اشاره:
در آستانه سالروز شهادت امیرعلم و عمل شهید دکتر مصطفى چمران قرار داریم. اویى که به تعبیرى “حمزه زمان” بود که در نتیجه ایمان و عمل خدایىاش جاودانه تاریخ شد. درگرامیداشت یاد و خاطره این سردار عزیز مطلب زیر را که از نوشتههاى دکتر رضا امراللهى رئیس سابق سازمان انرژى اتمى کشورمان به رشته تحریر درآمده، تقدیم حضورتان مىکنیم که از هنر او و از تلفیق علم و عرفان او برایمان نوشته است؛
“چمران عزیز با عقیده پاک خالص غیروابسته به دستجات و گروههاى سیاسى و عقیده به هدف بزرگ الهی، جهاد را در راه آن از آغاز زندگى شروع و به آن ختم کرد. او در حیات با نور معرفت و پیوستگى به خدا قدم نهاد و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار کرد. او با سرافرازى زیست و با سرافرازى شهید شد و به حق رسید.
هنر آن است که بىهیاهویهاى سیاسى و خودنمایىهاى شیطانى براى خدا به جهاد برخیزد و خود را فداى هدف کند نه هوى و این هنر مردان خداست.
او در پیشگاه خداى بزرگ با آبرو رفت. روانش شاد و یادش بخیر.
و اما ما مىتوانیم چنین هنرى داشته باشیم؟ با خداست که دستمان را بگیرد و از ظلمات جهالت و نفسانیت برهاند.”
از پیام امام خمینی(ره) به مناسبت شهادت دکتر چمران
خوشا که خط عبور تو را ادامه دهیم
شعاع چشم تو را تا خدا ادامه دهیم
درباره شهید چمران نوشتن کارى دشوار است. چرا که قلم تنها گویاى ذرههایى از این دریاى بىانتهاست.
به همین دلیل این بنده کوچک به قدر توان، به بخشى از توانایىهاى ایشان و بخصوص کار علمى نامبرده بسنده مىنماید.
مصطفى چمران دوره مهندسى برق (الکترومکانیک) دانشکده فنى دانشگاه تهران را با رتبه ممتاز وشاگرد اولى به پایان مىرساند و با استفاده از بورس تحصیلى ویژه شاگردان ممتاز براى ادامه تحصیل راهى آمریکا مىشود (سال 1336.) ابتدا در دانشگاه تگزاس آمریکا به تحصیل مشغول شده، درجه فوق لیسانس برق دریافت مىنماید و سپس مصطفى چمران در سال 1342 از دانشگاه برکلى در کالیفرنیا دکتراى خود را در شاخه مهندسى گداخت هستهاى که در آن زمان جدیدترین دانش روز در غرب بوده است دریافت مىنماید.
تا کسى به سطح دانش نهفته در پایان نامه دکتراى او پى نبرد و تا کسى در این دریاى علم که در صفحات تز اوست غور ننماید، نمىتواند باور کند که دکتر چمران مردى است در چهرههاى مختلف، چه کسى مىتواند باور کند بعد از این همه دانش و فضل یک باره به صورت معلم یک کلاس صنعتى براى تربیت جوانان در لبنان کمر همت ببندد، چه کسى مىتواند باور نماید که او کارگاهى براى آموزش فنون اولیه صنعت به جوانان مسلمان لبنان به راه بیندازد، چه کسى مىتواند به خود بقبولاند که این چمران همان شهید دکتر مصطفى چمران است.
چگونه مىتوان باور کرد این مرد بزرگ در کنار بسیجیان با تمام وجود بجنگد و همه استعدادها و قدرت خود را در فرماندهى و هدایت جنگهاى بىنظیر چریکى به کار ببندد و بنیاد استکبار جهانى را به لرزه اندازد. در ابتداى جنگ تحمیلى و در میدان کارزار، اختراعاتى ساده را از خود به جاى گذارد که به طور قطع جلوى هجوم دشمن را به اهواز گرفت (اشاره به پنج شاخههایى به نام خورشیدى است که مانع عبور تانک بود) یا کانالهاى دفاعى یا پمپهاى آبى که آب را زیر پاى دشمن مىانداخت، یا خودروى شنىدار یا موشک زیرآبى شش متری، یا زیردریایى هجومى کوچک و یا...
باتمام ویژگىهایى که شمرده شد، او در نوشتن، زیبا نوشتن، درست نوشتن نیز استاد بود به عنوان نمونه:
جزوه درس “کامپیوتر آنالوگ” را که در زمان فوق لیسانس در دانشگاه تگزاس تدوین نموده را ورق مىزنیم.
او در این درس نمره بیست گرفته و آنقدر تمیز نوشته است که هنوز هم وقتى ورق مىزنى زیبایى و طراوت و صحیح بودن از آن تراوش مىنماید.
وقتى در دانشگاه برکلى در حال گذراندن دکتراست به یکى از همکاران که چند سال از شهید چمران زودتر فارغالتحصیل شده کمک مىکند به طورى که در پایاننامه “دکتر ویلیام هارتمن” مىبینیم از دکتر چمران به نیکى یاد مىشود.
خلاصه یادداشتهاى ایشان از درس “فیزیک پلاسما” که آن را در سال 1961 گذرانده محتواى بسیار غنى دارد وانگار به روز است. بعدها چیرگى و قوت او در گداخت هستهاى به نحو بارزى در پایاننامه دکتراى ایشان دیده مىشود.
خوب است گفته شود با اینکه شهید دکتر مصطفى چمران از پایهگذاران اصلى انجمن اسلامى دانشجویان آمریکاست و عمده وقت او صرف آموزش جوانان مسلمان و بویژه فارسى زبان مىشود باز هم در همه مراحل تحصیلى در کنار آن همه مبارزات مذهبى و سیاسى و قطع بورس تحصیلى که او مجبور است براى امرار معاش کار کند، شاگرد ممتاز است.
بعد از سال 1342 و در زمان جمال عبدالناصر دو سال به مصر مىرود، دوره جنگهاى چریکى را مىگذراند و باز هم بهترین شاگرد مىشود. دانشمندى که در همه دوران تحصیلى شاگرد اول بود در جبهه نظامى نیز شاگرد اول مىشود. بلافاصله در سال 1345 به لبنان مىرود و به کمک امام موسى صدر و شیعیان لبنان مىشتابد، جنبش محرومین و بعد امل را تاسیس مىکند.
چمران؛ پس از پیروزى انقلاب اسلامی
شوق دیدار مجدد امام و اجابت فریاد “هل من ناصر” خمینى کبیر(ره) او را به خانه و سرزمین مادرى مىآورد، به ایران بر مىگردد. مثل پروانه به دور شمع وجود قائد بزرگ مسلمانان دنیا مىگردد. همه آرزوهاى خود را برآورده مىبیند، این بار با شتابى بیشتر همه دانش و تجربه و اندوخته سالهاى غربت را در خدمت به این مردم خداجو بهکار مىگیرد. گویا دوباره حیات یافته است. خود در جمعى مىگوید “دوباره زنده شدم”.
هنوز از راه نرسیده بچههاى انقلاب را در سعدآباد تهران آموزش نظامى مىدهد و پایه دفاع عمومى یا بسیج عمومى را مىریزد، معاون نخست وزیر در امور انقلاب مىشود.
براى جنگیدن با اشرار و نوکران بیگانه و ضدانقلاب به پاوه مىرود و مىجنگد. به وزارت دفاع منصوب مىگردد و به عضویت شوراىعالى دفاع برگزیده مىشود. سنگ بناى خودکفایى صنایع نظامى را مىگذارد. در دوره اول از تهران به مجلس مىرود و به عنوان نماینده مردم تهران مجلس را در همان ماههاى ابتداى کار رها مىکند و براى اخراج دشمن از سرزمین خود به خوزستان مىشتابد. “ستاد جنگهاى نامنظم”را تشکیل مىدهد.
واحد مهندسى براى “ستاد جنگهاى نامنظم”پیشبینى و خود آن را هدایت مىکند. مىجنگد در و دیوار اهواز، سوسنگرد و وجب به وجب خوزستان و همه رزمندگان شهید چمران را به خوبى به یاد دارند. یادش گرامى باد.
در سوسنگرد شب تاسوعا مجروح مىگردد ولى حاضر نمىشود براى درمان در بیمارستان بماند یا به تهران بیاید و خود مىگوید “نفس بچهها زخمهاى مرا زودتر التیام مىبخشد”و چند روز بعد به شوق دیدار امام به تهران مىآید و فرداى آن روز بر مىگردد.
همه مردم این کشور این دانشمند بىریا- سرباز بزرگ قرن- عارف خداترس و مجسمهاى از همه خوبیها، هنرمندى توانا، فرماندهاى بىنظیر، سیاستمــــــــــدارى روشنبین ودولتمردى متواضع را مىشناسند.
یادش گرامى باد. دهلاویه در خوزستان تا ابد زنده است. چون چمران زنده است و از آنجا به ملاء اعلا شتافت و مشمول “عند ربهم یرزقون” شد.