علی امینی
سند چشم انداز بیست ساله جمهوری اسلامی ایران برخوردار بودن از هویت اسلامی ایرانی را در بیست سال آینده رقم زده است. مسئله محوری این یادداشت این است که آیا می توان برای فردایمان تعیین تکلیف کنیم و خود امروزمان را به خود فردایمان منتقل کنیم. در پاسخ به این پرسش باید به نوع نگاهی که از هویت داریم توجه شود. اگر هویت را در قالب معیارهای کلی و با تفسیری موسع از این معیارها و ملاک ها تعریف و تبیین کنیم آنگاه می شود هویت آیندمان را ترسیم و پیش بینی کنیم.
در این صورت سطح سیاست هویت، سطحی کلان است و تنزل آن به مصادیق عینی با تفاسیر محدود و خرد درست نیست و اینکه ایران در 20 سال آینده دارای جامعه ای با هویت انقلابی اسلامی است تنها با آن معیارهای کلی هویت امکان ارزیابی آن وجود دارد و با بیان شاخص های عینی و مصداقی از هویت،ترسیم و مهندسی هویت ملی در 20 ساله آینده امکان پذیر نیست.
برای تبیین بیشتر بحث تعریفی از هویت ارائه می دهیم و بعد موضوع را پی می گیریم. آنتونی گیدنز، در کتاب تجدد و تشخص، هویت را آگاهی شخص (و به همین صورت یک واحد، گروه، جامعه یا ملت) به خود تلقی می کند که واکنش های اجتماعی توسط شخص به تدریج و پیوسته ایجاد می شود. منشأ تعریف گیدنز از هویت در واقع تعریفی است که فرد (جامعه، ملت) از خود می کند و این تعریف از هویت بر این دلالت می کند که من چیستم و چه می خواهم. مطابق این تعریف هر شخص و یا هر واحد اجتماعی (گروه، ملت) هویت خود را از طریق محیط اجتماعی که متعلق به آن است می سازد و توسعه می دهد. این تعریف از هویت بر یک نکته مهم تأکید دارد و آن ویژگی است که موجب تشخص و تمایز می شود. در اینجا تعریف فرد و یا جامعه از خود در وضعیت فعلی و در شرایط آتی است. برای اینکه جامعه و یا فرد بتواند هویت آینده خود را ترسیم کند باید رهیافتی حداکثرگرایانه به سیاست های هویتی داشته باشد یعنی اینکه آن را در قالب شعارها و رفتارهای روزمره خود که نوعی سیاست تبلیغی محسوب می شود محصور ننماید. عناصر و مفاهیم هویت هرچه انتزاعی تر و کلی تر باشد کارآمدی و کارآیی آن بیشتر است و با آن بهتر می توان آینده را تعریف کرد.
در رهیافت کاهش گرایانه از هویت، آن را به نمادها، رفتارها و شعارهای روزمره تنزل می دهند. البته تقویت چنین اموری برای تقویت هویت ملی یا دینی مهم است و باید مدنظر سیاست گذاران جامعه و حکومت قرار گیرد و اما در رهیافت غیر کاهش گرایانه از هویت هر چند تبلیغ، آموزش و پژوهش چنین شعارهایی انکار نمی شود اما هویت ملی و هویت مسلط و شناخته شده جامعه منحصراً محدود به انجام چنین شعائر و یا بروز هر روزه چنین نمادهایی نمی گردد، چرا که این نمادها، رفتارها و شعارها در حوزه سیاست های تبلیغی هر نظام تعریف می شوند و از عناصر اصلی و حیاتی هویت ملی و کلان جامعه نیستند.
نقش شعائر در ترویج و انتشار و تقویت هویت ملی تا زمانی که در آنها نمادهای کلی و مفاهیم عمومی مثل عدالت، آزادیخواهی، بشردوستی و... ترویج می شود مهم و موثر هستند. در غیر این صورت، این شعائر و نمادهای روزمره هر چند به عنوان یک سیاست تبلیغی مفید هستند و حتی می توانند از مشروعیت و حقانیت نیز برخوردار باشند اما کار ویژه هویت بخشی نخواهند داشت.
به این ترتیب هویت در سطح ملی، تعریف یک ملت از خود است و نه از دیگری. تعریف یک نسل از خود است و نه یک نسل از نسل دیگر. لذا زمانی که گفته می شود هویت جامعه ایران در سند چشم انداز و در 20 ساله آینده، هویتی اسلامی و ایرانی و انقلابی است در واقع تعریفی است که جامعه ایرانی امروز از فردای خود می کند نه از جامعه ای دیگر با مشخصه های دیگر.