صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۱ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۰  ، 
کد خبر : ۹۳۲۵۵

«حزب موازی» برای حفاظت منافع آمریکا


مرتضى صفار هرندى
مداخله آمریکایی ها در مسائل سیاسی ایران برای براندازی جمهوری اسلامی یا تغییر ماهیت آن در حال حاضر جنبه علنی به خود گرفته است. اما در بدو پیروزی انقلاب اسلامی آنها سعی می کردند ردپایی در این زمینه باقی نگذارند. خصوصاً که فقدان سیستم اطلاعاتی و امنیتی درکشور امکان بیشتری برای آمریکایی ها در این زمینه فراهم ساخته بود. آنها با هر وسیله ممکن سعی داشتند اندکی از خسارتی را که به خاطر سقوط رژیم شاه متحمل شده بودند، جبران کنند. خدا می داند که اگر لانه جاسوسی تسخیر نمی شد چه رازهایی تا سالیان دراز سر به مهر می ماند. اسنادی که پس از 13 آبان 58 به دست نیروهای مسلمان خط امامی افتاد، نشان داد که آمریکایی ها به محض آن که از شوک روزهای اول پیروزی انقلاب اسلامی رستند، برقراری ارتباط با جریان های سیاسی را برای بازگرداندن آب به جوی چند دهه تسلط خود بر مقدرات این سرزمین آغاز کردند. درماه های اول پس از پیروزی انقلاب اسلامی احزابی به صحنه آمدند و در مدت کوتاهی در مناطق مختلف کشور مسئله سازی کردند. پشتوانه تحرک بسیاری از این احزاب، روابط پشت پرده آنان با بیگانگان به ویژه متضرر بزرگ صحنه ایران، یعنی ایالات متحده آمریکا بود.
روز هشتم اسفند ماه 1358، بلافاصله پس از اعلام موجودیت «حزب جمهوری اسلامی» حزب دیگری به نام «جمهوری اسلامی خلق مسلمان» از درون بیت یکی از مراجع ناسازگار با اهداف و روش های انقلاب اسلامی و رهبری آن سر برآورد. همان گونه که پیش از این ذکر آن رفت، درتاسیس این حزب روحانیون موجهی همچون آقایان سید هادی خسروشاهی، مرحوم رضا گلسرخی و ... نقش داشتند؛ عضویتی که عمر آن به شش ماه هم نرسید.
درابتدا، این افراد به خاطر سابقه همکاری قبلی خود در موسسه تحت سرپرستی مرحوم سید کاظم شریعتمداری (دارالتبلیغ اسلامی) و اصراری که این مرجع تقلید در تاسیس حزب خود داشت، سعی داشتند فلسفه وجودی این حزب را به نحوی توجیه کنند. اما سرعت اعجاب آور هدایتگران واقعی حزب در گرایش به افراطی گری درمدت کوتاهی، وجهی برای ادامه همراهی این اعضای موسس با آن باقی نگذاشت.
اسناد لانه جاسوسی این گمان را تقویت می کند که افراط گرایی درحزب خلق مسلمان تا حد زیادی ناشی از احساس پشتگرمی به حمایت آمریکایی هاست. مرحوم شریعتمداری براساس آنچه در گذشته بیان شد تا آخرین ماه‌های رژیم سلطنت راضی به تغییر رژیم نبود و رأیزنی های او برای یافتن راه های ابقای رژیم در شرایط از هم پاشیدگی ساواک، با ماموران اطلاعاتی ارتش ادامه یافته بود. اضطراب ناشی از این اعتیاد اطلاعاتی در مرحوم شریعتمداری را پس از سقوط رژیم سلطنت (به رغم ادعاهای علنی همراهی با نظام نوپا) در اولین ملاقات وی با «فرانک باروز» رئیس اتاق بازرگانی ایران و آمریکا می توان دید؛ آنجا که او از نداشتن اطلاعاتی دقیق از اوضاع به میهمان آمریکایی خود شکایت می کند و نتیجه گیری «گلگروف» مامور قرارگاه سیا درتهران از این ملاقات چنین است که تماس با شریعتمداری از طریق رابط های ایرانی بایستی گسترش پیدا کند. شریعتمداری در این دیدار با انتقاد از امام به خاطر دامن زدن به فضای مخالفت با آمریکا، احساسات ضد آمریکایی در ایران را نشانه ای از عدم حاکمیت عقل در اداره کشور دانست. این ملاقات در شرایطی انجام شد که چاپ یک مقاله به قلم مرحوم آیت ا... صادق خلخالی در انتقاد ازاقدام تشتت آفرین تشکیل حزب خلق مسلمان، گردانندگان حزب مزبور را به راه اندازی اولین غائله در تبریز ترغیب کرده بود. آنها عوامفریبانه مقاله مرحوم خلخالی را بامقاله رشیدی مطلق در سال 65 علیه امام مقایسه می کردند.
ارزیابی گلگروف از مجموع چنین وقایعی، این بود: «همان طور که ستاد متوجه خواهد شد شریعتمداری همراه با طالقانی و خاقانی آیت ا... بلند مرتبه خوزستان در بعضی مسائل بین خود و خمینی هر چه بیشتر (تمایز) قائل می شوند. محبوبیت شریعتمداری ظاهراً رو به افزایش است.» اولین تحرک غوغا طلبانه حزب خلق مسلمان و نیز ابراز تمایل قلبی شریعتمداری به تغذیه اطلاعاتی از سوی آمریکایی ها، سبب شد از ماه اردیبهشت بیت او دائما محل تردد رابط های سازمان سیا باشد. قرارگاه سازمان سیا در تهران با تاکید بر این که «تماس مستقیم سفارتخانه آمریکا با شریعتمداری اعتبار محلی او را از بین خواهد برد.» در صدد تعیین رابط های ایرانی برای تبادل اطلاعات با شریعتمداری و احیاناً کمک مالی به وی برآمد. ازاین زمان گزارش های طرف های مذاکره سازمان سیا با شریعتمداری، ایرانیانی با کد رمز هایی مثل «اس دی ولیدا» (باهویت نامشخص) اس دی راتر(خسروخان قشقایی)اس دی جانوس (یک افسر برجسته ساواک به نام فرازیان) اس دی بیپ (منوچهر نیکپور) اس دی بروپ (رحمت ا... مقدم مراغه ای استاندار وقت آذربایجان شرقی) و ... بودند، گاه این ارتباط از طریق واسطه هایی به نامها ی سید مرتضی موسوی، حسن فرزند شریعتمداری و ...صورت می پذیرفت.
نکته تاسف آور در این روابط ولع شریعتمداری برای وجود این رابطه است. احساس شریعتمداری به «اس دی ولیدا» - که ازفحوای اسناد سازمان سیا می توان حدس زد که یکی از عناصر مطبوعاتی ایرانی است- چنان است که در یک سند «سری» قرارگاه سیا در تهران چنین می خوانیم:
«و- 1 به مامور مربوطه گفت که چندین بار طی ملاقات فکر کرده بیش از حد مقتضی جلسه اول نزد شریعتمداری مانده است اما دو نوبت که سعی نمود مرخص شود، شریعتمداری اصرار کرده بود که نرود، هنگامی که «و-1 » پرسید آیا ممکن است دوباره وی را ببیند شریعتمداری جواب داد: «یک بار بیا، دوبار بیا هر چند بار که دوست داری ...»شریعتمداری در این ملاقات با بیان اقدامات واگرایانه خود همچون منع شیخ عیسی آل شبیر خاقانی (روحانی عرب زبان مورد سوءاستفاده تجزیه طلبان خوزستان) از پذیرش خواسته امام در سفر به قم، و نیز ابراز مخالفت خودش با پیش نویسی قانون اساسی سعی کرده بود نظر سازمان سیا را بیش از پیش به خود جلب کند. او بعدها تاکید کرده بود، به نظر وی همان قانون اساسی دوران شاهنشاهی با حذف قوانین مربوط به سلطنت کافی است. بازتاب این نوع موضعگیری شریعتمداری را در امیدواری قرارگاه سازمان سیا در تهران می توان یافت. یک سند با طبقه بندی سری این قرارگاه به تاریخ 20 اردیبهشت 58 تصریح دارد: «فکر می کنیم باید تصویر روشن تری از مواضع خود شریعتمداری در قبال تماس با آمریکا به علاوه توقعاتش از این تماس داشته باشیم. سعی خواهیم کرد که این اطلاعات را به دست آوریم. در این کار، هدف ما همان طور که خمینی نسبت می دهد، ایجاد شکاف در نهضت اسلامی و تضعیف آن خواهد بود تا صاحبان افکار معقولانه تری بتوانندعرض وجود کنند.»
فردای همان روز یعنی در 21 اردیبهشت، مامور قرارگاه سیا در نامه ای با طبقه بندی «بکلی سری» به مافوق خود نوشت:«برای تشخیص این که آیا زمان (با درنظر گرفتن آشفتگی وضع عمومی ایران) جهت شروع طرح ریزی برای اقدام سیاسی ما در ایران برای روی کار آوردن دولتی که نسبت به منافع ایالات متحده نظر موافق داشته باشد، مناسب است و برای آن که حزب شریعتمداری را به عنوان یکی از راه های نیل به هدف خود مورد توجه قرار دهیم لازم است که قدرت و نفوذ آن را معین کنیم.»
تحلیل های پی درپی ماموران سیا در این مورد نشان می دهدکه التهاب آفرینی حزب خلق مسلمان در تبریز امیدواری فراوانی را برای آمریکایی ها ایجاد کرده است، در سند دیگری با اذعان به این که «واقعیت حاضر این است که سلاح ها و درنتیجه قدرت حقیقی در دست رادیکالهاست» با طرح سؤال هایی درباره استعداد «حمایت دسته های مسلح از شریعتمداری و قابلیت جذب به نهضت وی»،«استقرار یک دولت میانه رو و برخوردار از حمایت مردم که تحت رهبری یا حمایت جامعه روحانیت باشد وقدرت حفظ نظم و قانون را داشته باشد»، به عنوان«بهترین راه نیل به یک دولت موافق با منافع آمریکا» یاد شده است. در خلال این وقایع امام خمینی تلاش زیادی را برای نجات شریعتمداری از راه خطرناکی که درپیش گرفته بود به کار بستند.اما شریعتمداری هر بار به یک بهانه، از پذیرش خواسته امام طفره رفت. این که اطرافیان تا چه حد در تصمیم های مرحوم شریعتمداری نقش داشتند، قابل بررسی است. به عنوان نمونه، در آن زمان مامور قرارگاه سازمان سیا به مافوق خود اینچنین گزارش داده بود: «درباره تصمیمات حزب، آن هویت (یکی از رابطان ایرانی سیا، مورد نظر است)می گوید که بیشتر تصمیمات را شریعتمداری می گیرد. اما گاهی اوقات با مشاورین حزبی خود مذاکره می کند.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات