صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۲:۱۷  ، 
کد خبر : ۹۴۳۱۰

سیاست خارجی نامزدها؛ یک مقصد با چند مسیر


بصیرت: دیپلماسی و سیاست خارجی پس از طرحها و اولویتهای اقتصادی، مهمترین ستون برنامه نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری دهم است.
در شرایط کنونی که رقابتهای انتخاباتی به نقطه اوج خود نزدیک می شود، دسته بندی و تعیین چند محور اصلی در سیاست خارجی ما که مقایسه تطبیقی میان نظرگاه های نامزدها را ممکن کند ضروری است.
نوشتار پیش رو، تلاش کرده است چنین امکانی را برای مخاطبان فراهم آورد.
ساختار و سازمان در سیاست خارجی ایران
رئیس جمهور به عنوان بالاترین مقام اجرایی کشور اگر چه نقشی تعیین کننده در پیشبرد سیاستهای کلان و مشخص کشور دارد، اما این امر نیز واضح و روشن است که هم به واسطه ساختار کلان تصمیم ساز در این حوزه و هم ارکان مختلف نظارتی اعم از مجلس و نهاد رهبری جا به جایی خطوط کلی در این حوزه امری قائم به شخص رئیس جمهور نیست، اگرچه رفتار و دیدگاه او می تواند در تعاملات بین المللی، انحنا و تلورانس (انحراف معیار) قابل توجهی را بر آن تحمیل کند.
دیپلماسی هسته ای
در مقایسه میان حوزه های عملیاتی برنامه های نامزدها، عملکرد رئیس جمهور احمدی نژاد به واسطه آنکه تنها گزینه عامل و مسؤول در این عرصه بوده، ملموس تر و مشخص تر است مناقشه هسته ای ایران با غرب پر چالش ترین و شاید مهمترین رویارویی ما در حوزه سیاست خارجی دهه اخیر است. حوزه ای که امروز بیشترین نقدها را به خود اختصاص داده است.
احمدی نژاد مناقشه درباره اصل این پرونده را تمام شده خوانده است. به تعبیر او ایران به قدرتی هسته ای در حوزه صلح آمیز تبدیل شده و دیگر به مذاکره و معامله در این حوزه نیاز نیست، بنابراین او موضع خود را برای مذاکره درباره مسایلی کلان با نگاه به همان تعریف منطقه ای و جهانی از ساختار رقابت در صحنه بین المللی اعلام کرده است.
او می گوید: در دوره مدیریتش ایران نه با کشورهای اروپایی و نه با آمریکا مذاکره ای درباره فعالیتهای هسته ای خود انجام نمی دهد.
وی حتی پس از ابراز تمایل مجدد غرب به مذاکره درباره کنسرسیوم تولید سوخت هسته ای نیز آن را تمام شده و مربوط به ایام گذشته خواند که فرصت آن برای غرب از دست رفته است.
او حتی ابایی هم از آن نداشته که قطعنامه های شورای امنیت را کاغذ پاره بخواند، زیرا معتقد است، توان فشار قدرتهای مقابل ایران بیش از آنچه تاکنون وارد آورده اند نیست و بن بست این فشارها غرب را به تغییر مسیر اجباری سوق می دهد. چیزی که امروز نمود آن در تغییر سیاستهای آمریکا از نظر او نمایان است.
احمدی نژاد امروز از دعوت غرب برای گفتگو با ایران برای حل مسایل مهم منطقه و جهانی سخن می گوید و آن را در فهرست توفیق های خود قرار می دهد.
موسوی: پذیرش اصل، نفی حاشیه
نگاه به مواضع و دیدگاه های موسوی در مصاحبه ها و سخنرانی های او در مسأله فعالیتهای هسته ای کشور نیز بیانگر تأکید و تصریح او بر صحت و درستی مسیر پیشبرد این مناقشه است و تنها نکته ای را که در نقدهای او می توان یافت ایرادهای وی به تأثیرپذیری و آسیب دیدن این حوزه از حواشی سیاست خارجی احمدی نژاد در دیگر حوزه های دیپلماسی است.
موسوی، تنها نامزدی است که به صورت مشخص از واژه مورد استفاده دولت خاتمی در این حوزه یعنی «تنش زدایی» و «اعتماد سازی» استفاده کرده است، راهبردهایی که از نظر رقیب اصلی او نتیجه خود را آشکار کرده و آزموده شده اند.
وی در مصاحبه با نمایندگان رسانه های خارجی در ایران در این باره تصریح کرده است: باید برنامه ها را طوری تنظیم کنیم که غرب نسبت به صلح آمیز بودن برنامه های ما اطمینان پیدا کند.
وی سرعت توسعه و بومی بودن فناوری هسته ای ایران را عاملی دانسته که ما را در معرض اتهام قرار داده است و می گوید: آنچه پس از شروع مجدد فعالیتهای ایران ما را به سمت شورای امنیت سوق داده طرح برخی مسایل غیرضروری و جنجال آفرین بوده که حساسیت غرب را برانگیخته و بهانه لازم را برای جنگ تبلیغاتی علیه ایران فراهم آورده است، مسائلی نظیر هولوکاست.
وی در عین حال تأکید کرده تنش زدایی او به تعلیق دوباره منجر نخواهد شد و عقب نشینی در این عرصه ممکن نیست، اما حاضر است تضمین هایی بدهد که برنامه هسته ای ایران به سمت نظامی منحرف نخواهد شد.
این اظهارات موسوی در تحلیل رسانه های آمریکایی و غربی به این تحلیل منجر شده است که پیروزی او تأثیر ویژه ای در جهت مصالحه ایران با غرب در مسأله هسته ای نخواهد داشت.
کروبی؛ نفی گذشته با شعار عقلانیت
واژه مورد تأکید کروبی در این حوزه «عقلانیت» است. راهبردی که به زعم او می تواند برنامه زمانبندی کشور را در سند چشم انداز در حوزه فناوری هسته ای محقق کند.
کروبی در برنامه مدونی که در 35 محور ارائه داده، پنج راهبرد را برای پرونده هسته ای ارایه داده است که از نگاه رئیس ستاد انتخاباتی او، مهمترین آنها اجتناب از بزرگنمایی موفقیت های هسته ای، پافشاری بر صلح آمیز بودن آن و اتخاذ قدمهای مؤثر برای اعتمادسازی بین جوامع غربی است.
غلامحسین کرباسچی در تشریح سیاست کروبی گفته است: نمی شود دنیا را فتح کرد و آن دوره بازگشت به بحث گذشته تمام شده است، امروز دوران دیگری است که می توان بین تسلیم و تقابل، راه حل مسالمت آمیز را در پیش گرفت.
وی بی توجهی به قواعد و حقوق بین المللی و طرح شعارهای حساس را عاملی دانسته که آمریکا با توسل به آن بتواند برای پرونده هسته ای ایران وضع خاصی را فراهم کند که نیمی از آن صدور چهار قطعنامه اثرگذار علیه ایران است.
کروبی خود نیز انتقادهایش را بر هزینه سیاستهای هسته ای کشور متمرکز کرده، اما وی نیز تأکید دارد که در کنار مذاکره از حقوق هسته ای کشور عقب نشینی نخواهد کرد.
رضایی؛ ادامه مسیر هسته ای
محسن رضایی تنها نامزد و البته منتقدی است که دستیابی کشور به فناوری هسته ای را دستاورد و نتیجه مقاومت و پایداری دولت احمدی نژاد خوانده است.
وی در عین حال برنامه های هر سه رقیب خود را نامناسب و قابل نقد خوانده و با تأکید بر همان شعار دیپلماسی حرفه ای مدعی شده است، برنامه های هسته ای کشور را ادامه خواهد داد.
نکته قابل توجه دو طرح رضایی که تأمل برانگیز است، طرح او برای توسعه فعالیتهای هسته ای کشور با کمک کشورهای غربی و همسایگان ایران (احتمالاً روسیه و پاکستان) است. او مدعی شده، با تشکیل کنسرسیومی در این جهت، شرایطی را فراهم می کند تا دنیا نگرانی های خود را از برنامه هسته ای ایران کنار بگذارد.
ایران و آمریکا
موضوع مذاکره میان ایران و آمریکا، نه آنچه در عراق و افغانستان رخ داد که البته در نوع خود مهم و اثرگذار بود، بلکه مذاکره ای مستقیم درباره مسایل دو جانبه و روابط دیپلماتیک دو کشور، موضوعی است که اگر چه در سه دهه گذشته با غلظت و رقت مطرح بود، اما با روی کار آمدن دولت دموکرات آمریکا به یکی از حوزه های جذاب رقابتهای سیاسی و محل بحث و نظر تبدیل شده است.
آنچه بیش از همه در پدید آمدن این بحث مطرح بوده نیز ابراز تمایل مستقیم و صریح اوباما در رقابتهای انتخاباتی و پس از آن بر مذاکره مستقیم با ایران بوده که در سی سال گذشته بی سابقه است.
امروز هم این مسأله یکی از محورهای همیشگی در پرسش و پاسخهای رسانه ای با نامزدهای انتخاباتی است پرسشهایی درباره رویکرد آنها به مسأله مذاکره با آمریکا و برداشتی که از فضای موجود در این رابطه دارند.
کسی که پیش دستی کرد
بسیاری سیاست خارجی احمدی نژاد را جسورانه خوانده اند. این تعبیر بیش از همه درباره رفتار او در مقابل آمریکا بکار برده شده است. مذاکرات مستقیم و علنی مقامات ارشد دو کشور در عراق در دولت او انجام گرفت، اگر چه پیش از او در دولت اصلاحات نیز ایران در جنگ افغانستان با آمریکایی ها مذاکره و حتی مساعدت داشت، اما سطح و موضوع آن هیچ گاه آشکار نشد.
احمدی نژاد نخستین رئیس جمهور اسلامی ایران هم بود که مرزها را تغییر داد و برای همتای آمریکایی خود، بوش پسر نامه نوشت، نامه ای که البته پاسخی دریافت نکرد، همچون پیام تبریک او پس از انتخابات اخیر آمریکا به باراک اوباما که از آن هم پاسخی نگرفت، هر چند اوباما در پیام تبریک نوروز، ادبیات متفاوت تری را نسبت به جرج بوش در خصوص جمهوری اسلامی ایران در پیش گرفت.
احمدی نژاد اما امروز مذاکره آمریکا با ایران را پس از تحولات سیاسی این کشور یک الزام تحمیلی و جبری برای سران این کشور می داند و البته پذیرش آن را منوط به تحولات و تغییرات عملیاتی یا به تعبیر خود او تغییر بر روی زمین در رفتار آنها می داند و بارها نیز بر آمادگی خود برای مناظره با رئیس جمهور آمریکا تأکید کرده است.
او حتی در مقابل تعیین ضرب الاجل برای مذاکره میان دو کشور که پیوندی هم با مسأله هسته ای دارد، آن را ضرب الاجلی برای تصمیم سازان آمریکا و در داخل ساختار سیاسی این کشور برای حرکت به سمت ایران توصیف کرده است.
دور از واقع نیست که بگوییم او هیچ گاه از این مسأله با نگاه به انتخابات پیش رو استفاده نکرده است. کمااینکه درخواست مذاکره گروه 1 + 5 را با حضور آمریکا نیز به پس از خردادماه و انتخابات حوالت داده است.
شکستن تابوی شکسته
میرحسین موسوی اما گفته است، مذاکره با آمریکا تابو نیست و تأکید کرده از هر چیزی که به نفع منافع ملی باشد استقبال می کند و اگر این مذاکره را در شرایطی مساعد ببیند براساس مبنای انقلاب عمل می کند.
وی در عین حال تأکید دارد که باید زمینه های مساعدتری در این حوزه مشهود شود و گفته است، اگر صدقی که در کلام اوباما ابراز شده صحت داشته باشد، می تواند زمینه هایی برای پیشرفت کار فراهم کند، اگر چه به زعم او این رابطه و مذاکره مسأله پیچیده ای است که یک روزه حل نمی شود و نیاز به مداومت، حوصله و راهبردهای درست دارد.
وی گفته است، انتظار علایی به دنبال تغییر لحن اوباماست و این را از سابقه رفتار آنها می گوید و در عین حال روند را خوب توصیف کرده است.
نکته جالب در موضع گیری او اعلام آمادگی برای مناظره با اوباماست.
همه چیز تغییر می کند
کروبی هم از باز تنظیم روابط ایران با دیگر کشورها سخن گفته است، ابزاری که از نظر او می تواند توسعه کشور را در آرامش محقق کند. رئیس ستاد انتخاباتی وی گفته است: به جای طرحها و مباحث عقلانی، شعارها و حرفهای احساسی و نسنجیده و بدون پشتوانه فکری مطرح شده اند که نه تنها به حل مسایل دو جانبه معطوف نشده که طرف مقابل نیز احساس کرده نمی تواند روابط خود را در حد معقولی تنظیم کند.
کروبی گفته است: بلافاصله پس از پیروزی او در عرصه انتخابات همه چیز تغییر می کند.
ابتکار عمل را به دست می گیرم
محسن رضایی اما در این حوزه گفته است تحولات و تغییر در ادبیات آمریکایی ها زمینه و فرصت مناسبی است، اما او منتظر پیشنهاد آنها برای مذاکره نخواهد ماند، بلکه با ارایه طرح و بسته ای برای این منظور نیت و رفتار طرف خود را محک می زند.
او در گفتگوی تلویزیونی خود گفت که منتظر تصمیم اوباما نمی ماند. رضایی همچنین وعده داده است، یک خانم ایرانی را به عنوان وزیر خارجه اش برگزیند.
دیپلماسی منطقه ای و فرا منطقه ای
یکی از بحث برانگیزترین حوزه های مناقشه و مباحث انتخاباتی در این سطح شکل گرفته است.
در فرآیند پیوسته چهار محور تعیین شده برای مقایسه سیاست خارجی نامزدهای انتخابات دیپلماسی منطقه ای کشور در چهار سال گذشته نیز حوزه بسیطی برای نقد و نظر بوده است.
سیاست خاورمیانه ای ایران بویژه در مسأله سرزمینهای اشغالی فلسطین، کشورهای حوزه خلیج فارس و کشورهای عربی و اسلامی بزرگ و اثرگذار و نگاه به ارتباطات فرامنطقه ای کشور رئوس این مباحث هستند.
جسورانه یا شجاعانه
احمدی نژاد ابایی از آن ندارد که عرفها و تعارفات معمول در ادبیات دیپلماتیک و رسمی مرسوم را بشکند.
او بارها به صراحت موضع خود را درباره روند معیوب و تحمیلی مذاکرات صلح در فلسطین ابراز داشته، در ترسیم و بیان ماهیت رژیم صهیونیستی ولو آنکه خود او و دولت ایران را آماج جنگ تبلیغاتی و فشارهای سیاسی قرار دهد تردیدی نکرد و به آن افتخار می کند و دو سؤال اساسی را در این باره مطرح ساخته است، دو سؤالی که پیش از او هیچ کس جسارت طرح آن را نداشت؟ هولوکاست را چه کسانی موجب شدند و چرا کسی اجازه مطالعه درباره آن ندارد و دوم آنکه با چه منطقی تاوان آن را باید مردم مسلمان فلسطین بدهند.
او برای برقراری و تقویت رابطه با کشورهای مهم اسلامی نیز تلاشهای زیادی انجام داده که گاه موجب شده او را به شتابزدگی در این حوزه متهم کنند، مانند تلاشهای چندین باره ایران برای اصلاح روابط رسمی با مصر تا پیش از جنگ 22 روزه. با این حال او شاید در حوزه تعامل با عربستان سعودی موفق تر بود و نمایش قدرت و موقعیت او هنگامی که پادشاه این کشور شانه به شانه او در ریاض به نشست سران کشورهای اسلامی آمده، گواه این امر است.
در حوزه تعامل با کشورهای حوزه خلیج فارس نیز او جسارتهای زیادی داشت و برای اولین بار خود به نشست سران شورای همکاری خلیج فارس رفت تا عکس او در زیر نقشه ای که خلیج عربی بر آن نقش بسته بود، دستمایه حملات منتقدان شود، اما می توان گفت: آنچه همه این تلاشها را تحت الشعاع قرار داده نخست سیاستهای «ایران هراسی» غرب و تلاش آنها برای ایجاد جبهه ای در نزد اعراب رو در روی ایران بوده که به مدد وابستگی های بی شمار این کشورها به غرب تأثیر بسزایی داشته است و دوم نگرانی این کشورها از قدرت و نفوذ معنوی ایران و ارتقای آن به قدرت و بازیگر اول منطقه.
استراتژی ویژه احمدی نژاد در این حوزه را نیز می توان برقراری و استقرار ارتباطات بی سابقه و محکمی میان ایران با کشورهای مستقل و جریان مقاومت در رابطه نظام سلطه جهانی دانست، ارتباطاتی که در آمریکای لاتین و بتدریج در آمریکا احساس خطر غرب و حتی اسرائیلی ها را نیز برانگیخته است.
مناقشه چراغ میان خانه و مسجد
میرحسین موسوی در این حوزه سیاستهای خارجی احمدی نژاد را بی اثر یا کم اثر و در مقابل هزینه بر می داند.
او تأکید می کند که برای بدل شدن به کشوری نیرومند، اول باید با همسایگان خود و کشورهای منطقه ارتباط خوبی داشته باشیم تا به کشوری قوی برای تعامل مناسب با دنیا بدل شویم.
وی نیز ابایی از آن ندارد که کمک و حمایت ایران از فلسطینی ها را چراغی بنامد که به خانه مردم ایران رواتر است تا مسجد سرزمینهای اشغالی.
وی توسعه ارتباطات ایران با کشورهای آمریکای لاتین و آفریقایی را هم به چالش کشیده و آنها را هزینه بر و کم فایده می خواند، در مقابل از نگاه خود به شرق هم سخن می گوید و آن را یک بازار وسیع مقابل ایران توصیف می کند شاید مشهورترین جمله او در این ایام همین باشد که «ما نخست باید خود قوی باشیم و قوی شویم تا بتوانیم از دوستان خود در دیگر کشورها حمایت کنیم.»
فهرستی از کشورها
مهدی کروبی نیز برای سه حوزه خاورمیانه، خلیج فارس و آسیای میانه، دوم اروپا و روسیه و سوم آفریقا فهرستی از طرحها را ارایه کرده است.
در حوزه نخست، مهمترین راهبردهای او عبارتند از بازسازی روابط با منطقه خلیج فارس و دوری از شائبه هژمونی طلبی منطقه ای، ایجاد ساز و کار و همکاری دسته جمعی امنیتی، مبارزه با افراط گرایی، همکاری ویژه با آسیای میانه و قفقاز برای احیای تمدن ایرانی، همکاریهای ویژه با پاکستان، افغانستان و عراق با هویت جدید و تأسیس منطقه آزاد تجاری با عراق و سوریه.
در حوزه دوم تأکید او بر گسترش روابط سیاسی و اقتصادی با اتحادیه اروپا، تأمین سهم بیشتری از انرژی مورد نیاز این قاره و بسط روابط با روسیه بویژه در حوزه آسیا و قفقاز است. در حوزه آفریقا نیز حضور در برنامه توسعه این کشورها در عرصه اقتصاد، تجارت و صادرات است.
تمرکز به پیرامون
محسن رضایی نیز دو طرح ویژه در برنامه خود دارد، نخست وعده انعقاد یک قرارداد استراتژیک با عربستان به دلیل موقعیت ویژه این کشور و همکاری های گسترده با دو کشور عمان و قطر.
و دوم تأکید او بر مشارکت و ایجاد ساز و کارهای همکاری های منطقه ای در حوزه خلیج فارس در قالب همکاری های اقتصادی، تجاری و امنیتی است.
وی تأکید کرده است که با کشورهای همسایه برای رفع سؤ تفاهم و توسعه بیشتر جزایر سه گانه مذاکره می کند.
موضع رضایی درباره فلسطین نیز از ارایه طرحی ابتکاری برای صلح خاورمیانه سخن گفته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات