فتحالله پریشان
آنچه شخصیت فارابی را ممتاز جلوه می دهد، ابداعات فکری و نوآوری های اندیشه ای و فلسفی او است. تجدید فلسفه و تأسیس فلسفه اسلامی یکی از این نوآوری ها است. دکتر داوری که بیشترین تحقیقات را در مورد فارابی انجام داده، در کتاب «فارابی، موسس فلسفه اسلامی» معتقد است که فارابی در فلسفه، به مقام اجتهاد رسیده بود و نه تنها مانند ارسطو ، معلم علم برهان بود، بلکه علوم را طبقه بندی کرد و علوم اسلامی را هم در طبقه بندی و ترتیب آنها وارد نمود. مصالحه بین فلسفه و دین از دیگر ابدعات فکری وی است. در نگاه فارابی ، حقیقت فلسفه همان معرفت به خداوند یکتا است و از این لحاظ، با دین که بر بنیاد توحید و ایمان به خداوند است، تفاوتی ندارد. تنها فرق آن دو، نه در غایت و ماهیت، بلکه به صورت متدولوژیک است. یکی با قوه نظری است و دیگری با قوه متخیله است و انسان کامل فارابی، که همانا «رئیس اول » و «نبی » و «امام» است، در هر دو قوت، مورد عنایت عقل فعال است، اما دیگران متفاوتند.
فارابی در بحث وجود و ماهیت، برای نخستین بار، علت فاعلی را بر خدا منطبق کرده است و حقیقت و غایت فلسفه را نه فقط کشف جهان، به تعبیر یونانیان، بلکه معرفت به خدا به تفسیر اسلامی آن دیده است. نوآوری دیگر اینکه فارابی نظریه عقول را که از عقل بالقوه آغاز می شود و عقل مستفاد را به عقل فعال متصل می کند، از فلسفه کلاسیک یونان گرفت و با آشتی دادن آن با مبانی اسلامی، عقل فعال را بر فرشته وحی و روح القدس و جبرئیل امین منطبق کرد و افاضات آن را، که از منبع الهی دریافت می کند، به انسان کامل و «نبی» و «واضع النوامیس» می رساند. اگر چه در فلسفه کلاسیک، افلاطون به فیلسوف شاه معتقد بود و در کتاب پنجم جمهور می گفت: یا فیلسوف باید پادشاه شود یا پادشاهان باید در سلک فلاسفه درآیند، اما فارابی این معنا را گسترش داد و از اصطلاحات اسلامی نیز بهره گرفت و فیلسوف کامل خود را بر «امام» ، «نبی» و «واضع نوامیس » و« ملک مطلق» و «رئیس اول» منطبق کرد. تقسیم موجود به واجب الوجود و ممکن الوجود ، فهم منطق صوری یونانی ها به طور کامل و انتقال آن به اعراب و مسلمانان و مبارزه با احکام پنداری و خارق العاده ای که از نجوم به سرنوشت بشر نسبت داده می شد، از دیگر نوآوری های فارابی است.
اگر چه فارابی در مباحث علم مدنی خویش از فلسفه کلاسیک بهره گرفته است اما تردیدی نیست که معماری او آن چنان از معارف قرآنی بهره گرفته است که با مصالح و مواد اولیه خود، تفاوت ماهوی دارد. او سه نوع مدینه ضد فاضله بیان کرده که هر کدام به شش نوع مدینه تقسیم می شوند. بنابراین، هجده نوع مدینه وجود دارد و هر کدام یا در نظام سیاسی مدینه است یا در نظام سیاسی امت و یا در نظام سیاسی معموره ارض ( دولت جهانی) که در مجموع 45 نوع نظام سیاسی به وجود می آید. این تقسیم از ابتکارات فارابی است و سابقه ای در قبل ندارد. یکی از محورهای اساسی در فلسفه سیاسی فارابی ، که کلید فهم بسیاری از موضوعات اوست، بحث «فضیلت» و فضایل می باشد. براساس آن، انسان و اجتماع به دو دسته فاضل و غیرفاضل تقسیم می شود و این تقابل ارزشی در سطوح مختلف اجتماعات کامل و نظام سیاسی فارابی مطرح و از همین طریق، ملاک تقسیم بندی نظام های سیاسی مطلوب و غیر آن به دست می آید:
الف- اجتماع فاضل: اجتماعی که تحت ریاست رئیس اول (فاضل) اداره می شود. فارابی در مقابل اجتماع فاضل، سه نوع اجتماع غیر فاضل را مطرح می کند؛ اجتماع جاهله، اجتماع ضاله و اجتماع فاسقه.
ب- نظام سیاسی مدینه: معلم ثانی ابتدا با ملاک فضیلت، مدینه را به دو نوع «مدینه فاضله» و «مدینه غیرفاضله» تقسیم می کند و در تعریف مدینه فاضله می گوید:« مدینه ای که مقصود حقیقی از اجتماع در آن، تعاون براموری است که موجب حصول و وصول به سعادت آدمی است، مدینه فاضله است.» سپس مدینه غیرفاضله را با الهام از قرآن و مبانی دینی، به چهار قسم تقسیم می کند:
1- مدینه جاهله: مدینه ای است که مردم آن، نه سعادت را شناخته و نه حتی به دل آنان خطور کرده است و اگر هم به سوی آن ارشاد شوند، نه فهم کنند و نه بدان معتقد شوند.
2- مدینه فاسقه: مدینه ای است که آرا و عقاید مردم آن، عیناً همان آرا و عقاید مردم مدینه فاضله است و به هر آنچه مردم آن آگاه و معتقدند، اینان نیز اعتقاد دارند، اما افعال و کردار آنان به سان افعال و کردار مدینه های جاهله است.
3- مدینه مبدله: مدینه ای است که آرا و عقاید و افعال گذشته آنان فاضله بوده ولی آن آرا استحاله شده و تغییر یافته است.
4- مدینه ضاله: مدینه ای است که مردمش در زندگی باز پسین، همین سعادت ( مربوط به مدینه فاضله) را می خواهند، اما این اعتقادشان تغییریافته و درباره خدا و موجودات ثوانی و عقل فعال، معتقد به آرای فاسده ای شده اند.
سپس فارابی مدینه جاهله را براساس غایات و اهداف مردم آن، به شش نوع مدینه تقسیم می کند که البته همین اقسام در ذیل مدینه فاسقه، مبدله و ضاله نیز مطرح است. بنابراین مدینه های غیرفاضله به 24 قسم به شرح ذیل تقسیم می شوند: مدینه جاهله ضروریه، جاهله بداله، جاهله خست، جاهله کرامیه، جاهله تغلبیه، جاهله جماعیه، مدینه فاسقه ضروریه، فاسقه بداله، فاسقه خست، فاسقه کرامیه، فاسقه تغلبیه، فاسقه جماعیه، مدینه مبدله ضروریه، مبدله بداله، مبدله خست، مبدله کرامیه، مبدله تغلبیه، مبدله جماعیه، مدینه ضاله ضروریه ، ضاله بداله، ضاله خست، ضاله کرامیه، ضاله تغلبیه، ضاله جماعیه.
ج- نظام سیاسی امت: ابتدا امت را به دو نوع «امت فاضله » و «امت غیرفاضله» تقسیم می کند و در تعریف امت فاضله که دست کم از سه مدینه تشکیل شده، می گوید:« امتی که همه مدینه های آن برای رسیدن به سعادت تعاون کنند، امت فاضله است.»
د- نظام سیاسی معموره (جهانی): همانند دو نظام قبلی ، فارابی دولت جهانی خویش را به دو نوع «معموره فاضله» و «معموره غیرفاضله» تقسیم می کند. معموره فاضله تعریفی شبیه امت فاصله دارد در سطح جهانی و همه اقسام 24 گانه مدینه های غیرفاصله در ذیل امت و معموره غیرفاضله با دست کم 72 نوع نظام نامطلوب در کنار سه نظام مطلوب مطرح خواهد بود.