طولانی ترین جنگ رژیم صهیونیستی در تاریخ سراسر تجاوز و کشتار این رژیم علیه یک کشور اسلامی پس از 33 روز نبرد فراگیر به پایان رسید. البته این جنگ، بخشی از سناریوی جنگ سلطه آمریکا در خاورمیانه است و در واقع صهیونیست ها به نیابت از آمریکا و انگلیس، عملیات اجرایی آن راعهده دار شدند. بر همین اساس برخی از مقامات سیاسی-نظامی رژیم صهیونیستی معتقدند که آمریکا با استفاده از خلأ شارون در عرصه سیاسی و نظامی رژیم صهیونیستی و کم تجربگی اولمرت، رژیم صهیونیستی را در راستای اهداف راهبردی خود قربانی کرده است. جنگ پایان یافت و رژیم صهیونیستی و بانیان اصلی جنگ نه تنها به هیچ یک از اهداف آشکار و پنهان مورد نظر دست نیافتند، بلکه شکستی سنگین بر آنان تحمیل شد.
در مورد برنده و پیروز جنگ و بازنده آن، همگان متفق القول هستند و بر پیروزی حزب الله لبنان و شکست رژیم صهیونیستی تاکید دارند. البته این موضوع هم، مانند تمامی دیگر مسائل، استثنا دارد و آن ادعای افرادی چون بوش و ایهود اولمرت مبنی بر پیروزی رژیم صهیونیستی می باشد، با این تفاوت که به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی، این استثنا ادعای خنده داری بیش نیست.
پیروزی حزب الله از حیث نظامی، به گونه ای قاطع، شفاف و غیرقابل انکار بود که بسیاری را، حتی از اردوگاه مخالفانش وادار به اعتراف کرد. سولانا، مسئول سیاست خارجی اروپا در مصاحبه با روزنامه «ال پائیس» با صراحت اعلام کرد، «اسرائیل برخلاف جنگ های قبلی با کشورهای عربی که بیش از شش روز طول نمی کشید، این بار ناچار شد یک ماه علیه لبنان در حال نبرد و کشمکش باشد و باید اعتراف کنیم اسرائیل برنده جنگ با حزب الله نبود و حزب الله برای نخستین بار مانع پیروزی اسرائیل شد.»
شبکه «سی.ان.ان» که همواره در همراهی و همسویی با رژیم صهیونیستی سخن گفته، این بار برای حفظ آبروی خود چاره ای جز اعتراف بر پیروزی حزب الله نداشت و در یکی از برنامه های خود پس از برقراری آتش بس اذعان کرد، «پیروزی اسرائیل بر حزب الله صرفا یک ادعا است چون اسرائیل پس از 33 روز جنگ نتوانست به هیچ یک از اهدافی که پیش از آغاز حمله به لبنان وعده داده بود دست یابد.»
روزنامه عربی زبان اسرائیلی «هاآرتص»، شکست رژیم صهیونیستی و پیروزی حزب الله لبنان را اینگونه بیان می دارد:«روز، روز سید حسن نصرالله است تا به جهانیان اعلام پیروزی کند، در صورتی که اسرائیل کوبیده شده و خون آلود است.» تسیپی لیونی وزیر خارجه رژیم صهیونیستی با گفتن این جمله «هیچ ارتشی در دنیا قادر به خلع سلاح حزب الله نخواهد بود.» به صورت غیرمستقیم به شکست کشورش در برابر حزب الله اعتراف کرد. خانم رایس وزیر خارجه آمریکا نیز با اعلام اینکه، قدرت و توان حزب الله فراتر ازتصورها بود، به صورت تلویحی اشتباه در برخورد با حزب الله را گوشزد کرد. بحران سیاسی کنونی در کابینه ایهود اولمرت نخست وزیر رژیم صهیونیستی از اولین پیامدهای شکست این رژیم در برابر لبنان و حزب الله می باشد.
مقاومت معجزه آسای حزب الله در برابر رژیم صهیونیستی، سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله را به قهرمان جهان اسلام و عرب تبدیل ساخته و تمامی معادلات نظامی را بر هم زده و شرایط جدیدی را بر منطقه حاکم نموده است. محبوبیت سیدحسن نصرالله و نیروهای حزب الله، در حالی افزایش یافته که سران رژیم صهیونیستی به شدت دچار کاهش محبوبیت شده اند. روزنامه «هاآرتص» طی گزارشی اعلام کرد که در آغاز جنگ، بیش از 57درصد صهیونیست های ساکن سرزمین های اشغالی، عملکرد دولت اولمرت را تایید می کردند و در روزهای پایان جنگ براساس یک نظرسنجی، این میزان به کمتر از 48 درصد کاهش یافت. این کاهش محبوبیت، دولت اولمرت را در آستانه سقوط قرار داده است. روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» طی مقاله ای به قلم «آری شاویت» نوشته است: «اولمرت نخست وزیری است که روزنامه نگاران او را اختراع و از وی حمایت به عمل آوردند. اکنون روزنامه نگاران می گویند کنار برو. شما نمی توانی یک ملت را به جنگ بکشانید و قول پیروزی بدهید و شکستی تحقیرآمیز را متحمل شوید و در قدرت باقی بمانید.»
اکنون با پایان جنگ و شکست سختی که بر رژیم صهیونیستی و ارتش تا بن دندان مسلح آن وارد شد، پاسخ به یک سوال، ذهن تمامی محافل سیاسی و نظامی را سخت به خود مشغول ساخته است. سوال، مربوط به جنس حزب الله است. حزب الله از چه جنسی است که چهارمین ارتش مدرن دنیا، نه تنها قادر به شکست آن نبود، بلکه در مصاف با آن تحقیر شد و هیمنه و شکست ناپذیری اش را درهم ریخت؟ ارتش رژیم صهیونیستی طی چهار جنگ در سال های 1948، 1953، 1967 و 1973، ارتش های کشورهای عربی را شکست داده بود و در سال 1982 به لبنان حمله کرد و ظرف چند روز، نیمی از این کشور را اشغال کرد و در حاشیه بیروت مستقر شد و با قدرت نمایی نظامی، تمامی شروط خود را در حوزه سیاسی بر دولت وقت لبنان تحمیل نمود. بنابراین سوال مذکور سوال به جایی است. چگونه است، ارتشی که در جنگ های پیشین ظرف چند روز، بلندی های جولان، سرزمین سینا و کرانه باختری رود اردن را اشغال می کند، در جنگ اخیر، با تمرکز تمامی توان خود در جنوب لبنان، نه تنها قادر به پیشروی نیست، بلکه در مصاف با چریک های حزب الله که سنگین ترین حملات و بمباران های هوایی و توپخانه ای علیه آنان انجام شد در نبرد زمینی با تحمل خسارت های فراوان مجبور به عقب نشینی می شود؟
برای پاسخ به این سوال، مسائل زیادی قابل طرح است و لکن به دلیل ضرورت رعایت اختصار در این نوشتار، یک راه میان بری برای پاسخ وجود دارد. پیش از حمله رژیم صهیونیستی به لبنان، آمریکایی ها به موازات اعمال فشارهای سیاسی بر ایران به بهانه فعالیت های هسته ای کشورمان، هر از چندی جمهوری اسلامی را به اقدام نظامی تهدید می کردند. تهدیدات نظامی ایالات متحده علیه ایران پس از دو اقدام نظامی در افغانستان و عراق، این سوال را به دنبال داشت که ایران در برابر اقدام نظامی آمریکا چه خواهد کرد؟ عده ای تصور می کردند، ارتش آمریکا شکست ناپذیر است و هیچ نیرویی نمی تواند آن را متوقف کند. اما نیروهای انقلاب اسلامی، دانش آموختگان مکتب خمینی(ره) و سربازان ولایت با اطمینان و اعتماد به نفس، بر این نکته تاکید می کردند که «ایران، نه افغانستان است و نه عراق.» این سخن، بیانگر این واقعیت است که جنس ایران متفاوت از جنس افغانستان و عراق است. اگر آمریکا با قدرت نظامی وارد افغانستان و عراق شد، باید این وهم و خیال را کنار بگذارد که با همین قدرت می توان وارد ایران نیز بشود. چرا که آمریکا با جنسی متفاوت از عراق و افغانستان روبه رو می شود وقطعا شکست سنگینی متحمل خواهد شد.
جنگ 33 روزه رژیم صهیونیستی علیه حزب الله، این تفاوت در جنسیت را، بر دوست و دشمن آشکار ساخت. حزب الله و در واقع جریان مقاومت اسلامی، محصول انقلاب اسلامی در میان شیعیان جنوب لبنان و مهمترین عقبه استراتژیک جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه است.
جنس حزب الله، از جنس انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران است. انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی، 27 سال در برابر آمریکا ایستاده و در تمامی صحنه ها با مقاومت و پایداری، آمریکا را شکست داده است. حزب الله لبنان هم به دلیل تناسب در سنخیت با انقلاب اسلامی، در یک نبرد نابرابر توانست برای اولین بار برخلاف تصور بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران سیاسی و نظامی، شکستی سنگین را بر ارتش رژیم صهیونیستی تحمیل کرده و به هیمنه و طلسم شکست ناپذیری آن پایان دهد. جنگ 33 روزه، باید این پیام را برای آمریکایی ها داشته باشد که «ایران غیر از افغانستان و عراق است، یعنی چه؟» این پیام را آمریکایی ها موقعی بهتر درک خواهند کرد که به جنس حزب الله که از جنس انقلاب اسلامی است، بیش از پیش توجه کنند.
دکتر یدالله جوانی