صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۸ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۵  ، 
کد خبر : ۹۳۵۴۸

بحران هویت ملى


پروفسور حمید مولانا
از آغاز مـعـلـوم بود که مطـالـب جـدیـدى در نوشته هاى هانتینگتون وجود نداشت جز این که او جنگ سرد را که سال هـا بدان عقیده داشت ، ایـن بار در قالب تمدن هـا ارایه مى داد و نظام جهانـى را هنـوز دوقطبى مـى دیـد .دهـه هـا قـبـل از ایـن کـه هانتینگتون از تمدن صحبت کند و هنگامى که او و همکـارانش نظریات مـربـوط به » توسعه «و نـقـش نظامیان و ارتش و نخبگان سکـولار را در تشکیل دولـت هـاى مـلـى تـقـویـت مـى کـردنـد، عـوامـل فرهنگى ، ارتباطى و تمدنى توسط عده قابل توجهى از اندیشمندان روابط بین الملل همیشه مطرح مى شد ولى ادبیات مسلط این رشته که از جنگ سرد آبیارى مى شد، توجه زیادى به مسائل فـرهنگى ، دینى ، اجتماعى و اسلامى نمى کرد .نظریه برخورد تمدن ها واکنشى به بیدارى مسلمانان ، انقلاب اسلامى و سپس فروپـاشـى شـوروى بود، همـان طـورى که شعار » گـفـت وگوى تمدن هـا «عکس العمـلـى بـه نظریات هانتینگتون و گفتمان افرادى مانند او بود .
هر دو دیدگاه از سستى معـرفت شناسى و علمـى رنج مـى بـردند، هر دو گـفـتـمـان ابـزارى و جـنـبـه تبلیغاتى داشت و به همین جهت در پایان این دهه به فراموشى سپرده شدند . کوشش در تعیین دستور روز مسائل مـلـى و جهانى یکى از اهداف قـدرت گرایى است و نظام آمریکا و به ویژه نخبگان حاکم دهه ها است که در این امر تبحر و تجربه دارند . دغـدغه جـدید هـانتـیـنگـتون دربـاره مهـاجران اسپانیایى زبان در آمریکا و مسأله تهدید به هویت و ارزش هاى آمریکـا را باید در این چارچوب مـطالعه کـرد .
او در مقـالـه جدیـد خـود، آمار و اطـلاعـات جـدیدى را کـه ما دربـاره مهـاجران سـال هاى اخـیر آمریکا در نظر نداشته باشیم ، ارایه نمى کند .افزایش مهاجران جدید به آمریکا به ویژه از آمریکاى لاتین و آسیاى شرقى و تا حدودى آسیاى جنوبى و خاورمیانه که شامل مسلمانان نیز مى شود، بارها توسط جامعه شنـاسان ، جمعـیت شناسـان و اندیشمـندان علوم سیاسى و اجتماعى در آمریکا مورد مطالعه قرار گرفته است .تاثیر این جابجایى جمعیت بر افق اجتماعى و زیست شـناسى آمریـکا نیز بـارها در این ستـون در سال هاى اخیر بررسى شده است .
ولى آنچه مقاله هانتیـنگتون را تأمل برانـگیز کرده ، انتقـال و بسط تز برخورد تمدن هاى او از سطح بین ا لمللى به سطح ملى و محلى آمـریکا است و او این » تهدیـد «حاصل از مهاجران جدید به آمریکا را در کتاب جدید خود تحت عنوان » مـا کى هستـیم «یا » هویـت ما «که به زودى منتشر خواهد شد، ارایه مى دهد . هویت و ارزش هاى مسلط بر ایالات متحده آمریکا توسط مهاجـران مذهب پروتستان مسیحى در قرون 11 و 12 هجـرى شکل گرفت .در قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردم با مهاجرت انبوهى از ملیت هاى آلمانى ، ایتالیـایـى ، اسـکـانـدیـنـاوى ، ایرلندى و اروپاى مرکزى و شرقى ، آمریکا به یک کشور چنـدمـلـیـتـى تـبـدیـل شـد ولى خـصـایـص مسیحیـت خـود را که قریـب به اتفاق از مـذاهـب پروتستان و کاتولیک و شاخه و فرقه هاى مختلف آنها تشکیل مى شد، حفظ کرد .ولى این چندملیتى که در دیگ ذوب کننده آمریکا شکل مى گـرفت با تعصبات ویـژه اى که انگلو ساکسونى بـود، همراه شد .
هانتینگـتـون از خود مى پـرسد که آیا آمریـکـا شکل و قدرت فعلى را صاحب مى بود اگر ساکنان و مهـاجـران اولیه بـه جـاى ایـن کـه از نـژاد انگـلـو ساکسـون باشند از نـژاد و ملیت هـاى فـرانسـوى ، اسپانیایى یا ایتالیایى بودند .پاسخ او این است که آمریکا در آن شرایط بیشتر به کانادا که بین انگلیسى زبان ها و فرانسوى زبان ها تقسیم شده است یا بـه برزیلى که بیـن بـومى هـا و ملیت هـاى پـرتغالى و دیگـران تقسیم شده انـد، شـبـاهـت مـى داشـت و هویت امـروزى آمریکا به عـنـوان یک » فـرهنـگ و آیین «محفوظ نمى ماند .هانتینگتـون بدین تـرتیب بدون این که صریحا بنویسد در حقیقت بـه بـرترى نژاد انگلو ساکسون عقیده دارد .براى همین است که او در مقاله اخیر خود مى نویسد ::» در این عصر جدید، مهمترین و جدى ترین چالش بـه هـویـت سنتى آمریکا از طرف مهاجران آمریکاى لاتین و به ویژه مکزیک است .«هانتینگتون از این که آمریکا زمانى یک کشـور دو زبانى انگلیسى و اسپانیایـى باشد، نگران و مضطرب است .او ترجیح مى دهد که آمریکاى امروزى به طور انحصـارى انگلیسى زبان بماند ولى از این که زبان انگلیسى تحت شرایط پدیده جهانى شدن و تسلط اقتصادى ، نظـامـى ، سیاسـى و فرهنگى آمریکا در بسیـارى از کشـورها حتى جایگزین زبان بومى مى شود، هراسى نداشته و حتى مسرور است .
هانتینگـتـون در مقاله خـود اظهار مـى دارد که آمریکا در حال حاضر با مهاجرانى که از کشورهاى کـم ثـروت و فـقـیـر بـدان روى آورده و یـک سـوم جمعیت کل آمریـکـا را تشکیل مى دهنـد، مـواجه است ولى در این که چه عواملى این مهاجران را به طرف مرزهاى آمریکا سوق داده است ، چیزى نمى گوید. اغلب مهاجـران جدید آمریکا به تشویـق و خواست خود آمریکا به آن کشور مهاجرت کرده اند زیرا آمریکا با بار سنگین امور خدماتى ، کارگرى و کشـاورزى روبـه روسـت و آمریکایـى هـا تـرجـیـح مى دهند ایـن گـونه اشتغالات و خـدمـات تـوسط کارگـران و مهاجـرانى که دستمـزد کمتـرى دارنـد و آماده قبول این گونه وظای هستند، عملى شود . از طرف دیگر، آمریکا به علـت کـمـبـود نیروهـاى انسانى در رشته هاى تخصصى رسماً در استخدام و مهاجـرت آنها به ایالات متحده فعـالـیـت دارد .
هانتینگتـون فراموش کرده است که مهاجـران اولیه آمریکا از اروپا در قرون پانزدهم تا اوایل قرن بیستم اغلب افراد و گروه هاى فقیر، زحمتکش و آسیب دیده بودند و طبقه مـرفه و آریستوکراسى آمریکـا را مالکان و اشراف دوره استعمارى انگلیس تشکیـل مى دادند .کسانى که از طریق زور و زر امپراتورى و پادشاهى انگلیس و امتیازات سلطنتى بر سرزمین وسیع قاره آمریکا تسلط پیدا کرده و بردگى و تجارت آن را بـه راه انداخته و تـشـویـق و تـرویـج کـردند . هانتینگتون هم چنین از این که بسیارى از مهاجران دهه هاى اخیـر آمریکا از طبقات پولدار و ثـروتمند مستعمرات سابق آمریکا و کشـورهاى تحت تسلط آن کشور مانند آمریکاى لاتین ، فیلیپین ، ویتنام ، کره ، ایران و کشورهاى عربى هستند و سرمایه هاى سنگیـن و سـرشارى را به آمریکا انتـقـال داده انـد، چیزى نمى گوید .

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات