صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۴ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۹  ، 
کد خبر : ۹۳۴۶۱

اندیشه سیاسی مسلمانان (بخش هشتم)


فتح‌الله پریشان
نظریه «مدینه فاضله» برجسته ترین اندیشه سیاسی فارابی است که وی برای اصلاح وضعیت سیاسی و اجتماعی پر از فساد، بی نظمی و بی عدالتی زمان خود (هم عصر متوکل و منصور عباسی) ارائه می نماید. بدون شک فارابی در ارائه این نظریه، به دولت ایده آلی افلاطون نظر داشته است اما به ضرس قاطع نمی توان گفت مدینه فاضله طرح اسلامی شده دولت ایده آلی و عالم مثل افلاطون است.
زیرا در عین شباهت های مختلف، تفاوت های اساسی به ویژه در اصول و اهداف و رئیس مدینه با هم دارند و عمده این تفاوت به نقشی است که فارابی به وحی (عقل فعال) در هدایت و سعادت ساکنان مدینه اعطا می کند. در نظر فارابی فیلسوف با عقل فعال، دانای به سعادت انسان شده، شایسته هدایت جامعه به کمال مقصود می گردد. پس هر جامعه ای به رهبر و جامعه سالم به رهبر فرزانه نیازمند است.
رهبر جامعه و صفات وی
ضرورت وجود رهبر در جامعه همانند ضرورت وجود عقل در جسم است؛ به این معنا که همانطور که جسم بدون عقل سالم، توانایی به کارگیری درست و هماهنگ اعضای بدن را ندارد، جامعه بدون رهبر نیز به هرج و مرج و نیستی می انجامد. بنابراین رهبر نیز باید کاملترین فرد جامعه باشد تا امکان رسیدن به مدینه فاضله (جامعه سالم) که وسیله ای برای تکامل مادی و معنوی است، فراهم آید. از این رو از منظر فارابی کسی که مسئولیت رهبری جامعه سالم را برعهده می گیرد، بایستی واجد خصایص و ویژگی های دوازده گانه ای باشد که عبارتند از: تندرستی، هوشمندی، راست گویی، والامنشی، دادگری، دلیری، درک قوی، حافظه توانا، فصاحت در بیان، علاقه به علم، پرهیز از گناه و بی اعتنایی به ثروت. اما هر گاه فردی جامع این صفات در جامعه پیدا نشود و دو فرد یا جمعی از افراد واجد صفات مذکور باشند، آنان رهبران جامعه خواهند بود.
به نظر فارابی، جانشین (یا جانشینان) رهبر جامعه علاوه بر صفاتی که رهبر جامعه باید داشته باشد، باید دارای این صفات نیز باشند:
1- خردمندی؛
2- توانایی در وضع قوانین جدید؛
3- مهارت در به کارگیری سلاح و مهمات به هنگام جنگ؛
4- آگاهی و به کارگیری قوانین و آداب رهبر قبلی؛
5- بصیرت و دوراندیشی در مواجهه با اوضاع جامعه؛
6- برخورداری از تجربه و داشتن بیانی روشن و رسا در تحریک مردم به فرمانبرداری از خود و قوانین جدید.
جایگاه علم سیاست در نزد فارابی
هدف زندگی انسانی، نیل به سعادت است. دستیابی به سعادت فقط از طریق علم مدنی (علم سیاست) تحقق می پذیرد؛ زیرا علم مدنی، علمی است که به «نحوه ایجاد شرایط زندگی بهتر که در آن آرامش و امنیت وجود داشته باشد {می پردازد}... در سایه امنیت و آرامش... پرورش استعدادها... و مراحل رشد و کمال...» (سعادت) میسر می شود. البته فراهم آوردن شرایط زندگی مطلوب و خصایص فوق صرفاً در پرتو هدایت های رهبری فرزانه و تعاون و همیاری صمیمانه شهروندان با هم و با رهبری در بستری چون مدینه فاضله صورت می گیرد.
موضوع علم مدنی در واقع مطالعه رفتار انسانی است. از این رو، علم مدنی به بررسی رفتار ارادی و غیرارادی، هدف یا هدف های رفتار و طبقه بندی آن، منشأ ظهور و شرایط تحقق رفتار، ابزار لازم برای تولید رفتار مطلوب و مانند آن می پردازد. این بررسی در دو بعد صورت می گیرد: نخست این که علم مدنی در جهت مطالعه رفتار موجود و نحوه شکل گیری آن گام بر می دارد. دوم آن که رفتار مطلوب (مدینه فاضله) و راه های وصول به آن را که تنها وسیله راهیابی به سعادت حقیقی است، مدنظر قرار می دهد. علم مدنی در تقسیم بندی فارابی از علوم، در دسته علوم عملی قرار می گیرد و خود شامل دو بخش اخلاق و سیاست است. اخلاق به تعریف و تبیین سعادت می پردازد و سیاست راه های رساندن جامعه به این سعادت را به بحث می گذارد.
شهروندان
از نظر فارابی، شهر از جمله اجتماعات کامل است. کامل بودن شهر تا حد زیادی مرهون پویایی و تحرک شهروندان است. این تحرک که در جهت نیل به کمال مطلوب (سعادت) صورت می گیرد، هیچ گاه متوقف نمی شود زیرا پس از دستیابی به درجه ای از مطلوبیت، در پی دست یافتن به شرایط بهتر است. به دلیل این پویایی و تحرک، شهروندان حق دارند در تعیین سرنوشت خود شرکت کنند. چرا که هیچ انسانی ابزار انسان دیگر نیست تا به خدمت دیگری درآید. البته به عقیده فارابی، همه شهروندان از توانایی برابر برای رشد و تکامل خود و شهرشان برخوردار نیستند؛ چون انسان ها از ذات و سرشت نابرابر برخوردارند و عوامل گوناگون محیطی، اجتماعی و اقلیمی به یک نسبت بر همه آنها تأثیر نمی گذارد.
البته این نابرابری نه تنها منجر به تضاد و تعارض نمی شود بلکه بسترهای تعاون و تحرک را فراهم می آورد. زیرا نابرابری موجب نیازمندی و تلاش و همکاری برای تأمین آن است. اگر چه شهروندان از توانایی ذاتی برابر برای رسیدن به رشد فردی و اجتماعی بی بهره اند، اما حکام شهری باید امکانات برابر برای آنان فراهم آورند. در این صورت تحرک آغاز شده برای دستیابی به سعادت و تحقق جامعه مطلوب تداوم می یابد. بنابراین با وجود تفاوت در بین شهروندان، هیچ گاه حکومت مطلوب این تفاوت ها را وسیله ای برای تبعیض قرار نمی دهد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات