بصیرت: اصلاح طلبان می گویند که اخلاق مدارند، ولی چشم ما چیزهایی می بیند که با آنچه گوش می شنود مطابقت ندارد. دیروز این مدعیان اخلاق گاف بزرگی دادند. یک روزنامه متعلق به این جریان همزمان در صفحات اول و آخر و میانی خود فریاد ادب و اخلاق سرداد و در صفحه 11، در قالب یک کاریکاتور، اهانتی به ملت ایران کرد که تاکنون سابقه نداشته است. آن کاریکاتور را نمی توان توصیف کرد، چرا که عفت قلم لکه دار می شود. اینها تاکنون ملت ایران را لشکر قابلمه به دست خوانده بودند، روزنامه اعتماد ملی روز دوشنبه همین هفته جمعی «گوسفند»! در مقابل تلویزیون کشیده بود، اما انتظار نمی رفت که اینگونه بی شرمانه به ملت اهانت کنند...
فرق شارلاتانیسم مدرن با شارلاتانیسم سابق در این است که قدیمی ترهایشان مظلومی را گیر می آوردند و تا می خورد او را می زدند؛ بعد فغان و فریادشان بلند می شد که «ای داد... ای فریاد... کمک کنید که بیچاره شدیم!» کاری می کردند که آن مظلوم واقعاً به خود شک کند که کتک خورده یا کتک زده است. جماعت بی خبر از ماجرا هم می ریختند سر مظلوم و از او انتقام می گرفتند!
شارلاتان های مدرن اما دایره اهدافشان بسیار گسترده تر از زورگویی به یک یا چند نفر است. اینها خیال حکومت بر مردم به شکل «قانونی» را دارند و چون با اصول جهانی و همه جایی و همگانی قانون، آزادی، اخلاق و حقوق انسانی میانه ای ندارند، این بار باید حساب این مفاهیم را برسند. اینان حتی زحمت تظاهر به این اصول را هم به خود نمی دهند، بلکه این واژگان را از درون تهی کرده و آنگونه که خود می خواهند تعریفش می کنند؛ تا کسی فریاد آزادی و عدالت سر می دهد، دشمن آزادی و حقش می خوانند و به جرم «آزادی ستیزی» محاکمه اش می کنند. حقوق ملتی را زیرپا می گذارند و همان ملت را «ناقص حقوق بشر» می خوانند. چرا؟ چون صاحبان بلامعارض زرد و زور و ابزار تزویرند و...
آزادی و حقوق بشر و دموکراسی همه بی آبرو شده اند و امروز نوبت «اخلاق» است. وقتی مظلومی از همین ملت برخاست و فریاد برآورد که ای ملت! بدانید که اینها اموالتان را به تاراج برده اند، پرچم اخلاق و ادب را بالا بردند و گفتند و نوشتند که «ادب مرد به ز دولت اوست». دوستی در جایی به کنایه و در پاسخ این هوچی گری ها نوشته بود: «سعی کنید اخلاق اسلامی را رعایت کنید، اما اعمال اسلامی مهم نیست! مثلا اگر کسی فاسد بود، اگر کسی زمین خوار بود، بداخلاقی نیست، اما فقط اگر نام دزد فاش شد، حرکت ضد اخلاقیست!»
شارلاتان ها در خلوت خود از این بازی با واژه اخلاق چه لذتی می برند؛ از اینکه از یک سو خادمان ملت را بی ادب می خوانند و از دیگر سو کاریکاتور می کشند و در آن «کثافت» بر سر همین ملت می ریزند! اما اینها ملت ایران را باز اشتباهی گرفته اند. اینجا نمی توان اخلاق را دیگرگونه تعریف کرد و آبرویش را برد، این شارلاتان ها هستند که باید در انتظار بی آبرویی باشند...