاد به بوش در صدر اخبار رسانه های دنیا قرار گرفت. در اینجا رسانه به ضد خودش تبدیل شده بود. رسانه ها در این جامعه چند صدایی می خواستند صدای حق را خفه کنند اما مجبور شدند خودشان صدای حق را منتشر کنند.خیل عظیمی از مردم دنیا می خواهند بدانند که حرف جمهوری اسلامی چیست و در اینجا دیدگاه های انقلاب اسلامی از طریق رسانه های غربی که خودشان درصدد سرکوب و تحریف اخبار ایران بوده اند به گوش تشنگان ایده های انقلاب اسلامی در سراسر جهان رسانده شد. این موضوع همان تضاد داخلی و درونی ظرفیت های خود غرب است که شناخت آنها به ما کمک فراوانی برای صدور انقلاب می نماید.
*با توجه به تعبیر مقام معظم رهبری برای تشکیل حکومت جهانی اسلامی باید چند مرحله را طی کنیم. آیا پس از 27 سال توقف بر مرحله تشکیل دولت اسلامی به عنوان نماد تاخیری ما در صدور انقلاب قلمداد نمی شود؟
**من تعبیرم این نیست که خیلی دیر به این مرحله رسیده ایم. یعنی رسیدن به این مرحله از نظر من خیلی سریع بوده است. در تجربه های انقلاب های حقیقی که در دنیا داشته ایم-فرانسه و روسیه، اگرچه در نسبت با انقلاب اسلامی، انقلاب حقیقی محسوب نمی شوند وصرفا وجهه سیاسی دارند- مرحله رسیدن به قانون اساسی برای آنها که بتواند حرکتشان را در آینده تدوین کند بسیار طولانی بوده است ولی ما در کمتر از یکسال به قانون اساسی رسیده ایم و دستیابی به این امر خیلی سریع انجام شد.ما بعد از 27 سال به مرحله تثبیت و توانایی تحت تاثیر قرار دادن جغرافیای سیاسی عالم رسیده ایم یعنی کمتر از 12 سال از انقلاب ما گذشته بود که جغرافیای سیاسی دنیا تغییرات جدی کرد، بلوک سیاسی شرق فروپاشید و جالب اینست که فورپاشی بلوک شرق را یکسال قبل از آنکه سرویس های جاسوسی غرب اعلام کنند، رهبر این انقلاب اعلام می کنند. به عبارت دیگر خبری را که سرویس های جاسوسی غرب نمی توانند پیش بینی کنند رهبری این انقلاب در تحولات آینده می بیند و اعلام می نماید.اینها از اثرات جهانی انقلاب اسلامی است. شکل گیری جنبش های اسلامی در سراسر دنیا، بیداری ملت ها و استقلال طلبی آنها در مبارزه با استعمار و حرکت های آزادیخواهانه ای که هر روز در سراسر جهان در حال شکل گیری است همه از پیامدها و تاثیرات جهانی صدور انقلاب اسلامی است و در این رابطه آن را تاخیر نمی دانم.
*یعنی شما معتقد نیستند که در بحث صدور انقلاب تاخیرات جدی صورت پذیرفته که قابلیت های ما در این زمینه مورد استفاده قرار نگرفته است؟
**زمانی که رنسانس در غرب پدید آمد تا زمانی که توانست سلطه خودش را از لحاظ فکری و سیاسی و نظامی بر عالم گسترش داد چیزی حدود 150 سال طول کشید ولی اندیشه انقلاب ما کمتر از 27 سال به تمام عالم رسیده است. بنابر این صدور انقلاب در تحولات و تاثیرات جهانی نه کند است و نه اینکه ما نسبت به صدور انقلاب عقب هستیم.
*جناب آقای محسنی شما چه رابطه ای میان ظهور انقلاب اسلامی و فروپاشی بلوک شرق سیاسی یا به اصطلاح شوروی متصور هستید؟ آیا انقلاب اسلامی تاثیری برای فروپاشی داشته است؟
**استدلال من اینست که تمدن غربی عالم را دو قطبی کرده بود یا بلوک شرق سیاسی یا بلوک غرب سیاسی و هیچ راه سومی وجود نداشت. انقلاب اسلامی وقتی در معادلات بین المللی وارد شد شعار نه شرقی و نه غربی را سر داد و عملاه راه سومی را به دنیا عرضه کرد. تا قبل از آن هرکس می خواست از امپریالیسم فرار کند به دامن سوسیالیسم شرق پناه می برد و هر کس از سوسوی سوسیالیسم می ترسید به دامن کاپیتالیسم پناه می برد. ظهور انقلاب اسلامی این معادلات را به هم ریخت و چون بلوک شرق سیاسی علنا با دین و خدا درافتاده بود زودتر از غرب سیاسی از هم پاشید و انقلاب اسلامی مایه این اتصال به خدا قرار گرفتن را در نظام سیاسی موجب شد و آنکه با این اتصال نسبت زیادی نداشت سریعتر از هم پاشید. اساسا از نگاه ملل جهان اگر انقلاب اسلامی اتفاق نمی افتاد، این فروپاشی هم اتفاق نمی افتاد.
با تشکر از حضرتعالی که وقتتان را در اختیار هفته نامه صبح صادق قرار دادید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات