صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۸ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۶  ، 
کد خبر : ۹۳۵۵۳

اروپا قابل اعتماد نیست


«انگلستان دوست و دشمن ندارد، انگلستان منافع دارد» این عبارت که از سیاستمداران انگلیسى نقـل مـى شـود بى شـک شعـار اسـتـراتژیـک تـمـام کشورهاى اروپایى در چند سده اخیر بوده است و ورق هاى تاریخ صدوپنجاه ساله ایـران نیز سراسر مالامال از خیانت ها و جنایات مغرب زمین است و کشـورهایى چـون انگلیـس ، روسیه ، فـرانسـه ، آلمان و بعدازاینها آمریکا تنها مصالح و منافع خو د را در این دوره دنبال کـرده اند، هر چند این منـافـع خسارات جبران ناپذیرى را براى ملت ایران به همراه داشته باشد .
آنچه بیش از همه از مطالعه این گذشته بـراى امروزیان به عبرت مى ماند این است که «غرب قابل اعتماد نیست» و در مورد آن باید هوشیار بود .در زیر نـمـونه هایى از ایـن شـواهد تـاریـخـى را مرور مى کنیم:
1 -یکى از دستاوردهاى شوم داشتن رابطه بـا اروپایى ها جداسازى و حمایت از تجزیه سرزمین ایـران بـوده است .جـداشـدن قفـقـاز از ایـران کـه ماحصل قرارداد شوم گلستان و ترکمن چاى است از اقدامات شوم روس ها در حق ملت ایران است ، معاهداتى که مـاحـصـل اتـحـاد پـنـهـانـى روس و انگلیس است .در این معاهده ایالات و شهرهاى گرجستان ، داغستان ، بـاکـو، دربند، شیـروان ، گنجه و ...از وطن جدا شد . جداسـازى افغانـسـتـان از ایـران نیز از دیـگـر خیانت هاى تاریخى اروپایى هاست .ماجرا از این قرار بـود که انگلستان بـراى حفظ هند نـیـازمند بـه کنتـرل و در اختیار گـرفتن افغانستان بـود، در ایـن احوال ، تلاش داشت تا ایران را از کنترل و تصرف هرات و دیگر مناطق افغانستان منصرف نماید، لذا دولت محـمـدخـان حـاکـم هـرات را که عـنـصـرى انگلیسى بود، تحریک کرد تاساز سرکشى و عدم تبعیت از حکومت مرکزى را سر دهد .ناصرالدین شاه دستور داد تا سپاهى به فرماندهى سلطان مراد میرزا حسام السلطنه هرات را محاصره نمایند . در این هنگام کشتى هاى جنگى انگلـیـس بـه ایران حملـه کـردند و در نـوامبـر 1235شمسى بـه دولـت ایـران اعلان جـنـگ داد .نـاوگان جـنـگـى انگلیس جزیـره خارک را اشغال نمـود و در بوشهر قوا پیاده کرد و متوجه خرمشهر شد .
ناصرالدین شاه که متکى به مـلـت نـبـود وامیدى بـه کـمـک دولت دیگرى هم نداشت راضى شد که در مقابل صلح با انگلستان هرات را تخلیه نماید .مذاکرات سه جانبه صلح در شهـر پـاریـس و بـا وساطت فـرانسـویـان صورت گرفت . به هر حال آنچه را که روس در 1207ش .به موجب معاهده ترکمن چاى پس از 25 سال جنگ به دست آورد، انگلیـس بعـداز 25 سال توطئـه و مبـارزه و سیاسـت مـزورانـه در 1273 با معـاهـده پاریس بـه دسـت آورد .روسها قفـقـاز را از ایران گرفتند و انگلیس هم افغانستان را از ایران گرفت . بحریـن نـیـز در شـرایطى مـشـابـه و بـا تـرفنـد انگلیسى ها در سال 1349 از ایران جدا شد .این قطعه از سرزمین ایران که از سال 80 پیش از میلاد در تمـلـک ایـران بـود، استـان چـهـاردهـم کـشـور محـسـوب مى گـردید و از منـابـع سـرشار نـفـت و موقعیت استراتژیک در خلیج فارس برخوردار بود . در سال 1349 تحت فـشـارهاى انگلـیـس ، محـمـدرضا کـه خـود را دست نـشـانـده مـى دیـد و مى خواست تا جایگـاه خـود را به عنـوان ژاندارمى منطقه را تثبیت نماید، بدون مخالفت به این اقدام تن داد و با دخالت سازمان ملل و قطعنامه شوراى امنیت و در نهایت تصویب مجالـس شـورا و سنـا بحرین ، بخش دیگرى از سرزمین ایران از آن جدا گردید .
2 -دخالـتدر امـور داخـلـى ایـران و عزل و نصب شخصیت ها و حکومت هاى وابسته و حتى بهره گیرى از اقدام نظامى و کودتا نیز از برنامه هاى مورد نظر اروپایى ها در ایران بود . کودتاى 1299 و روى کـارآمدن رضاخان که به انقراض سلسله قاجار و تأسیس سلطنت پهلوى انجامید .کودتاى 28مرداد سال 32 و اقدام علیه دولت ملـى مـصـدق و ارتجـاع دوبـاره استـبـداد و محمدرضا پهلوى ، کودتاى ناموفق ژنرال هایزر در سال 57، کودتاى ناکام نوژه در سال 59، دخالت در عـزل و نـصـب اکـثـر وزیــران و وزرا در دوران سلسله قاجار و بالاخص پهلوى نمونه اى از اینگونه دخالت هاست.
3 -رقابـت بـراى کسب امـتـیـاز نـیـز داسـتـان غم انگیز دیگرى است که خود ماجرایى دگر دارد . دو کشور روس و انگلیس و در کنار آنها در برخى مقاطع فرانسه و آلمان در رقابت شدید براى کسب امتیاز بـه سـربـردند .قـراردادهاى ننگیـن رویـتـر، دارسى ، 1919، تأسیس بانک استـقـراض روس و بانک شاهنشاهـى وابسته به انگلیس نمونه هایـى از این امتیازات است . نمونه دیگر از این دخالت ها مـاجـراى خریـد کشتى از آلمان و احـداث راه آهن است .در سال 1263 شمسى ناصرالدین شاه کشتى پـرسپولیـس ششصد تنى و کشتى شـوش دویست و پنجاه تنى را از آلمان خـریـدارى کرد و سفـارش چند فـرونـد کشتى دیگر هم بـه کـارخانه آلمان داد .در همیـن زمان تدریس زبان آلمانى در دارالفنون شروع شد و مذاکراتى هم براى ایجاد راه آهن به وسیله آلمان ها انجام گـرفت ، اما دولت انگلیـس بـه وسیله وزیـر مختار خود » تامسون «در امر خرید کشتى از آلمان مداخله کرد و تقاضا نمود سفارش خرید کشتى لغو گردد .انگلیس با هـرگونه نیـروى دریایى ایران در خلیج فارس مخال بود و قبلا هم با تقاضاى ایران در خرید کشتى جنگى بـراى محافظت از سواحل خلیج فارس مخالفت کرده بود .روسیه هم در مورد ایجاد راه آهن به وسیله آلمان ها سخت مخالف بود « و به وسیلهپـرنس دالگورکـن » وزیر مختـار خـود اعتراض نمود .ناصرالدین شاه قاجار فرمانى صادر کرد و متعهد شـد بـدون رضایت روسیه تـا 5 سال اجـازه ساخـتـن راه آهن بـه خـارجى ها نـدهـد و بـه انگلیسى ها هم گفت هر وقت امتیاز ساختن راه آهن شمـال بـه روس هـا داده شـد فـوراً امتـیـاز راه آهـن شوشتر به آنان داده مى شود !
4 -نکته آخر اینکه اروپایى ها تا آنجا پایبند به تعهدات خود بودند که منافع آنان تأمین شود، لذا هنگامى که به این نظر مى رسیدند که ادامه قـرارداد و معاهدات نـفـعـى را بـراى کشور خـود به هـمـراه ندارد، دست از آن کشیده و یک طرفه آن معاهده را فسخ مى کردند . به عنـوان نمونه مى تـوان به انعقاد معـاهـدات دولت ایران و انگلیس در دوران فتحعلى شاه اشاره کرد که در پاییـز1215 ش .بین مالـکـوم نماینـده تام الاخـتـیـار انـگـلـیـس و حـاجـى ابـراهیـم خـان اعتمادالـدوله بسته شد .طبـق ایـن قـرارداد کـه در آستانه خطر حمله ائـتـلاف نـاپـلـئـون و روسیـه بـه هنـدوستان تنـظیم شـده بود، دولت ایران دوسـت و متحد انگلیس گردید و مقرر شد چنانچه افغانستان به هند حملـه نماید ایران با لشکرکشى به افـغانستان مانع عمل گردد و چنانچه افغان ها یا فرانسوى ها به ایران حمله کنند انگلیس به ایران توپ و اسلحه دهد . حقیقت این معاهده قراردادن ایران به عنوان سپر دفاعى هندوستان بود و چیزى جز منافع ملى انگلیس را تأمـین نمـى کرد .به همـین سبـب است که افـسر انگلیسى در بازگشت به لقب » سر «مفتخر گردید . ولى این معاهده چندان پایدار نماند و با قتل ناگهانى پل اول تزار روسیـه وضع تغییر نـمود و فرانسه دیگـر همگامى براى حمـله به هند نداشت و انگلیس هم دیگر علاقه منـد به حفظ معاهدات با ایران نبود زیـرا دیگر مـنافع انگلـیس تأمین شـده بود و دیگر اصرار فتحعلى شاه براى اجراى قرارداد بى فایده بود . عهدشـکنى فرانسـویان نیز کمـتر از انگلیـسى ها نـیسـت.
مـعـاهده فـیـن کـنشـتـایـن که در 25 صـفـر 1222ق .(1285شــمـســى)بــیـن نــاپــلـئــون و فـتـحـعـلـى شـاه بـسـتـه شـد نـمـونـه ا ى از ایـن عـهـد شکنى هاست .این معاهده که ایران و فرانسه را دوست و هم پیـمان استراتژیـک معرفى مى کـرد، تنها تا آنـجا پایدار ماند که الکساندراول تزار روس و ناپلئون بناپارت امپـراتور فرانـسه در حال رویارویـى و جنگ بـودند و جنگ عباس میرزا در قفقاز و گرجستان با سپاه روس منافع فرانسویان را نیز تأمین مى ن مود . ولى بـلافاصـله بـعداز ایـنکه «ایـلو »در جـنگ ناپلئون سپاه روس را شکست داد و دو امپراتور براى اولین بار در وسط رودخانه نیمن با هم ملاقات کردند و ماحـصل آن مـعاهده تـیلـیسـت در جمادى ا لاول 1224ق (ژوئــــیــــه1807م )1285ش بـــــود، فرانسویـان همه چیز را فراموش کـردند و عسکرخان افشار ارومى سفیر فتـحعلى شاه در دربار ناپلئون از اعتبار افتاد و به کشور مراجعت نمود . ناپلئون با قرارداد تیلیست ، تعهدى را که براى تخلیه ایـران از ارتش روس داشت نادیده گرفـت و دست روس ها را در ایران بازگذاشت .وزیر خارجه فرانسه به گاردان دستور داد که به جاى همراهى با ایران در استقرار صلح بیـن روسیه و ایران کوشش کنـد .ژنرال گـاردان هم با ایـن تـوصیه ، دیـگـر در عملیات نظامى و تعلیم افـراد نظامى ایران شرکت نکرد و در بهمن 1278 ایران را ترک نمود . 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات