صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۱ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۸  ، 
کد خبر : ۹۲۵۵۳

سیاست خارجی دولت نهضت آزادی


مرتضى صفار هرندى
نهضت آزادی و ملی گرایان حاکم بر دولت موقت با آن که همواره از دخالت نهادهای انقلابی در کار خود شکایت داشتند اما پیوسته برای تسلط بر نهادهای روییده از متن انقلاب در کنار کنترل نهادهای رسمی (حتی ارتش) تلاش می کردند. جالب است که آنها اولین خیز را برای به دست گرفتن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با تشکیل مجموعه ای به نام «گارد ملی» آغاز کردند. در این مجموعه که در مدت اندکی به عنوان «سپاه پاسداران» شناخته شد، فردی مثل محمد محسن سازگارا - همکار کنونی نومحافظه کاران آمریکایی در موسسه اینترپرایز- مسئولیت واحد اطلاعات و تحقیقات را بر عهده داشت. در روزهای اول ابراهیم یزدی مشاور نخست وزیر، محمد توسلی(عضو فعلی مرکزیت نهضت آزادی) را به فرماندهی این مجموعه برگزید.
توسلی از جمله کسانی بود که نقش رابط بین نهضت آزادی و ماموران اطلاعاتی و سیاسی آمریکا را ایفا می کرد. تلاش ملی گرایان برای قرار دادن سپاه تحت نظارت دولت موقت به دلیل هوشیاری اکثریت خط امامی موسسان سپاه و رایزنی آنان با شهید بهشتی بی نتیجه ماند و بالاخره اساسنامه سپاه در آن زمان این نهاد انقلابی را تحت فرمان و نظارت شورای انقلاب قرار داد.
شاید یکی از ناراحتی های اعضای دولت موقت این بود که تلاش آنها برای به دست آوردن کنترل کامل نهاد های انقلابی و مردمی مثل کمیته انقلاب اسلامی، سپاه، جهادسازندگی و ... بی ثمر مانده بود. در اولین روزهای پیروزی انقلاب فردی به نام سرهنگ توکلی سعی داشت کنترل کمیته های انقلاب اسلامی را به دست گیرد. او همزمان به عنوان دستیار قرنی تلاشی برای تسلط بر ارتش رهیده از رژیم سلطنت را آغاز کرد. در همان روزها جزئیاتی از گفت و گوی سرهنگ توکلی با یک مامور سازمان سیا به نام رالف شانمن فاش شد. او در این گفت و گوها به مأمور سازمان سیا- که به عنوان عضو هیئت اجرایی کمیته آمریکایی حقوق بشر در ایران فعالیت می کرد- تاکید کرده بود: «اگر آمریکا و انگلیس از او و دیگر افسران قابل اطمینان و واقع بین حمایت کند، در آینده منانع غرب و به ویژه این دوکشور را حفظ خواهد کرد .» با فاش شدن این خبر، توکلی از مسئولیت خود (با عنوان رئیس ستاد عملیاتی ارتش) کناره گیری کرد.
او در مصاحبه ای با مطبوعات با بیان این ادعا که «سرلشکر قرنی به دلیل 25 سال دوری از ارتش، مسائل را آنچنان که باید درک نمی کند»گفت: «من شخصاً مایل بودم ستاد ارتش را بر عهده گیرم. اما اگر فرماندهی نیروی زمینی را هم بدهند قبول می کنم.» واقعیت این است که ارتش به دلیل نوع نگاه بازرگان و یارانش تا مدت ها با گرایشی متفاوت با نیازهای انقلاب اداره می شد. حضرت آیت ا...العظمی خامنه ای که در آن زمان به نمایندگی از امام راحل در جلسات شورای عالی دفاع شرکت می کردند، آن دوره را این گونه به یاد می آورند: «تا چندماه بعد از انقلاب دستگاه مستشار ارتش آمریکا در یکی از نیروهای سه گانه ارتش دم و دستگاه خودشان را داشتند.» ایشان همچنین ماجرای جلوگیری شان از تصویب تثبیت جایگاه مستشاری آمریکا با عنوان جدید را ذکر می کند.
اصولا نگاه بازرگان و یارانش به نحوه تعامل با آمریکا به شیوه فعالیت سیاسی قبلی او از طریق دوستی با ماموران آمریکایی مربوط می شد. چنان که ارتباط گسترده معاون او (عباس امیر انتظام) با آمریکایی ها- که از دهه 40 آغاز شده بود- در زمان مسئولیت دولت موقت نیز در قالب ارائه اطلاعات از آخرین وضعیت درونی نظام نوپا به ماموران سفارت آمریکا ادامه یافت. براساس اسناد لانه جاسوسی امیرانتظام در این ارتباطات با چند اسم رمز در بین آمریکایی ها شناخته می شد.
در این حال و در شرایطی که ارتباط امیر انتظام با ماموران اطلاعاتی آمریکا در ایران پس از انتصاب وی به سفارت ایران در کشورهای اسکاندیناوی ادامه یافته بود، نخست وزیر دولت موقت او را به عنوان نماینده ویژه خود در مذاکره با آمریکا، شوروی و اروپا برگزیده بود. مسئله قابل توجه این است که چگونه یک دیپلمات برجسته از محل ماموریت خود در اقصی نقاط اروپا با چنین انگیزه و جدیتی طرح انحلال مجلس خبرگان را به دلیل تصویب اصل ولایت فقیه به بازرگان ارائه کرده بود واگر مخالفت حضرت آیت ا... العظمی خامنه ای (نماینده شورای انقلاب) در جلسه هیئت دولت موقت نبود، این طرح به صورت مکتوب به حضرت امام ارائه می شد. بدین ترتیب بعید نیست که مشاوره های عناصر اطلاعاتی آمریکا و غرب، امیرانتظام را به رغم اشتغال به مسئولیت سنگین نماینده ویژه رئیس جمهور در مذاکره با کشورهای قدرتمند غرب و شرق به دادن طرح انحلال مجلس خبرگان واداشته باشد.
سکان وزارت امور خارجه در یک تقسیم قدرت بین ملی گرایان در ابتدای دولت موقت به کریم سنجابی (وزیر علوم دولت مصدق و دبیر کل جبهه ملی) سپرده شد. دعوای دیرینه جبهه ملی و نهضت آزادی در مدت زمان کوتاهی باعث کناره گیری سنجابی وبه دست گرفتن سکان دیپلماسی جمهوری اسلامی از سوی ابراهیم یزدی شد. شاید دوره چندماهه وزارت یزدی با توجه به ویژگی های شخصیتی پنهانکارانه اش، به طور طبیعی نمی توانست نمایانگر واقعیت عملکرد او باشد، اما این قضاوت«فاس» دیپلمات برجسته آمریکا در تهران درباره وزیر خارجه آن روزهای جمهوری اسلامی است: «او(یزدی) به احتمال بیش از سایر همکاران انقلابی خود شخصی خواهد بود که ما می توانیم برای به دست آوردن چشم انداز بهتری از نتایج ( به محض این که او درباره موضعی توافق کرد) با او صحبت کنیم.»
درچند مورد رفتارهای یزدی نشان دهنده تمایل او به مخفی نگه داشتن خیلی چیزها از نگاه رهبری داشت. مرحوم حجه الاسلام فردوسی پور نقل می کند زمانی که سادات درکمپ دیوید توافق سازش با صهیونیست ها را امضا کرد وامام (ره) دستور قطع رابطه با مصر را دادند، یزدی و قطب زاده از اعلام خبر این دستور امام در رادیو وتلویزیون خودداری کردند. یزدی در واکنش به اعلام نگرانی امام از این امر گفته بود: «دیر نمی شود.» البته آنها در نهایت مجبور به انتشار دستور امام شدند، اما به هر حال چیزی که گریزی از آن نبود تفاوت نگرشی دولت نهضت آزادی با امام در موضوع سیاست خارجی بود. درحالی که شعاع انقلاب اسلامی و فرهنگ آن درکشورهای اسلامی در حال گسترش بود، یزدی در دوران مسئولیت خود بارها تاکید می کرد که ایران قصد صدور انقلاب خود را ندارد. امام در آن روزها به صراحت ایده تشکیل حزب جهانی مستضعفین را اعلام کرده بودند. اما همت سیاست خارجی دولت موقت عمدتاً مصروف رفع نگرانی آمریکایی ها از رفتارهای داخلی و خارجی جمهوری اسلامی بود.
این گرایش در بسیاری از اوقات به چالشی اختلاف برانگیز در سطح مدیریت نظام بر آمده از انقلاب اسلامی منجر می شد. مخالفت های بازرگان با تصفیه سران مفسد رژیم سابق علاوه بر نوع اعتقاد لیبرالیستی او به همین گرایش مربوط می شد. پنهانکاری یزدی وبازرگان درسیاست خارجی بالاخره دراقدام خودسرانه آنان در ملاقات با برژینسکی مشاور امنیت ملی جیمی کارتر رئیس جمهور آمریکا بروز و ظهور یافت. به گفته مرحوم حاج سید احمد خمینی، ابراهیم یزدی حتی پس ازاین سفر نیز در هنگام ارائه گزارش سفر به حضرت امام، سخنی از انجام این ملاقات نگفته بود و سعی در پنهان کردن آن داشت. وقتی همزمان با فتح لانه جاسوسی، این اقدام بازرگان نیز افشا شد، اواستعفا کرد واین بار استعفایش از سوی حضرت امام پذیرفته شد. امام پس از این ماجرا چنان درحذف این جریان از صحنه مدیریت کشور مصمم شدند که حتی به گفته شهید بهشتی خواستار حذف بازرگان از مجموعه اعضای شورای انقلاب بودند و تنها اصرار اعضای روحانی شورای انقلاب سبب ادامه عضویت بازرگان در این شورا شد.
در خوشبینانه ترین برداشت، چیزی که در ذهنیت دیپلمات های دولت موقت هیچ نشانی از آن یافت نمی شد، فهم تعارض شدید منافع کشورهای سلطه گر غربی خصوصاً آمریکا با نظام برآمده از انقلاب اسلامی بود. ایده لغو سفارش خرید تسلیحات و ادوات نظامی از آمریکا وانگلیس با این استدلال صورت می گرفت که این تجهیزات متناسب با نقش ژاندارمی ایران درمنطقه بوده و لذا نیازی به آنها نیست. اما وقتی چنین تصمیم هایی درکنار اقداماتی مثل کاهش دوره خدمت سربازی دیده شود، بوی یک توطئه از آن استشمام می شود، توطئه ای که نتیجه آن در شهریور 1359 آشکار شد. زمانی که ارتش متجاوز بعث وارد خاک کشورمان شد تا کیلومترها از مقتدرترین ارتش منطقه خبری نبود. اصرار بر چنین تصمیماتی عموماً از سوی افرادی مثل امیر انتظام و تیمسار مدنی صورت می گرفت که بعدها اسناد ارتباط آنها با مأموران آمریکایی فاش شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات