صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۳۰ خرداد ۱۳۸۶ - ۱۰:۰۰  ، 
کد خبر : ۹۳۷۶

حماس؛ عبور از بحران غزه/على امینى


درگیریهای اخیر میان جنبش حماس و گروه فتح تحولات سیاسی وامنیتی فلسطین را وارد مرحله ای جدید نمود. این درگیریها که پس از تشکیل دولت حماس گاه وبیگاه به وقوع می پیوست اما این بار صحنه عملیات سیاسی وامنیتی داخل سرزمینهای اشغالی را کاملاً متحول نموده و حتی بسیاری از بازیگران منطقه ای و بین المللی را ناگزیر به واکنش نمود. دراین درگیریها که شش روز به طول انجامید جنبش حماس توانست نوار غزه را از وجود نیروهای امنیتی مرتبط با رژیم صهیونیستی و برخی قدرتهای فرامنطقه ای پاکسازی نماید و برخی از فرماندهان مشکوک گروه های وابسته به سازمان آزادیبخش فلسطین را وادار به فرار از نوار غزه کند. پس از اشغال همه پایگاههای سیاسی، امنیتی ونظامی گروه های وابسته به محمودعباس و تشکیلات خود گردان فلسطین، ابوزمان در واکنش به این تحول بزرگ در نوار غزه، در دو بخش کرانه باختری رود اردن ونوار غزه حالت فوق العاده و اضطراری اعلام کرد. هم چنین وی دولت «اسماعیل هنیه» که دولتی قانونی و برآمده از آراء اکثریت نمایندگان مجلس قانون گذاری فلسطین است را منحل اعلام نمود و «سلام فیاض»، وزیر سابق اقتصادی و دارایی فلسطین را مأمور تشکیل کابینه نمود. حماس این تصمیم ابو مازن را که به توصیه سران جنبش فتح صورت گرفته بود اقدامی شتاب زده و آن را غیر قانونی قلمداد کرد. براساس قانون، انحلال وتشکیل کابینه بدون در نظر گرفتن آراء اکثریت نمایندگان مجلس قانون گذاری، امکان پذیرنیست. با توجه به اینکه حماس از 120 نماینده مجلس، اکثریت آن را در اختیار دارد، اقدام ابومازن در انحلال کابینه قانونی اسماعیل هنیه و دستور تشکیل کابینه جدید از سوی سلام فیاض، اقدامی غیر قانونی و عبث است. این اقدام بدون در نظر گرفتن نظر مساعد اکثریت نمایندگان پارلمان که از جمله اعضاء و حامیان جنبش حماس هستند هیچگاه محقق نخواهد شد. با وجودی که رژیم صهیونیستی در حمایت از جنبش فتح و در شکستن اراده قانونی حماس درمجلس، پیش از آن 18 تن از نمایندگان حماس در مجلس قانون گذاری را به گروگان گرفته و آنها را زندانی نموده بود اما حماس در مجلس قانون گذاری فلسطین همچنان دراکثریت قرار دارد. طبیعی است این مجلس از دولت قانونی اسماعیل هنیه حمایت کند و با اقدام شبه کودتایی ابوزمان و تصمیم یک جانبه گرایانه و تک بعدی وی مقابله کند.

درتحلیل تحولات نظامی و امنیتی اخیر غزه که منجر به پاکسازی آن از نیروهای امنیتی وسیاسی ابومازن و حاکمیت یکپارچه حماس بر آن شد بایستی به چند نکته اساسی توجه شود:

الف) در طول چهل سال گذشته، فتح درعرصه سیاسی و نظامی صحنه عملیات فلسطین یکه تاز میدان بوده و درطول این مدت با خودکامگی مطلق عمل می کرده است. این جنبش، در طول 15ماه گذشته و با روی کار آمدن دولت حماس به هیچ وجه حاضر به پذیرش واقعیت های صحنه داخلی فلسطین و حاکمیت جنبش حماس - که ناشی از آراء عمومی بود- نبوده است لذا برای شکستن اراده ملی و بن بست در مسیر دولت حماس به انواع کارشکنی ها، توطئه ها وبحران سازی های سیاسی و امنیتی مبادرت می ورزیده است.. جنبش فتح حتی برای به زانو درآوردن دولت حماس با نیروهای صهیونیستی همکاری کرده و نشانی مراکز امنیتی و سیاسی مخفی فرماندهان جهادی حماس را دراختیار اشغالگران صهیونیستی قرار داده تا مورد هدف جوخه های ترور و عملیاتهای توپخانه ای وموشکی دشمن اشغالگر قرار گیرند. تحرکات شناسایی و جاسوسی نیروهای فتح و طرفداران ابومازن درغزه چیزی نبوده که ازنگاه تیزبین نیروهای حماس ومردم فلسطین مخفی بماند. تداوم این وضعیت و خویش داری بیش از حد حماس می توانست این جنبش را با بحرانهای متعدد ناکارآمدی سیاسی و امنیتی مواجه سازد. هدف فتح ناکارآمد سازی دولت حماس برای واگذار کردن قدرت و خارج کردن آنها از صحنه سیاسی و امنیتی فلسطین بود. اهدافی که دقیقاً در چارچوب طراحی های رژیم صهیونیستی و دولتمردان آمریکا دنبال می شد. نقش بازیگری نیروهای امنیتی فتح در غزه، شبیه نقش نیروهای مزدور آنتوان لحد در جنوب لبنان بود که در ائتلاف با نیروهای اشغالگر با نیروهای آزادیخواه حزب اله و وطنی لبنانی می جنگیدند و نشانی مراکز وپایگاه های نیروهای لبنان را دراختیار صهیونیست ها قرار می دادند.

ب) برخی از کشورهای عربی منطقه درطول یکسال گذشته ومخصوصاً پس از جنگ 33 روزه حزب الله و رژیم صهیونیستی ضمن اینکه در ظاهر از «دولت وحدت ملی فلسطین» سخن می گفتند اما بطور گسترده ای به تجهیز و تسلیح گروه فتح و طرفداران ابومازن درغزه اهتمام داشتند. آنها از گذرگاه رفح تجهیزات پیشرفته ونیروهای مزدور کمکی را به غزه روانه می کردند تا درکنار نیروهای فتح، عملیات ترور نیروهای حماس و انهدام پایگاه ها و مراکز سیاسی و امنیتی دولت حماس را شدت بیشتری بخشند. کشورهای عربی متحد آمریکا درچارچوب طرح آمریکا، دولت حماس را متحد حزب الله لبنان، ایران، سوریه، جیش المهدی عراق و نیز دولت نوری مالکی می دانند و آن را درچارچوپ «هلال شیعی» تعریف می کنند. اگرچه حماس و دولت اسماعیل هنیه سنی هستند اما آنها، آنان را از نظر سیاسی شیعه می پندارند. از این رو تضعیف و از صحنه خارج کردن آن از صحنه سیاسی و عملیاتی فلسطین موازی منافع راهبردی، آمریکا، رژیم صهیونیستی و برخی دول مرتجع عربی است.

ج) رژیم صهیونیستی در حمایت و تجهیز نیروهای فتح در غزه و کرانه باختری، در شرایطی که دولت حماس و ملت فلسطین بشدت مورد تحریم اقتصادی، مالی و سیاسی دولتهای غربی و برخی از دول عربی منطقه هستند،مبلغ 700 میلیون دلار عوارض توقیف شده ملت فلسطین را دراختیار گروه ابومازن و نیروهای مزدور محمد دحلان قرار داده تا از آن برای تجهیز و تسلیح نیروهای امنیتی خود علیه حماس استفاده کنند.به این ترتیب نبرد غزه، صحنه جدید دیگری از نبرد نیروهای اسلام گرا با نیروهای شیطانی ائتلاف صهیونیستی، مزدوران عربی و نومحافظه کاران آمریکایی است. لذا جای تعجب نیست که پس از اعلام انحلال دولت اسماعیل هینه از سوی محمود عباس، سردمداران جبهه شیطانی از رایس گرفته تا بگت و اولمرت و ... از اقدام رئیس حکومت خودگردان حمایت کرده و دولت حماس را عامل بی ثباتی معرفی می کنند.

د) اینک که حماس پیروز صحنه عملیات نظامی و امنیتی غزه شده و از بحرانهای متعدد سیاسی و امنیتی که دشمن صهیونیستی برای این منطقه طراحی کرده عبور نموده و منطقه را از وجود نیروهای مزدور، جاسوس وصهیونیستی پاکسازی نموده است ضروری است درچارچوب مصالح ملی برای ایجاد آرامش در فلسطین تلاش نماید و اهتمام خود را برای مهار و کنترل درگیریهای نظامی میان فلسطینی ها درکرانه باختری متمرکز نماید. زیرا گسترش و تداوم این درگیریها در کرانه باختری مطابق برنامه، استراتژی وخواست دشمن صهیونیستی واشغالگران آمریکایی است. رهبران حماس و دولت اسماعیل هنیه بایستی با تلاش ها وتصمیمات مدبرانه خود از گسترش بحران جلوگیری نمایند.

 

 

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات