صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۰:۲۳  ، 
کد خبر : ۹۱۹۶۲

... و مشت «چپ» باز شد

مرتضی صفارهرندی

آنچه در شماره های پیشین درباره «جریان ملی گرا» مورد توجه قرار گرفت ، به دوره دوازده ساله پس از شهریور 1320 مربوط می شد. این 12 سال در ریشه یابی جناح های سیاسی مختلف جایگاه ویژه ای دارد. بین سال های 1320 تا 1332 بروز خلأ نسبی در راس مخروط قدرت سیاسی کشور، امکانی را برای ابراز وجود گروه های سیاسی فراهم ساخت.
توسعه نفوذ بین المللی همسایه شمالی ما (شوروی سابق) در این مقطع و شعارهای ضداستثماری حاکمان جدید آن، فرصت بزرگی برای «جریان چپ» ایجاد کرده بود. چپ های ایرانی از این امکان در قالب شعارهای حمایت از کارگران و تحریک قومیت ها استفاده می کردند. اما این تنها ابزار سیاسی آنان نبود. به جرأت می توان گفت رشد «چپ» در دهه 20 بیش از هر چیز مدیون زدوبند با دولتمردان در فضای خلأ سیاسی پس از سقوط پهلوی اول است. درست است که چپ گرایان با شعارهایی از قبیل مبارزه مستمر طبقاتی برای استقرار جامعه بی طبقه، حکومت کارگران و... البته بعضا با چاشنی دین گریزی نظر مخاطبان مشخصی را در جامعه جلب کرده بودند، اما آنان با تاکید بر چارچوب قانون اساسی پادشاهی و از طریق استفاده از تضادهای جناح های درون حاکمیت سلطنتی، در ساختار تصمیم گیری کشور مشارکت داشتند.
در سال 1321 شورشی در اعتراض به قحطی در تهران رخ داد. اولین مفروض هر ناظری قاعدتا این است که این شورش بایستی از سوی کسانی رهبری شده باشد که داعیه دار اصلی حمایت از اقشار فرودست و استثمار شده جامعه بوده اند. اما واقعیت آن است که چپ گرایان هیچ نقشی در آن نداشتند. چرا که در پشت صحنه، آنها وعده هایی را مبنی بر سهیم شدن در دولت، از قوام السلطنه نخست وزیر وقت گرفته بودند.
منسجم ترین حزب تاریخ ایران
«حزب توده» که در ابتدای همین دوره تاسیس شده بود در انتخابات مجلس چهاردهم 9 نماینده را وارد مجلس کرد. این 9 نماینده به گفته احسان طبری (از رهبران برجسته این حزب) توسط سفارت شوروی انتخاب شدند و دخالت قوام السلطنه آنان را به دستگاه قانونگذاری فرستاد. زدوبند توده ای ها به این مورد منحصر نشد. زمانی که سیدضیاءالدین طباطبایی (رقیب دیرینه خاندان پهلوی در کسب قدرت از اربابان انگلیسی) پس از مرگ رضاخان قصد ورود مجدد به جنگ قدرت را داشت، محمدرضا شاه در ملاقاتی با وکلای حزب توده (کشاورز و اسکندری) از حمایت این حزب وابسته به شوروی برای مبارزه با سیدضیاء برخوردار شد. مشخصه اصلی حزب توده از بدو پیدایش، انحصار اهداف آن در تامین منافع شوروی بود.
داعیه ضد امپریالیستی توده ای ها در این دوره هیچ گاه آنان را به حمایت از کسانی که بی هیچ یاوری جز خداوند پنجه در پنجه انگلیس انداخته بود ترغیب نکرد.
آیت الله کاشانی سال ها به خاطر مبارزه با سیطره طلبی انگلیس، در زندان آنان به سر برد. اما دریغ از یک اعتراض حزب توده! چرا که همه چیز این حزب در چارچوب تقسیم منافع متفقین در ایران مفهوم می یافت.
با نگاهی به گذشته تحزب در ایران اعتراف خواهیم کرد که حزب توده متشکل ترین حزب در طول تاریخ معاصر ایران بوده است. این حزب تنها گروه دارای تشکل های صنفی تحت عناوینی مثل شورای متحده کارگری، اتحادیه های دهقانی، سازمان جوانان، سازمان زنان و... بود. به همه اینها باید فعالیت سازمان مخفی نظامی این حزب را نیز بیفزاییم. کار این تشکل، که توسط کامبخش (از موسسان حزب توده) و کیانوری (دبیر کل حزب توده در دوران انقلاب اسلامی) اداره می شد، سازماندهی افسران حزب توده، محافظت از تعقیب یا فراری دادن بازداشت شدگان آنها و جمع آوری اطلاعات جاسوسی مورد نیاز ارتش سرخ شوروی بود.
هواداران آذری قربانی معامله «سرخ»ها
غائله فرقه دمکرات آذربایجان از نقاط اوج قدرت نمایی حزب توده با پشتگرمی از حمایت همسایه شمالی بود. آنها در این دوران طلایی حکومت فرفه دمکرات را به حساب خود گذاشته بودند و از در اختیار داشتن یک میلیون عضو در این خطه دم می زدند. این توده بی اطلاع، چندی بعد شاهد بودند، توافق قوام و ساد چیکف وزیر خارجه شوروی اثری از حکومت خودمختار مورد حمایتشان باقی نگذاشت. آنان قربانی شدند تا اراده روس های سرخ برای تنش زدایی با انگلیس و آمریکا در ایران نیز تحقق یابد.پس از این مقطع بخشی از توان حزب توده به سمت عملیات تروریستی گرایش می یابد و همین امر سبب غیرقانونی شدن فعالیت آن در سال 1327 می شود. اما اوج گرفتن درگیری سیاسی بین عوامل دربار و طرفداران ملی شدن صنعت نفت بار دیگر فضای تنفسی را برای توده ای ها فراهم می سازد. آنها در این زمان توانستند نهادهای صنفی وابسته به خود را مجددا فعال سازند. فضای بازشده ای که در اثر تضعیف نقش دربار، در جریان جنبش ملی شدن نفت به وجود آمده بود، مجالی برای توسعه فعالیت های سیاسی، فرهنگی و مطبوعاتی توده ای ها نیز بود. به گونه ای که به ادعای بهرامی دبیر کل وقت حزب توده در این زمان فقط اعضای تهرانی حزب مذکور، قریب ده هزار نفر بوده اند. کارکرد این جماعت اغوا شده از شعارهای حمایت از زحمتکشان به جای تحکیم حرکت ضدامپریالیستی مردم، در شکل در گیری های خیابانی با احزاب راست گرای طرفدار ملی شدن نفت مثل حزب زحمتکشان (شاخه خلیل ملکی که از حزب توده منشعب شده بود) بروز و ظهور می یافت.
اما ثمره این نوع مشاجرات، فضای متشنجی بود که توجیه خوبی را برای وقوع کودتا و آغاز یک دوران سیاه 25 ساله از اختناق و سرکوب فراهم می کرد. فسوسا که دولت لیبرال مصدق این امکان را در اختیار حزب قدرتمند و کمونیست توده گذاشته بود؛ حزبی که اعتقادات ضددینی، وابستگی به قدرت الحادی شوروی و تجربه دیکتاتوری آن در آذربایجان و کردستان سبب نگرانی مردم و نخبگان دینی شده بود. این نگرانی حتی باعث شده بود که مرجع تقلید بلندمرتبه شیعیان (مرحوم آیت الله بروجردی) از خوف تفوق بزرگترین قدرت الحادی دنیا بر کشور امام زمان(عج) به موجودیت دربار به عنوان یک سگ نگهبان در مقابل آن گرگ بنگرد.متاسفانه عملکرد دولت مصدق نه تنها رافع این شبهه نشد، بلکه امکان هتاکی حزب الحادی به مقدسات دینی مردم را مهیاتر ساخت. کشیده شدن دامنه این گونه اقدامات حزب توده به حریم مقدس حوزه علمیه قم این احساس خطر را تقویت می کرد.این گونه حوادث در کنار ترور شخصیت سیاسی ترین عالمان شیعه همچون آیت الله کاشانی از سوی توده ای ها و دیگر گروه های هتاک، دیگر کمترین انگیزه ای برای مقابله مردم متدین با کودتای آمریکایی باقی نگذاشت.
توده ای ها در روز 26 مرداد 1332 برخلاف تظاهرات 30 تیر همان سال از سوی رهبرانشان دستور داشتند که از انجام هرگونه تظاهرات خودداری کنند. احسان طبری با بیان این قرینه و شواهد دیگر، از این فرضیه سخن به میان آورده است که شوروی نیز از کودتای 28 مرداد مطلع و به نوعی با آن موافق بوده است.پس از کودتا رهبران حزب توده یا به کشورهای بلوک شرق و غرب گریختند و یا خود را به رژیم آمریکایی شاه فروختند. یکی از روشنفکران معروف بعدها در وصف دوستان توده ای اش چنین سرود:
مشت های آسمان کوب قوی
واشدند و گونه گون رسوا شدند
یا نهان سیلی زنان یا آشکار
کاسه پست گدایی ها شدند

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات