مهدی جمشیدی
نسبت علی و معلولی «نهاد فرهنگ» با نهادهای اجتماعی دیگر از قبیل «نهاد سیاست» و «نهاد اقتصاد» چگونه است؟ این نهاد در ارتباط با نهادهای اجتماعی دیگر، تأثیرگذار است یا تأثیرپذیر؟ آیا رابطه علیت دارد یا رابطه معلولیت؟ این مسأله نیز دارای شقوقی است:
الف) اغلب سکولاریست ها معتقد به تعیین کنندگی «نهاد اقتصاد» هستند و برای آن در مسیر تحولات اجتماعی، نقش بسیار برجسته ای قائل اند.
ب)در تفکر اسلامی، «نهاد فرهنگ»، اصیل ترین و مبنایی ترین نهاد اجتماعی است. از این رو، برای حرکت در راستای اصلاح اجتماعی، ابتدا باید به سراغ فرهنگ رفت و طرح و چاره ای برای «اصلاح فرهنگی» اندیشید. به همین سبب بوده است که انبیای الهی در گام نخست دعوت و رسالت خود، از مقولات فرهنگی سخن گفتند و به «آسیب شناسی فرهنگی» جامعه معاصر خود پرداختند و برروی «توحید و جهان بینی توحیدی» به عنوان کانون فرهنگ دینی پای فشردند. به دلیل وجود رابطه علیت میان نهاد فرهنگ نسبت به دیگر نهادهای اجتماعی، با اصلاح فرهنگ، دیگر نهادها نیز در مسیر صلاح و سعادت قرار خواهند گرفت.
«اصلاح فرهنگی» نیازمند طرح و برنامه است تا براساس آن اولا صلاح از فساد بازشناخته شود، ثانیا در مسیر مبارزه با فساد و محقق ساختن صلاح، اقدام شود. به عبارت دیگر، اصلاح فرهنگی محتاج یک «مرجع نظری» است. از این جهت، دو راه پیش روست:
الف) «علوم انسانی سکولاریستی» که حاصل تأملات و گرایش های بشر غربی است به عنوان چارچوب نظری و الگو پذیرفته شود و برپایه آن، صلاح و فساد، تعریف شود و الگوی اجرای اصلاح فرهنگی مشخص گردد.
ب) «دین و شریعت الهی» به عنوان مرجع نظری پذیرفته شود و بنیان جهان شناختی و ایدئولوژیک فرهنگ سازی و طراحی دانشگاه مطلوب واقع گردد. روشن است که انتظار می رود دانشگاه دینی از آن جهت که به صفت «دینی بودن» شناخته می شود، به آموزه ها و تعالیم دینی رجوع کند و راه علاج دردها و بیماری های فرهنگی دانشگاه را از خداوند طلب نماید.
از نظر زمان، برنامه اصلاح فرهنگی می تواند به دو صورت سامان یابد:
الف) در «نگاه کوتاه مدت»، اصلاح فرهنگی در قالبی موسمی و موقتی قرار می گیرد و پس از مدتی به فراموشی سپرده می شود. البته با نگران کننده شدن مجدد وضعیت فرهنگ در آینده، دوباره اصلاح فرهنگی رونق می یابد و به اجرا گذاشته می شود.
ب) در «نگاه بلندمدت»، به دو دلیل لازم است اصلاح فرهنگی به صورت برنامه ای مستمر و دائمی قلمداد شود: اول این که ایجاد دگرگونی در فرهنگ و مقومات آن، در کوتاه مدت ممکن نیست؛ دوم این که در صورت ایجاد تغییر در فرهنگ، تغییر مذکور، ضمانتی برای ثبات و دوام ندارد، بلکه ممکن است به تدریج رنگ باخته و از میان برود. از این رو، غفلت اصلاح گران فرهنگ از فرهنگ، مهار فرهنگ را از اختیار آنان خارج می کند و سبب می شود به تدریج فرهنگ، شکل و محتوایی متفاوت بیابد. مدیران فرهنگی دانشگاه ها باید برخوردار از چنین نگاهی باشند.
مواجهه و رویارویی با انحراف ها و آسیب های فرهنگی می تواند در سه قالب قرار گیرد:
الف) رویارویی «سیاه نمایانه» با انحراف های فرهنگی از طریق بزرگ نمایی معضلات و فراگیر تصویرکردن آنها.
ب) رویارویی «محافظه کارانه» به این معنی که آسیب ها نادیده انگاشته شوند و چهره ای آرمانی و ایده آل و سانسورشده از جامعه عرضه می شود.
ج) رویارویی «واقع نمایانه» که در آن، واقعیت های فرهنگی بدون آن که کوچک یا بزرگ شوند، با اندازه های حقیقی خود منعکس می شوند. اسلام از این گونه مواجهه دفاع می کند.
راهکارهایی که برای مقابله با آسیب ها و ناهنجاری های فرهنگی ارایه می شوند، در دو حوزه جای می گیرند:
الف): «راهکارهای حقوقی- فیزیکی» که عبارت است از برخورد سخت و خشن با آسیب های فرهنگی.
ب) «راهکارهای فرهنگی» که مبتنی بر برخورد نرم و ملایم با معضلات فرهنگی است.
در تفکر اسلامی، راهکارهای فرهنگی بر راهکارهای حقوقی- فیزیکی تقدم دارند؛ اما این مطلب به معنی نفی ضرورت یا تردید در حقانیت راهکارهای حقوقی- فیزیکی نیست.
راهکارها و چاره های مذکور را می باید از لحاظ دیگری نیز تفکیک کرد:
الف) «راهکارهای سطحی» که همواره در جستجوی معلول ها هستند و به سراغ ریشه ها و زمینه های اصلی نمی روند.
ب) «راهکارهای عمیق» که سرگرم معلول ها و پیامدهای فرعی نمی شوند بلکه ریشه شناسی، علت یابی و حرکت در عمق را در دستور کار خود قرار می دهند.