بسماللهالرحمنالرحیم
بحث مذاکره آمریکا با ایران که طی چند روز گذشته به تدریج جایگاه چند باره قابل توجه درمیان اخبار مهم دنیا پیدا کرد با اظهارات اخیر «خاویرسولانا» به اوج رسید. برخی از رسانه ها به نقل از سولانا اعلام کردند:«ایران آماده مذاکره با آمریکاست» در حالی که حرف اصلی سولانا این است:« بر این باورم که مسئولان عالی رتبه ایران آماده مذاکره با واشنگتن هستند.» اینکه ملاک برداشت سولانا چیست، موضوع بحث نمی باشد، بحث برسر این است که علت طرح مجدد این سخنان از سوی مقامات آمریکایی چیست و در قبال آن کدام پاسخ و واکنش مناسب است.
دولتمردان آمریکایی که روزی با غره شدن به عده وعده خود و فریب افکار عمومی داخلی آمریکا و مردم جهان با بهانه کردن حادثه بسیار مشکوک یازده سپتامبر و با ادعای مبارزه با تروریسم این «حق ناحق» را برای خود تراشیدند تا در هر نقطه جهان دست به هراقدام ناشایست بزنند مشروع و پذیرفته جلوه کند، تدریجا در روند معکوس قرار گرفتند و زمانی به خود آمدند که متوجه شدند با تارهایی که به دور خود تنیده اند، امکان هرگونه تحرک مثبت را از دست داده اند.
به زعم مقامات آمریکایی در هر برنامه شکست خورده نومحافظه کاران، سایه جمهوری اسلامی ایران مشاهده می شود. در شرایط حاضر نومحافظه کارانی که در ابتدای ورود به کاخ سفید گمان می کردند با آرایش «بدهیبتی» که گرفته اند در ادامه قادر خواهند بود با اتکاء به عوامل جدیدی که به تصور آنها موجب افزایش قدرت آنها گردیده می توانند، مقتدرانه مسایل چند ساله ایران و آمریکا را به نفع خودشان حل کنند، متوجه شده اند نه اینکه چیزی به نفع آنها تغییر پیدا نکرده بلکه این جمهوری اسلامی ایران بوده که توانسته مدبرانه و دقیقا مماس و متناسب با اقدامات آمریکا سیاستهای خود را به اجرا گذارده تا جایی که پس از گذشت بیش از شش سال، بررسی وضعیت دو طرف حاکی از آن است که ایران در بسیاری از عرصه ها دشمن کینه توزش را جاگذاشته است. بخش واقع بین دولت بوش متوجه این مسئله شده و آن را پذیرفته و برهمین اساس میل به تغییر وضعیت پیدا کرده است.
چه بسا از نگاه آنها تامین منافع آمریکا در شرایط حاضر طرح مباحثی با محوریت گفتگو با ایران باشد که در اشکال مختلف ابراز می شود. حال باید دید تامین منافع ایران نیز از همان مسیری انجام می پذیرد که منافع آمریکایی ها تامین می شود تا به توان نگاه خریدارانه به این اظهارات انداخت. یقینا پاسخ منفی است، زیرا رویگردانی ایران از مشی و مسیری که هرچند با دشواری و محنت،بسیاری از خواسته های آن را برآورده ساخته و ورود به مسیری که هیچگونه نشانه و تضمین اطمینان بخشی برای به مقصد رسیدن آن مشاهده نمی شود، به هیچ وجه منطقی و عقلانی نیست، افزون براینکه درهم شکسته شدن بیشتر آمریکا نیز در روزهای آتی قابل پیش بینی است.
اما فقط درحدی که فضای دیپلماسی خالی از کلام و سخن نباشد می توان تنها درباره دیدگاه آمریکایی ها واکنش شفاهی بدون پشتوانه اجرایی داشت، زیرا شواهد و قراینی وجود دارد که می توان استنباط کرد ایران در آستانه برخورداری از یک «فرصت طلایی»در آینده نزدیک قرار گرفته است. حال که آمریکایی ها مجبور به تعجیل هستند جمهوری اسلامی می تواند از صبر و طمأنینه خویش بیشترین بهره را ببرد.