روز پنجشنبه گذشته وقتی نمایندگان جنبشهای "حماس " و "فتح " سرگرم مذاکره برای قطع درگیریهای دوطرف بودند، انتشار فرمان سه ماده ای "ابومازن" (محمود عباس)رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین و رهبر جنبش فتح مبنی بر برکناری "اسماعیل هنیه"نخست وزیر منتخب و قانونی این تشکیلات، تحولات فلسطین را وارد مرحله خطرناکی کرد.
محمود عباس در فرمان خود علاوه بر عزل اسماعیل هنیه که در یک انتخابات دمکراتیک در بهمن ماه سال ۱۳۸۴به این سمت برگزیده شده و اخیرا نیز جهت حفظ وحدت و احترام به تصمیمات کنفرانس "طائف " عربستان حدود نیمی از وزرای کابینه خود را از افراد سایر جنبشهای فلسطینی انتخاب کرده بود، در سرزمینهای تحت کنترل خود حالت فوقالعاده اعلام کرد و خواستار تشکیل دولت نجات ملی شد.
آتش جنگ و درگیری بین دوگروه فلسطینی حماس و فتح که قبل از پیروزی حماس در انتخابات دمکراتیک سال ۱۳۸۴و شکست جنبش فتح آغاز شده بود و در هفته های اخیر به اوج خود رسیده است، تاکنون بالغ بر یکصد نفر کشته به دنبال داشته است.
محمود عباس که پس از درگذشت "یاسرعرفات " رهبر بلامنازع فلسطینیان، با داشتن مواضع مورد حمایت غرب، به جانشینی یاسرعرفات و ریاست تشکیلات خودگردان انتخاب شد، از همان ابتدا حماس را بزرگترین مانع در جهت تحقق اهداف خود تلقی کرده است.
جنبش حماس پس از اینکه دهها سال مبارزه فلسطینیان برای بازپس گیری سرزمین مادری شان به علت نبود یک رهبری قاطع و مستقل به نتیجه خاصی نرسید،به صورت خودجوش از سوی تعدادی از جوانان رزمنده فلسطینی با صبغه اسلامی شکل گرفت و در مدت کوتاهی با استقبال گسترده فلسطینیان ساکن نوار غزه روبرو شد، بطوری که در اولین انتخابات مجلس قانونگذاری فلسطین در بهمن ماه ۱۳۸۴بیشترین آراء را به خود اختصاص داد.
حضور مقتدرانه این جنبش در نوار غزه که مبارزه مسلحانه با رژیم اشغالگر قدس را تنها راه بازپس گیری سرزمین مادری شان میداند، برای سایر رهبران فلسطینی که بقای خود را به رضایت غربیها گره زده اند، چندان مطلوب نمیباشد.
گرچه محمود عباس به ناچار و براساس قانون، اسماعیل هنیه، یکی از رهبران حماس را برای تصدی نخست وزیری تشکیلات خودگردان به مجلس قانونگذاری فلسطین معرفی کرد ودر نتیجه به رغم نارضایتی غربی ها، قوه اجرایی این تشکیلات به جنبش حماس واگذار شد.
بدیهی بود که ادامه حکومت جنبش حماس در نوار غزه با طرح کلی غرب و رژیم صهیونیستی مبنی بر واداشتن فلسطینیان به تسلیم، همخوانی نداشت و میتوانست در دراز مدت به رادیکال شدن مواضع بقیه گروهها و ساکنان این منطقه بیانجامد.
بنابراین سنگ اندازی به برنامه های دولت هنیه و ایجاد تفرقه و درگیری بین گروههای مختلف فلسطینی در دستور کار دشمنان استقلال و پیشرفت ملت فلسطین قرار گرفت و هم زمان بهانه جویی رژیم اشغالگر قدس و پرتاب موشک و بمباران مواضع حماس در نوار غزه و ترور و ربودن رهبران این جنبش آغاز شد.
برخی از رهبران جنبش های بسیار باسابقه فلسطینی نیز تحت تاثیر تبلیغات سوء در مقابل دولت کاملا قانونی و مردمی اسماعیل هنیه صف آرایی کردند و بجای اینکه تن به قاعده بازی بدهند و با این دولت که در یک انتخابات کاملا دمکراتیک روی کار آمده بود، همکاری کنند، به کارشکنی در امور دولت و ایجاد درگیری و تنش میان نیروهای آن مبادرت کردند.
عملیات ایذایی این گروهها مخصوصا گروه فتح به رهبری محمود عباس تا بدانجا ادامه یافت که رئیس تشکیلات خودگردان با تمسک به ناآرامیها و تشنجات حاصل از این عملیات، با صدور فرمان سه ماده ای دولت اسماعیل هنیه را منحل و با اعلام وضعیت اضطراری خواستار تشکیل دولت نجات ملی شد.
گرچه این فرمان از سوی رهبران جنبش حماس با این استدلال که انحلال دولت قانونی با تایید مجلس فلسطین باید صورت بگیرد، رد شد، اما این اقدام محمود عباس با استقبال غرب و اکثر کشورهای عربی طرفدار سازش و طرح به اصطلاح صلح مواجه شد.
حماس با داشتن پایگاه مردمی بسیار قوی در نوار غزه هم اکنون در عمل کنترل مواضع تشکیلات خودگردان را در دست گرفته و نیروهای جنبش فتح نیز برخی خود را تسلیم یا به سمت مرز اردن فرار کرده اند.
به نظر میرسد تحولات فلسطین سرانجام در نوار غزه یعنی در بناگوش رژیم اشغالگر قدس به مرحله ای حساس و تعیینکننده رسیده است .
این رژیم و حامیان قسم خورده آن از یک طرف و فلسطینیانی که به هردلیل مقاومت دربرابر این رژیم را برنمی تابند و به برخی چراغهای سبز صهیونیستها و متحدان آنها دل خوش کرده اند،از طرف دیگر، بایستی به این مهم بیاندیشند که همانطور که مردم فلسطین درپای صندوقهای رای به جنبش حماس و آرمان های آن رای دادند، در حمایت از دولت برآمده از آرای خود نیز ذره ای درنگ نخواهند کرد