صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۶ شهريور ۱۳۸۵ - ۱۰:۵۰  ، 
کد خبر : ۹۶۱
اصطلاحات هسته اى

بازدارندگی هسته ای


تئوری بازدارندگی هسته ای از جمله نظریاتی است که بیش از سایر نظریه های موجود در روابط بین الملل، فقط در مرحله نوشته و نظر باقی نماند و صبغه عملی به خود گرفته است. با این حال، بازدارندگی هسته ای عبارت است از تهدید به حملات هسته ای به منظور مقابله به مثل و جلوگیری از استفاده از ابزار خشونت آمیز به وسیله کشور متخاصم علیه منافع حیاتی یک کشور.
بازدارندگی موثر هسته ای باید سه شرط داشته باشد: 1-کشور متخاصم در مقابل بازدارندگی آسیب پذیری از خود نشان دهد. 2-کشور متخاصم دارای منافع حیاتی باشد. 3-تهددی هسته ای واقعیت داشته باشد.
بازدارندگی هسته ای به طور کلی بر دو قسم است: 1- بازدارندگی کلی و آنی که به مفهوم به دست آوردن سلاح های هسته ای برای ایجاد ضربه اول می باشد. تمامی دارندگان سلاح هسته ای در آرزوی رسیدن به آن هستند. 2-بازدارندگی حداقل که مستلزم توانایی داشتن ضربه دوم می باشد. ابرقدرت ها به بازدارندگی کلی و قدرت های درجه دوم به بازدارندگی حداقلی اعتقاد دارند. گروه اول شامل کشورهای روسیه و آمریکا و گروه دوم انگلیس، چین، فرانسه، هند و پاکستان می باشند.
بازدارندگی هسته ای به لحاظ تاریخی پس از جنگ جهانی دوم و به دنبال ناکارآمدی تئوری موازنه قوا که از تئوری های قرن 19 تا اواسط قرن 20 بود، توسط برخی از اندیشمندان روابط بین الملل جهت بررسی روابط ابرقدرت ها در جنگ سرد تدوین شد.
بازدارندگی هسته ای تاکنون چند دوره و مرحله را پشت سر گذاشته است: مرحله اول، بازدارندگی یک جانبه (1949-1945)؛ در این مرحله آمریکا انحصار بازدارندگی هسته ای را در اختیار دارد.
مرحله دوم، بازدارندگی متقابل (1990-1949)؛ این دوره زمانی است که شوروی صاحب بمب اتم می شود. با توجه به افزایش کمی و کیفی سلاح های هسته ای؛ آمریکا در دهه 70 میلادی با گفتگو در خصوص محدودیت سلاح های استراتژیک، توازن استراتژیک با شوروی را پذیرفت و بدین ترتیب از اوایل دهه 70 بازدارندگی یک جانبه به کلی اعتبار خود را از دست داد و بازدارندگی متقابل جای آن را گرفت. در این زمان هیچ کدام از دو طرف (آمریکا و شوروی) توانایی صرف ضرب دوم را نداشتند بلکه هر دو به این توانایی دست یافته و هر کدام می توانستند ارزش های حیاتی طرف دیگر را در صورت استفاده از ضربه اول مورد تهدید قرار داده و دست به اقدام تلافی جویانه بزنند.
مرحله سوم، بازدارندگی چند جانبه(از 1990 تاکنون)؛ فروپاشی نظام دو قطبی و تلاش کشورهای دیگر برای دستیابی به سلاح های هسته ای شکل بازدارندگی را تغییر داد. کشورهای صاحب سلاح های هسته ای پس از شکسته شدن فضای دو قطبی دوران جنگ سرد از آزادی عمل بیشتر برخوردار شدند و همین امر باعث شد که بازدارندگی متقابل جای خود را به بازدارندگی چندجانبه بدهد.
با توجه به تحولات پس از فروپاشی نظام دو قطبی به ویژه پس از حادثه 11 سپتامبر، آمریکا تغییرات بنیادی در استراتژی بازدارندگی هسته ای خود داد. در شرایط جدید تهدیدات، دولت بوش تصور می کند که آمریکا می بایست «دکترین انهدام حتمی متقابل» را رها کند زیرا که این دکترین از آمریکا در مقابل تهدید اتحاد جماهیر شوروی دفاع می کرد و نمی توانست با پهنه وسیعی از تهدیدات قریب الوقوع و بالقوه مقابله کند، لذا نیروهای هسته ای سه جانبه بازدارنده دوران جنگ سرد (موشک های بالستیک قاره پیما، موشک های زیردریایی و بمب افکن های مسلح هسته ای) با نیروهای سه جانبه جدید (نیروهای هوایی تهاجمی هسته ای و غیر هسته ای، سیستم دفاع موشکی و زیربناهای دفاعی) جایگزین شده اند. این تغییرات در واقع تفکیک بین بازدارندگی هسته ای و بازدارندگی متعارف را از بین برد. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات