این روزها فیلمی روی پرده سینماهاست که هرچند در گروه فیلم های معمولی و به اصطلاح گیشه ای قرار می گیرد اما سازنده آن همراه با توزیع مشکوک سی دی با کیفیت این فیلم در بازار قاچاق، چنان سروصدایی راه انداخت که انگار اهداف فرهنگی آن زیر سؤال رفته است و اگر چنین نمی شد فروش آن رکورد سینمای ایران را می شکست اما به زعم بسیاری از منتقدان اتفاقی نمی افتاد و اگر این سروصداها و جنجال ها صورت نمی گرفت، این فیلم هم مانند همقطارانش به فروشی نسبی دست می یافت و مورد توجه منتقدین و روزنامه نگاران قرار نمی گرفت.
اگر شما تاکنون این فیلم را ندیده اید داستان آن از این قرار است که کامران که در دبی دارای یک رستوران است روزی با ماشین یک دختر (سارا خوئینی ها) تصادف می کند و دلبسته هم می شوند. آنها ازدواج می کنند و پدر دختر (محمدرضا شریفی نیا) که از سرمایه داران ایرانی دبی است آنها را برای ماه عسل به کانادا می فرستد، پس از بازگشت آنها رفتار کامران (امین حیایی) روز به روز تغییر می کند. نیما (پارسا پیروزفر) همکار و شریک او که پسر آرامی است، خود را به زن نزدیک کرده و یک مثلث عشقی شکل می گیرد. کار تا جایی پیش می رود که زن تصمیم می گیرد از همسرش جدا شده و با نیما ازدواج کند. پس از این تصمیم است که می فهمیم کامران و نیما کارشان سرکیسه کردن دختران پولدار است و آنچه تابحال دیده ایم کار آنها در چند سال اخیر است. کامران با دختران پولدار ازدواج می کند و با بداخلاقی، نیما به آنها نزدیک شده و در فرصتی مناسب زنها را به منزلش کشانده و بعد از آزار و اذیت و تهیه فیلم از آنها توسط کامران از آنها اخاذی می کند.این قصه با گول خوردن این دو مرد ادامه دارد چرا که آخرین زن نیز خواهر یکی از قربانیان بی گناه آنها در ایران است و این بار با علم وارد بازی نیما و کامران شده است و درنهایت سبب می شود آن دو یکدیگر را به قتل برسانند.
فیلم نقاب، فیلمی است که همه اش همین فیلمنامه نسبتا جذاب (البته از نوع خودش) است و چیز دیگری برای گفتن ندارد. هرچند مطرح می شود که فیلمنامه نقاب اقتباسی است از فیلمنامه بلوف. درهرحال شاید بتوان گفت کاظم راست گفتار به عنوان یک کارگردان نتوانسته است از عهده فیلمنامه برآید، به عبارت دیگر کارگردانی او آنقدر ضعف دارد که باعث می شود حتی نتوان در کلیت اثر از آن دفاع کرد. کارگردان حتی نمی تواند از بازیگرانش بازی در خور توجه بگیرد. ببینید بازی یکدست سارا خوئینی ها و بازی تکراری امین حیایی را.
اما باید دراین میان به فیلمبرداری زیبای علیرضا زرین دست اشاره کرد و چه بسا اگر نبود تکنیک زرین دست در فیلمبرداری فیلم نقاب، فیلمی می شد که حتی ارزش یکبار دیدن را نیز نداشت.
یکی ازمواردی که در فیلم نقاب، بیننده فهیم را به شدت آزرده می کند، اغراق و بزرگنمایی از کشورهای عربی (دبی) است. شروع فیلم و دقایق اولیه فیلم ما را به سمت یک فیلم کاملا تبلیغاتی از یک کشور هدایت می کند. نماهای درشت از ساختمانهای مجلل و تزئینی و ژورنالیستی دبی که با شعارهای اقتصادی به نفع سرمایه گذاری خصوصی برای این بندر همراه است.
البته این شعارها در طول فیلم بارها و بارها تکرار می شود. جمله نیما (پارسا پیروزفر) را خطاب به کامران (امین حیایی) بیاد بیاورید. دوبی به مراتب بهتر از ترکیه است. در دوبی هرچیزی پیدا می شود، بنظر بنده فیلم نقاب یک فیلم ضدارزشی است. فیلمی است که در سراسر آن روش های سوءاستفاده کردن از زنان را به مخاطب آموزش می دهد. دراین فیلم روشهای عملی، چگونگی سوءاستفاده از زنان و دختران را به مخاطب آموزش می دهیم. دقت نمائید به چگونگی قراردادن دوربین فیلمبرداری توسط نیما و کامران برای صحنه های غیراخلاقی از روابطشان.
وقتی بیان می شود که کارگردان در خط فیلمنامه حرکت می کند و هیچگونه خلاقیتی از خود به خرج نمی دهد، موید این نکته است که کارگردان حتی سعی نمی کند بعضی از کلمات غیراخلاقی را از فیلم حذف کند. دقت نمائید به گفته نیما به کامران (بسیار وقیحانه و خارج از عرف جامعه) «نباید با این یائسه ها زندگی کرد. باید اینها را سرکیسه کرد»!
باید از آقای راست گفتار پرسید که هدفش از ساختن چنین فیلمی چه بوده، مگر نه اینکه یک هنرمند از خلق هر اثر هنری، یک هدف خاصی دارد. هدف کارگردان فیلم نقاب چه بوده؟
این فیلم کیان خانواده را زیر سؤال می برد. در این فیلم، هر زنی را که نشان می دهند، یا برای خوشگذرانی ازدواج کرده (گفته زن اول کامران در برخورد با نیما: زنی با سن و سال من که نمی تونه، بوی فرند «دوست پسر» داشته باشه، پس مجبور شدم تا ازدواج کنم، هم اینکه شوهر داشته باشم و هم یک نوکر) و یا برای خیانت به همسر، زیرا تمام موارد ازدواج در این فیلم، در آخر به خیانت ختم می شود. آقای راست گفتار آیا به راستی شما تمام زنان را اینگونه دیده اید. و یا چشمان خود را به روی شیرزنانی بسته اید که با فوت همسرشان، با تمام سختی ها، ساخته اند و به کوچکترین لغزشی از جاده عفت دچار نشده اند.
راستی آقای راست گفتار هدفتان از ساختن فیلم نقاب چه بود. البته شما جوابی به این سؤال نخواهید داد. زیرا هنوز تکلیف خود را با خود نیز نمی دانید. چرا؟ بخاطر اینکه وقتی یک سایت مخالف از شما می پرسد «شما کتابی به نام (نگرش بر تاریخ سیاست در سینما) در سال 60 نوشته اید و آن کتاب، کتابی انقلابی بوده است و ...»شما در پاسخ بیان می کنید « من هیچ اسمی روی خودم نمی گذارم، نه در آن زمان خودم را انقلابی می دانستم (دقت نمائید سال شصت را می گویند) و نه حالا محافظه کار...» (مصاحبه راست گفتار با سایت ضدانقلاب روز ، تاریخ 18/3/86) و در ادامه می فرمائید. «شرایط در سالهای شصت شرایطی به اصطلاح انقلابی بود. شرایطی شعارزده که همه در آن بدون تفکر شعارهای گنده گنده می دادند...!!»
فیلم نقاب، فیلمی در ستایش از بی بند و باری است. هرچه در فیلم دیده می شود. تشویق به بی بند و باری است. بقول کارگردان و فیلمنامه نویس، ایرانی هایی که به دبی می روند، برای خوشگذرانی و خوردن مشروب و شنیدن آهنگهای لس آنجلسی است. اصولاً ایرانی ها، همگی طرفدار بی بند و باری هستند؟!!
آنچه با دیدن این فیلم به ذهن خطور می کند که چرا فیلمی ضدارزشی پس از 3 سال بایگانی در ارشاد، اجازه اکران می گیرد. چه کسی و یا چه افرادی در دولت اصولگرا، مجوز نمایش اینگونه فیلم ها را صادر می کند. آن هم در شرایطی که کشور در سال گذشته در گیر خروج چندین فیلم خانوادگی از محفل خانواده ها بوده است. آیا با نمایش اینگونه فیلم ها، قبح، خروج فیلم های خانوادگی شکسته نمی شود. آیا باید اجازه داد در کشوری اسلامی، یک کارگردان خواسته یا ناخواسته، کیان خانواده و زنان مسلمان ما را زیر سؤال ببرد؟
و به راستی گروه های طرفدار زنان و فمینیست پرستها در اکران این فیلم کجا هستند. نکند به خواب رفته اند. چطور است که این گروه ها، برای هرگونه احقاق حقوق زنان، داد سخن و تشکیل انواع سمینارها و میتینگها را می دهند، اما در مواجهه با فیلم «نقاب» حقیر شدن زنان را نمی بینند؟ شاید چون در فیلم، زنان ادای روشنفکران را درمی آورند، به راحتی ارتباط با جنس مخالف دارند و انواع قمارها را بلدند. (شاید اینها جزء کیان واجب طرفداران زنان و فمینیستها است) دریغ از یک اطلاعیه و یا حتی شعار کوچک تبلیغاتی در روزنامه هایشان و یا در سایت هایشان. خلاصه کلام اینکه، فیلم نقاب می توانست، فیلمی خوب از آب درآید. به شرط اینکه آقای راست گفتار مقداری از جنبه های حجب و حیا را در فیلم رعایت می کرد.
گاهی حسرت می خورم به اینکه چرا هنرمندان ما، حتی یک بار هم که شده، سوره یوسف را نمی خوانند تا ببینند که می توان در کمال ادب و در کمال رعایت اصول اخلاقی، یک قصه زیبا را بیان کرد.
واقعا تحلیل فقط با حب و بغظ اول میگه چرا زنان بی بند بار نمایش داده شدن بعد میگه این زنان قمار باز و ... دقیقا مثل اینکه من بگم چرا یه سکانس دزدی پخش شد بعد یه ادم دزد نشون دادین دقیقا فیلم داره میگه کسی که این مدل زندگی رو انتخاب کنه با همچین مشکلاتی رو برو میشه