قاسم غفوری
اتحادیه اروپا که پس از جنگ دوم جهانی با نام تلاش برای ساختن اروپایی واحد و قدرتمند تاسیس گردید اکنون با 52 عضو (که بلغارستان و رومانی نیز به آن اضافه می گردند) به عنوان بزرگترین اتحادیه جهانی در عرصه بین المللی حضور یافته است. هرچند که اعضای اتحادیه برای اقتدار و اجرای خواسته های اتحادیه تلاش های زیادی انجام داده اما تاکنون نتوانسته است چنان که باید به اهداف خود دست یابد. آنچه در ادامه تحولات اروپا حائز اهمیت می باشد تشدید فضای امنیتی حاکم بر این قاره است. پس از حوادث 11 سپتامبر، اروپایی ها نیز مانند آمریکا فضایی امنیتی را بر سراسر اتحادیه ایجاد نمودند که با محوریت مبارزه با تروریسم اجرا می گردید. در سالهای اخیر این مهم سبب شده تا آنها بسیاری از سیاستها و کارکردهای خود را با این نام (فضای امنیتی) توجیه و اجرا نمایند. در این راستا مشاهده می گردد که در ماه ها و هفته های اخیر کشورهای اروپایی بار دیگر به تشدید این قوانین پرداخته که بیش از گذشته نظارت امنیتی بر زندگی شخصی افراد و تحرکات نظامی اروپا را در پی داشته است. تمدید حضور نیروهای اروپایی (در قالب ناتو) در پایگاه های دوردست، تصویب قوانین جدید امنیتی بویژه در خطوط هوایی و شبکه حمل ونقل، تدوین چارچوب های جدید برای مبارزه با تروریسم و... از جمله موارد قابل تامل در تشدید فضای امنیتی اروپا می باشد. این تحرکات در حالی صورت می گیرد که:
1) از اولویتهای کلان اتحادیه اروپا، تشکیل ارتش واحد و دوری از ناتوی آمریکا محور می باشد. آنها که از نارضایتی آمریکا از این طرح آگاهند بر آنند تا با تکیه بر قوانین امنیتی جدید و سیاست مبارزه با تروریسم به نوعی در این مسیر گام بردارند. گرفتاری آمریکا در عراق و افغانستان و نیز دکترین مبارزه با تروریسم که دولتمردان آمریکا اعلام کرده اند، فرصتی مناسب برای اروپا است تا بتواند به سمت نظامی گری سوق یابد در حالی که امنیت منطقه ای مهمترین بهانه آنها است.
2) هر چند که اتحادیه اروپا برای توسعه اتحادیه و اجرای تصمیمات مشترک تلاش بسیاری داشته، اما تاکنون در اجرای بسیاری از آنها ناتوان بوده است. آنها اکنون راه حل های موجود برای توجیه این ناکامی ها را افزایش تروریسم در عرصه بین المللی و فعالیت اروپا برای مبارزه با آن دانسته و با تشدید فضای امنیتی برای این مهم گام بر می دارند.
3) آنچه در تحولات اروپا بیش از هر چیز مشهود است، عملکرد آنها در قبال مسلمانان می باشد. اسلام هراسی و تشدید محدودیتها برای مسلمانان از اصول کاری اتحادیه اروپا گردیده است. در این چارچوب آنها با معرفی مسلمانان به عنوان افراطیونی که عامل تروریسم هستند، سیاستهای اعمال شده در قبال مسلمانان و نگرش اسلام ستیزانه خود را توجیه می نمایند. بسیاری از قوانینی که به نام مبارزه با تروریسم و حفظ امنیت اروپا تصویب گردیده اند به اعمال محدودیت و نقض حقوق مسلمانان منجر می گردد که با توجیه امنیتی بر آن سرپوش گذاشته می شود.
4) کشورهای اروپایی که در قالب ناتو و مبارزه با تروریسم بین المللی به افغانستان وارد گردیده اند و یا در کشورهای آسیای میانه و قفقاز پایگاه نظامی تاسیس کرده اند، برای استمرار این روند تلاش می کنند. آنها در حالی برای حفظ این مراکز فعالیت می کنند، که افکار عمومی اروپا خواستار پایان این تحرکات می باشند. در این شرایط کشورهای اروپایی با نام حفظ امنیت اروپا، تشدید حملات تروریستی در عرصه جهانی (از جمله حملات صورت گرفته به خطوط هوایی انگلیس) برای جلب رضایت افکار عمومی جهت توسعه نفوذ نظامی در افغانستان و سایر نقاط جهان تلاش می کنند. (در این مدت آنها با افزایش نیروها در افغانستان و حفظ پایگاههای موجود در آسیای مرکزی و قفقاز موافقت کرده اند.)
5) از چالشهای کشورهای اروپایی تقابل آنها با نهادهای حقوق بشر می باشد، در سالهای اخیر عملکرد ضعیف اروپا در بهبود رفاه اجتماعی از یک سو و اعمال محدودیت های شدید در زندگی شخصی افراد و حتی مداخله در آن، تقابل سازمانها و مراکز حقوق بشر با آنها را در پی داشته است. دولتمردان اروپایی با نام تروریسم و تهدید امنیت اروپا بر آنند تا ضمن کاهش انتقادهای محافل بشردوستانه چهره خود را در عرصه جهانی حفظ نمایند در حالی که خود همچنان بر اصل رعایت حقوق بشر در سایر کشورها تاکید دارند.
6) نکته قابل تامل در سیاستهای اتحادیه اروپا، وابستگی نسبی آن به آمریکا است. هر چند که آنها برای استقلال فعالیت داشته اند، اما همچنان پیروزی آشکار و پنهان از واشنگتن را در دستور کار دارند. در مقطع کنونی که مردم اروپا خواستار پایان این مناسبات و خروج پایگاه های آمریکا از این قاره می باشند، مقامات اتحادیه با استناد به امنیت حاکم بر اروپا، حفظ مناسبات نظامی با ناتو و آمریکا را توجیه می نمایند.
در نهایت می توان گفت که دولتمردان اتحادیه اروپا در شرایطی که در عرصه داخلی و بین المللی با چالشهای بسیاری مواجه می باشند برآنند تا با تشدید فضای امنیتی ضمن توجیه سیاستهایشان به اجرای آنها مبادرت ورزند. البته این سیاستها در نهایت به نقض حقوق شهروندان اروپایی و تشدید محدودیت بویژه برای مسلمانان منجر می گردد که در سوای نام مبارزه با تروریسم صورت می گیرد چنانکه دولتمردان کاخ سفید نیز از این حربه برای نظارت بر شهروندان آمریکایی و توجیه جنگ طلبی هایشان بهره برداری می کنند.