برگردان: فرزان شهیدی
بر اساس پژوهشی که بر روی سربازان آمریکایی مستقر در عراق انجام شده، معلوم شده است که حداقل یک سوم از این سربازان به شکنجه منظم عراقی ها می پردازند. این شکنجه ها اعم از آزارهای جسمی و روانی از ابتدای بازداشت مظنونان آغاز شده ودر مراحل بعدی یعنی بازجویی واسارت به اوج خود می رسد.
این امر نشانگر آن است که تجاوز به حقوق بشر در عراق از سوی اشغالگران آمریکایی همچنان ادامه دارد وحتی رسواییهایی چون شکنجه زندانیان «ابوغریب» مانع ادامه این روند نشده است.
چگونه است که ابرقدرت جهان که مدعی حقوق بشر و دمکراسی وتمدن بشری است، از ارتکاب جنایات جنگی وشکنجه شهروندان ابایی ندارد؟ آیا زمان آن فرانرسیده است که اشغالگران، عراق را ترک کنند وبلکه نسبت به جنایات و نقض حقوق بشر در عراق محاکمه شوند؟
از سوی دیگر پژوهش مزبور نشان می دهد که بسیاری از نیروهای آمریکایی در عراق دچار بیماری روانی شده اند. افزون بر فشارهای میدانی دلیل عمده این بیماری به این نکته بازمی گردد که این نیروها نسبت به ادامه حضور خود در عراق قانع نشده وتوجیه عقلانی برای آن نمی یابند. از این رو حضور سربازان آمریکایی توام با نوعی اکراه واجبار بوده ودر بسیاری موارد برای تسلی از فشارهای روانی به شکنجه عراقی ها روی می آورند!
جنایات آمریکا منحصر به عراق و زندان ابوغریب نیست. در «گوانتانامو» بدترین شکنجه ها علیه زندانیان اعمال می شود و ابتدایی ترین حقوق آن ها که مفاد کنوانسیون ژنو بر آن تصریح نموده زیر پا گذارده می شود. هم پیمان آمریکا یعنی رژیم صهیونیستی هم در اراضی اشغالی به هتک حرمت وشکنجه زندانیان فلسطینی می پردازد، تنها به این جرم که در پی آزادی و اراضی خود هستند.
آیا دوایر بین المللی به ویژه سازمان ملل ونهادهای وابسته به آن نیم نگاهی به این جنایات نمی افکنند؟ چرا رسانه ها ونهادهای مدنی در سراسر دنیا علیه این گونه نقض حقوق بشر اعتراض جدی نمی کنند؟ آیا محاکم بین المللی همچون دادگاه لاهه تنها برای محاکمه مخالفان آمریکا ساخته شده است؟ آیا نمی توان پای جنایت کاران وتروریستهای دولتی را به این دادگاه کشانید؟
چگونه است که رسانه های غربی تنها به ترویج تروریسم وخشونت اسلامی می پردازند؟ آیا اتهام به اسلام ومسلمانان دستاویزی برای توجیه جنایات سازمان یافته توسط مدعیان «مقابله با تروریسم» نیست؟
واقعیت آن است که ابرقدرت ها علاوه بر سیطره سیاسی ونظامی بر رسانه ها وشبکه های اطلاع رسانی هم سلطه دارند، لذا اخبار وحوادث گوشه وکنار جهان را متناسب با اهداف ومنافع خود پوشش می دهند و از تحریف حقایق و دروغ پردازی وسانسور ابایی ندارند.
اما این همه ماجرا نیست، چرا که در جهان پهناور ما هنوز وجدان های بیدار حضور دارند وایجاد ارتباط واطلاع رسانی با توجه به پیشرفت وسایل ارتباط جمعی چندان دشوار نیست. در وهله اول رسانههای جهان اسلام باید وارد این عرصه شوند وبه اطلاع رسانی شفاف واقعیت ها در منطقه خصوصا اخبار عراق وفلسطین بپردازند. متاسفانه برخی رسانههای منطقهای خواسته یا ناخواسته در جهت سیاست های تبلیغاتی وخبررسانی آمریکا وغرب حرکت می کنند وبرای نمونه به آتش فتنه واختلافات در منطقه دامن می زنند. آیا زمان آن نرسیده است که جهان اسلام مواضع وعملکرد خود را حداقل در برابر تجاوزات وجنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی یکپارچه کند؟