بصیرت: قبایل پشتون در دو سوی خط مرزی «دیوراند» میان پاکستان و افغانستان به دلایل تاریخی در محور مناقشه ای منطقه ای با ماهیتی بین المللی قرار گرفته اند.
هر چند دورنمای جنگی که در این مناطق در شمال پاکستان و شرق و جنوب افغانستان در جریان است، بدرستی روشن نیست، اما از هم اکنون می توان پیش بینی کرد آینده این منطقه متفاوت تر از وضعیت کنونی و گذشته آن باشد. سازمان یافته ترین قبایل، در حال دگرگونی ساختاری قرار گرفته اند و شاید هم در پایان این جنگ نابرابر که آگاهانه ایدئولوژیک شده است، قبایل پشتون وارد دوران جدیدی شوند و شیوه زندگی و زیستی هزاران ساله شان را اگر نه به طور کامل رها کنند ولی در مسیری قرار گیرند که برای دولتهای ملی اسلام آباد - کابل دردسرساز تلقی نشوند.
اما جالب تر این است که جنگ تنها علیه قبایل پشتون است و خود آنها صاحب و اداره کننده جنگ نیستند. درست به همین دلیل است که بهای اصلی مادی و انسانی آن را قبایل می پردازند.
جنگ ایدئولوژیک شده کنونی در مناطق پشتون نشین شمال پاکستان و شرق و جنوب افغانستان نبرد بین دو ایدئولوژی مدعی است. هر دو مدعی اند که می خواهند مردم را به سعادت برسانند و برای رساندن مردم به سعادت است که جنگ می کنند. القاعده و طالبان با ادعای جهاد علیه کفر جهانی مشغول کشتار مردم قبایل هستند و آمریکا و ناتو و ارتشهای متحد پاکستان و افغانستان، سعادت را در ایدئولوژی دموکراسی لیبرال در زرورق پوشانده اند و با توپ و تانگ و جنگنده و موشک باران مناطق مسکونی، زمینه ورود مردم به بهشت موردنظر را فراهم می کنند. در این بین، این مردم هستند که کشته می شوند و خود نمی دانند که این بهشت اجباری کجاست که آنها باید از میان خون و آتش عبور کنند تا به آن برسند.
واقعیت این است که القاعده، طالبان، آمریکا، ناتو و هر بازیگر دیگری که در مناطق پشتون نشین در دو طرف خط مرزی «دیوراند» مشغول جنگ ایدئولوژیک شده است؛ در سودای بهشت، جهنم را پیش روی مردم گشوده است.
اما در این میان، دولت و ارتش پاکستان که جنگ را در دره «سوات» پی می گیرد، با موقعیت دشوارتری رو به روست. حداقل اش این است که هم اکنون با جمعیت آواره یک و نیم میلیونی رو به روست که پس از سال 1947 و زمان جا به جایی بزرگ جمعیت مسلمان از هند با آن رو به رو نبوده است. گرچه پشتونها در افغانستان این جا به جایی را در دوران جهاد علیه اتحاد شوروی سابق تجربه کرده اند، اما در هر حال پاکستان اکنون میزبان پشتونها با ملیت خودی است.
تردید نباید کرد که وضعیت جاری در میان قبایل پشتون بهای آن را تنها به قبایل تحمیل نخواهد کرد و در صورت ادامه سایر قومیتها در پاکستان و افغانستان و حتی در منطقه ممکن است درگیر پیامدهای منفی آن شوند. گذشته از این تجربه تاریخی در سایر مناطق جهان نشان می دهد که جنگ ایدئولوژیک بسادگی پایان نمی یابد و می تواند سالها ادامه یابد. هم اکنون قبایل پشتون با جنگی نابرابر و با دورنمای ناروشن رو به رو شده اند؛ جنگی که مال آنها نیست، اما مجبورند بهای آن را بپردازند.