صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۱ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۱  ، 
کد خبر : ۹۳۲۶۷

سیر تاریخی استعمار در قاره آمریکا (بخش دوم)


کوبا نمونه برجسته دیگری از فاجعه امحاء سکنه بومی قاره آمریکاست. براین جزیره پرجمعیت نیز در سال 1492 میلادی جغدی شوم به نام کریستف کلمب پای نهاد و سه سده بعد نشانی ناچیز از نسل مردم بومی آن برجای ماند. سکنه کنونی کوبا معجونی است از اعقاب اسپانیایی ها، فرانسوی ها، آلمانی ها و بردگان آفریقایی و چینی.
تصور نرود که این سیاست تنها به سده های شانزدهم و هفدهم و دوران بدوی تهاجم ماوراء بحار و «انباشت سرمایه» اروپاییان تعلق داشت. چنین نیست. تا پایان سده نوزدهم شاهد تداوم سیاست نسل کشی سکنه بومی هستیم. فاجعه بومیان «تاسمانیا» بی شک یکی از تراژدی های هولناک سده نوزدهم است. این جزیره بزرگ، که در جنوب استرالیا واقع است، در سال 1642 به وسیله یک ماجراجوی دریایی کمپانی هند شرقی هلند به نام «ابل جانسون تاسمان» کشف شد و در سال 1803 به تصرف انگلیسی ها درآمد. سیاست امحاء بومیان تا سال 1876، تداوم داشت و دراین زمان آخرین بقایای سکنه اصلی این سرزمین از میان رفت. الوین تافلر می نویسد:
«داروین خود درباره فاجعه کشتار بومیان تاسمانیا مقالاتی نوشت، با شور وحرارتی که این قتل عام در او برانگیخته بود چنین پیش بینی کرد که در دوره ای از آینده ...نژادهای متمدن انسان بطور قطع نسل نژادهای وحشی را از روی زمین بر می دارند و خود جایگزین آن می شوند.»
نمونه چارلز داروین قابل تعمیم به تمامی فرهیختگان غربی نیست. در اروپا نیز بوده اند انسانهای آزاده ای که فاجعه نسل کشی بوسیله غارتگران ماوراء بحار را محکوم می کرده اند. برای مثال، ویلیام هاویت، نویسنده مسیحی انگلیس، می گفت: بربریت و فجایع وحشیانه ای که نژادهای به اصطلاح مسیحی در هر نقطه جهان و علیه مردم هر کشور مسخر مرتکب شده اند و درهیچ عصری از اعصار تاریخ ونزد هیچ نژادی، هر قدر وحشی و عقب افتاده، هر اندازه بیرحم و بیشرم، نظیر ندارد. روشن است که مستملکات پهناور وحاصلخیز ولی خالی از نیروی انسانی نمی توانست سودی برای کانونهای مستعمراتی اروپا داشته باشد. هدف «پول» بود نه حکمرانی بر برهوتی خالی از سکنه. مهاجرت وسیع اروپاییان تهیدست و انتقال خیلی عظیم مجرمین و تبهکاران آغاز شد ولی این نیز چاره کار نبود. چنین بود که «شکار» سکنه قاره آفریقا و انتقال آنان به مستملکات ماوراء بحار به یکی از پایه های اصلی اقتصادی دنیای غرب بدل شد. این فرایندی است که در دورانی طولانی( سه سده) تداوم داشت. این بردگان در کشتزارهای پهناور مستملکات ماوراء بحار به کار گرفته می شدند. بدینسان، پدیده اقتصادی جدیدی شکل گرفت که «پلانتوکراسی» نامیده می شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات