صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۸ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۱:۳۳  ، 
کد خبر : ۹۴۷۱۷

بار دیگر سپاه/عبدالله کشاورز


بصیرت: هفته پیش یک خبر بسیار مهم لابلای خبرهای سیاسی گم شد و در تحلیل ها، نکته ها و حاشیه پردازی ها نیز نیامد. البته بسیارند خبرهایی که با همه اهمیتشان نه در قاب دوربین ها و نه در ستون روزنامه ها و نه در مباحثات اجتماعی از آنان ذکری به میان می آید!
خبر این بود: روز یکشنبه هفته گذشته هواپیمای شرکت هواپیمایی«کیش ایر» از فرودگاه اهواز با بیش از 120مسافر به سمت کیش در حرکت بوده است حدود 11دقیقه پس از جدا شدن هواپیما از زمین، یکی از مهماندارها در جاروزنامه ای هواپیما متوجه یک یادداشت کوتاه می شود. مضمون این یادداشت این بوده: «من را ناگزیر کرده اند تا بمبی را در هواپیما کار بگذارم. این بمب اینک در دستشویی هواپیماست و براساس وقت تنظیم شده در ساعت 11و25دقیقه منفجر می شود. من از کار خود پشیمانم. فکری برای مسافران و هواپیما بکنید» میهماندار یادداشت را به یکی از پاسداران گارد پرواز می دهد و او بلافاصله به مکان مورد اشاره می رود و بمب را که از نوع آتش زا بوده، شناسایی می کند. با سرعت خودش را به کابین خلبان می رساند و از او می خواهد هواپیما را به فرودگاه برگرداند و در اولین نقطه ممکن به زمین بنشاند و ضمنا به مسافران اعلام کند که بعلت نقص فنی بازمی گردد. به میهماندار هم می گوید مراقب باشید تا مسافران از موضوع مطلع نشوند. او سپس به محل جاسازی بمب مراجعه می کند و بمب را در بغل می گیرد تا در صورت منفجرشدن فقط او را از بین ببرد و به مسافران صدمه ای وارد نشود. هواپیما 10دقیقه پس از اطلاع در نقطه ای از فرودگاه اهواز به زمین می نشیند. پاسدار گارد پرواز از نزدیکترین درب خروجی، پایین پریده و بمب را به نقطه ای دوردست پرتاب می کند. در این حین دست عضو گارد پرواز می شکند و با انفجار بمب و اصابت موج انفجار، به صورت، دست ها و پاهای او آسیب هایی وارد می شود ولی به لطف خداوند متعال ماجرا بدون کمترین آسیب به مسافران و هواپیما به پایان می رسد.»
وقوع چنین خبری از میان خیل پاسداران عجیب نیست نه اینکه چنین خبری عجیب نباشد؛ ما طی سه دهه گذشته همواره پاسداران را با صفت جانبازی و فداکاری شناخته ایم. بسیاری از گره های کور با همین فداکاری ها باز شده اند. گره هایی که با پول و تکنولوژی و هرچه رنگ و بوی دنیایی دارد، هرگز باز نمی شوند. پاسداران گاهی چون کوه سنگین اند و گاهی به سبکی کاهند. آنگاه که با دشمن مواجه می گردند چون کوهند و به تعبیر امیرالمؤمنین «کالجبل الراسخ» و آنگاه که در کنار مردم خویشند، خاکسار و عطوفند و به کاه می مانند.
ماجرای عملکرد همین پاسداران در جریان تجاوز دو سال پیش یک اسکادران نیروی دریایی انگلیس به آبهای ایران در اروندرود را شنیده اید. آنان در این ماجرا بدون ذره ای ترس از دشمن، یگان دریایی انگلیس را محاصره و عناصر آن را بازداشت کردند. در آن ماجرا انگلیس که باور نداشت ایران جرأت مواجهه با نظامیان غرب را داشته باشد، ابتدا از زبان زور استفاده کرد ولی به زودی دریافت حریف مستحکم تر از آن است که از تهدید هراسی داشته باشد و راهی جز عذرخواهی ندارد. از این رو دولت انگلیس در نامه ای رسمی از ایران عذرخواهی کرد و خواستار آزادی نظامیان بازداشتی خود شد. در آن زمان افسران پاسدار نیروی دریایی به دشمن که برای حمله به ایران یک گام به پیش و یک گام به پس داشت، آموختند در این سوی مرزهای عراق، ترسی از نظامیان غرب وجود ندارد.
یک پاسدار در آن ماجرا، اسکادران متجاوز دریایی انگلیس را متوقف و دولت انگلیس را واداشت تا نامه عذرخواهی بنویسد و در اینجا یک پاسدار از جان خود مایه می گذارد تا به مردم آسیبی وارد نشود. البته در هر دو حادثه علاوه بر فداکاری، «درایت» و «لیاقت» این دو پاسدار- که دو نمونه از هزاران اند- در اوج دیده می شود. در حادثه اسکادران دریایی انگلیس، فرمانده بوشهری یگان دریایی سپاه، ابتدا هشدار می دهد، بعد شناور حامل نظامیان انگلیسی را متوقف می کند و از آنان می خواهد سوار شناور نیروی دریایی سپاه شوند و امکانات مخابراتی خود را تحویل دهند و پس از آن که آنان را وارد خاک ایران کرده و به بازداشتگاه می فرستد بازجویی را آغاز می کند و در حین بازجویی به آنان تفهیم می کند که به آب ایران وارد شده اند و این برخلاف کنوانسیون حقوق دریاهاست و بر این اساس آنان را وامی دارد تا در گفت وگوی صریح رسانه ای به خطای خود اعتراف کنند. این اعترافات به رسانه های انگلیس راه می یابد و آنان را منفعل می کند بعدها این ماجرا به یک نقطه سیاه در پرونده بلر و یک نقطه روشن در پرونده ایران تبدیل می شود در این ماجرای اخیر نیز وقتی خبر بمب گذاری به یگان پرواز داده می شود، با تسلط کامل بر خود ابتدا خلبان و میهماندار را توجیه می کند و وظایف آنان در قبال این حادثه به آنان یادآور می شود و حفظ آرامش را بعنوان روشی برای غلبه بر بحران مورد استفاده قرار داده و در نهایت با تسلط بر خود- و پذیرش آسان شهادت- تلاش می کند تا ابتدا مشکل را به حداقل رسانده و سپس آن را از میان بردارد که کاملاً موفق می شود.
پاسداران در بسیاری از حوادث کشور عنصر شجاعت را با تدبیر آمیخته و راه را برای حرکت کشور گشوده اند اما آیا در فضای سیاسی کشور این موضوع آن گونه که هست دیده می شود؟ ما طی ماهها و سال های اخیر شاهد هجمه شدید سوداگران بازار سیاست به سپاه و بسیج بوده ایم و با طرح این ادعا که پاسداران اصل عدم مداخله در سیاست را وانهاده و میدان را برای فعالیت مردم تنگ کرده اند، بوده ایم. بسیاری از احزاب سیاسی خواسته اند سپاه را در قاب سیاست تعریف کنند و آن را از مردم جدا معرفی نمایند. اما عجیب این است که همانها در روزهای انتخابات فعلی مدعی شدند که «49 نفر از فرماندهان سابق سپاه از... حمایت کرده اند.»
و وقتی به اسامی آنان مراجعه می کنید نام 90درصد آنان را برای اولین بار می شنویم و دو سه نفر دیگر نظیر آقای دوزدوزانی و خانم دباغ 28-27سال قبل از سپاه جدا شده اند!
همین دکان داران بازار سیاست برای بسیج- که امام همه جوانان را بسیجی می خواست- هیچ شأن سیاسی قایل نیستند. طبعاً اگر بسیجی ها را متعهدترین، فداکارترین، مومن ترین وکارآمدترین عناصر جامعه بدانیم- که حق مطلب این است- و سپس تمنای حذف آنان از صحنه را داشته باشیم، جامعه را بدست چه کسانی خواهیم سپرد؟ ضمن تاکید بر این نکته که بسیجی غیرعضو حساب جداگانه ای دارد باید گفت:
سپاه و بسیج وارد مناقشات سیاسی و گروهی نمی شوند ولی اجازه نمی دهند که برخلاف توصیه حضرت امام عرصه سیاست به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد.
بسیجی ها و پاسداران خوش دارند در میدان جهاد باشند نه میدان سیاست نه اینکه سیاست را نمی فهمند یا آن را مهم نمی شمارند. حقیقت این است که میدان جهاد مدعی ندارد و اهل سیاست معمولاً از آن کناره می گیرند ولی میدان سیاست مدعی بسیار دارد، مدعیانی که آن را ملک طلق خود می پندارند و اهل جهاد را «اغیار» می خوانند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات