صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۲:۲۶  ، 
کد خبر : ۹۶۴۴۸

بازی جدید در موضوع هسته‌ای ایران

سیامک باقری مقدمه: شواهد امر نشان می دهد که تحرکات جدیدی پیرامون موضوع هسته ای ایران در حال شکل گیری است. گزارش اخیر دبیرکل آژانس بین الملل انرژی اتمی در خصوص مسئله هسته ای ایران و مواضع آشکار «اوباما» نسبت به این موضوع در سفر دوره ای خود به خاورمیانه و اروپا و مواضع شخص البرادعی و همچنین موضعگیری فرانسوی ها، انگلیسی ها و روس ها از سوی دیگر بیانگر تلاش های جدید برای به جریان انداختن مذاکرات با ایده های جدید می باشد. بررسی و کالبدشکافی اجمالی سه رخداد جدید (1- گزاش آژانس 2- موضع جدید اوباما 3- موضعگیری البرادعی) با توجه به نتایج انتخابات دهم ریاست جمهوری در ایران تا حدودی می توان چشم انداز تحرکات موصوف را تبیین و توصیف نمود.

گزارش آژانس
گزارش آژانس که در جمعه گذشته در اختیار اعضای شورای احکام قرار گرفت مجدداً اعلام کرد که هیچگونه شواهدی در انحراف مواد و فعالیت های هسته ای ایران به سوی اهداف نظامی مشاهده نشده و کماکان آژانس بدون هیچگونه مانعی به فعالیت های راستی آزمایی خود ادامه می دهد. سایر نکات اساسی در این گزارش که در تصمیم گیری های بین المللی و شورای حکام تأثیرگذار است عبارتند از:
1- محتوای گزارش آژانس بیانگر این نکته اساسی است که برنامه هسته ای ایران در سطوح مختلف از جمله فعالیت های مرتبط غنی سازی، پروژه های مرتبط با رآکتور آب سنگین، فعالیت های مربوط به تبدیل اورانیوم و سایر موارد صلح آمیز در حال گسترش و بدون وقفه می باشد. این اطلاعات بدان معنا است که توانمندی ایران در موضوع هسته ای غیرقابل انکار و تثبیت شده است.
2- آژانس در چارچوب پادمان های موجود و مورد توافق با ایران نظارت دقیق و همه جانبه خود را داشته و هیچگونه اختلالی در آن صورت نگرفته است. این موضوع نشان می دهد که ایران داربست های حقوق آژانس را محترم شمرده و حاضر است بر مبنای مفاد NPT و پادمان های مورد توافق تعامل خود را با آژانس حفظ و گسترش نماید.
3- آژانس در این گزارش تلاش نمود تا اثبات عدم وجود ابعاد نظامی احتمالی در برنامه هسته ای ایران را مشروط به اجرای پروتکل الحاقی نماید. آژانس همچنان این موضوع را در گزارش های خود حفظ کرده است. این موضوع حکایت از انگیزه اولیه ورود آژانس به بازی با پرونده هسته ای دارد. بدان معنا که آژانس سعی دارد تا کشورها را وادار نماید علیرغم حساسیت های امنیتی و حاکمیتی خود، پروتکل الحاقی را که ماهیت ضد امنیتی دارد، به تصویب برسانند.
4- تأکید مجدد بر مطالعات ادعایی آمریکا بخش دیگر گزارش آژانس را تشکیل می دهد. در واقع این مسئله بیانگر این نکته بدیهی است که آژانس علیرغم اذعان بر عدم وجود مدارکی پیرامون ادعاهای آمریکا قادر نیست این موضوع را از گزارش های خود حذف نماید. از همین رو تا زمانی که این وضعیت حاکم است آژانس هیچ وقت قادر به اعلام پایان موضوع مناقشه انگیز هسته ای ایران نخواهد شد.
5- تحلیل فوق، موضوعی نیست که از نظر کارشناسان و بازیگران مرتبط با مسئله، دور مانده باشد. به عنوان نمونه البرادعی بارها تأکید و تصریح کرد که تا زمانی که مذاکره مستقیم آمریکا با ایران شکل نگیرد. پرونده هسته ای ایران همچنان در آژانس بازخواهد ماند. همین موضع را روسها نیز اتخاذ کرده اند.و لاوروف اعلام کرد که باید زمینه های ورود آمریکا در مذاکرات با ایران را فراهم ساخت.
موضع جدید اوباما
اگرچه موضع رئیس جمهور آمریکا در خصوص مذاکره بدون پیش شرط به دوران مبارزات انتخابات وی برمی گردد و امری جدید محسوب نمی شود لکن از آنجایی که این مسئله پس از مدتی از روی کار آمدن اوباما و با جدیت بیشتری دنبال شد. به عنوان رخداد جدید مورد توجه تحلیل گران قرار گرفته است. اما علت اینکه چرا اوباما علیرغم فشارهای صهیونیستها موضوع مذاکره با ایران را در صدر گفت وگو و مواضع رسمی و رسانه ای خود در سفر خاورمیانه ای و کشورهای اروپایی قرارداد؟ در این رابطه چند نکته اساسی وجود دارد.
نکته اول اینکه، اوباما از ابتدای ورود به کاخ سفید، موضوع هسته ای را منوط به تحولات سیاسی ایران و به طور ویژه به نتایج انتخابات دهم ریاست جمهوری کرده بود. با نزدیک شدن انتخابات موضعگیری اوباما پیرامون گفت وگو با ایران بیشتر و شفاف تر شد. در واقع ارزیابی استراتژیک تیم اوباما از همان ابتدا مبتنی بر این یافته بود که هیچ راهی برای حل مسئله هسته ای ایران جز مذاکره وجود ندارد. شرایط محیطی اهم از محیط داخلی، بین المللی و منطقه ای ورودی هایی بودند که تصمیم گیری در خصوص موضوع هسته ای ایران را در کاخ سفید تحت تأثیر قرار داد.
نکته دوم اینکه، اوباما شرایط بازی را به نفع خود نمی بیند. در واقع دیپلماسی ایران از سال 82 تاکنون به ویژه پس از سال 1384 به بعد سناریوها و بازی های سیاسی و حقوقی را که کاخ سفید به کمک متحدین غربی اش در جهت توقف فعالیت های هسته ای ایران ترتیب داده بودند، مصادره به مطلوب کرده و به نفع خود و در جهت ارتقای برنامه های هسته ای بهره گرفت. آمریکایی ها در ابتدا سعی کردند با نقش دادن به سه کشور اروپایی بازی پیچیده ای را به منظور تعطیلی فعالیت های هسته ای ایران ترتیب دهند سناریوی این بازی وعده های بی حاصل و تعطیلی برنامه های هسته ای ایران به صورت گام به گام بود اما این بازی در سال 4831 با جابه جایی دولت هشتم و اتخاذ سیاست های قاطعانه و هوشمندانه متحول گردید. در چنین شرایطی آمریکا با یک گام عقب نشینی و پذیرش غنی سازی ایران در خاک کشور روسیه بازی دیگری را به اجرا گذاشت.
شاخصه اصلی این بازی، اجماع سازی قدرت های موثر تحت قالب 1+5 بود. دولت نهم در مقابل این بازی، راهبرد مقابله به مثل و پر کردن دست های ایران در پیشرفت فناوری هسته ای را برگزید. نکته اساسی دیگر در این بازی، خارج بودن آمریکا در تعامل گروه 1+5 با ایران بود. اعضای گروه 1+5 عدم حضور مستقیم آمریکا در گفت وگوهای هسته ای و نوع تعامل این کشور با ایران را عامل اصلی بن بست های موجود می دانستند.
آمریکا برای اینکه فضا را تغییر دهد بازی جدیدی را طراحی نمود. شاخص اصلی بازی جدید، اعلام مذاکره مشروط با ایران توسط بوش بود. در مقابل ایران نیز هر نوع مذاکره ای که با شرط عنوان می شد، قاطعانه رد کرد و خواهان مذاکره بدون پیش شرط شد. پایداری دیپلماسی ایران بر مذاکره بدون پیش شرط باعث شد که در آخر دوره بوش، دولت وی تصمیم بگیرد که نفر سوم وزارت خارجه آمریکا را در مذاکره 1+5 با ایران را بفرستد.
با آمدن اوباما و تیم او به کاخ سفید، فضای جدیدی در افکار عمومی مبنی بر تغییر و اصلاحات در سیاست خارجی آمریکا شکل گرفت. در همین راستا، اوباما با توسل به فضای جدید، بازی جدیدی را برای مهار هسته ای ایران طراحی نمود. شاخص اصلی این بازی، گفت وگوی «بدون پیش شرط» از سوی اوباما بود. در واقع اوباما علاوه بر فضای جدید برآمده از انتخابات آمریکا دو عامل دیگر را نیز برای این بازی جدید مهم می دانست. عامل اول فضای گفتمانی جهانی در موضوع هسته ای ایران بود.
عامل دوم انتخابات دهم ریاست جمهوری در ایران بود. در ارزیابی آمریکا از تحولات داخل ایران این بود که در صورت جابه جایی قدرت در ایران، بازی جدید معنا و مفهوم بهتر و راهبردی تری پیدا خواهد کرد. با این حال، راهبرد مقابله ای را که دیپلماسی هسته ای دولت نهم در برابر بازی جدید آمریکا اتخاذ کرده، گفت وگو در موضوعات مختلف بین المللی نه گفت وگو پیرامون هسته ای است.
اگر ایران تا پیش از این شرایط مسئله مذاکره بدون پیش شرط را مطرح می ساخت لکن اکنون آنچه برای ایران مهم است سیاست های جهانی آمریکا است و مایل است که در خصوص این موضوع مسائل مانند بحران اقتصادی، امنیت جهانی، امنیت منطقه ای، وضعیت انرژی و خطر سلاح های اتمی که کشورهای قدرتمند برخوردارند. بحث و گفت وگو نماید. جمهوری اسلامی ایران در همین راستا بسته جدید و پیشنهادی را در نظر گرفته و به زودی به کشورهای اروپایی اعلام می شود.
نکته اساسی که در راهبردهای جدید اوباما پیرامون هسته ای ایران وجود دارد این است که وی با صراحت بیشتری فعالیت های هسته ای صلح آمیز ایران را پذیرفته است. در واقع آمریکا برای اینکه قدرت هسته ای ایران را مهار نماید ناگزیر شده که از سیاست های سخت گیرانه گذشته فاصله گرفته و امتیازات قابل اعتنایی را به ایران پیشنهاد نماید. در این زمینه نیویورک تایمز گزارش را منتشر کرد که در بخشی از این گزارش آمده است: برخی از مقامات پیشنهاد می کنند که دولت آمریکا احتمالاً آماده است غنی سازی محدود اورانیوم در خاک ایران بپذیرد.
گفتمان البرادعی
سومین رویداد پیرامونی هسته ای ایران ابراز مواضع البرادعی در مناسبت های مختلف است. محور اصلی چندین سخنرانی و موضعگیری البرادعی در هفته های اخیر این است که ایران تسلیم ناپذیر است. راه حل نظامی، دیوانگی است، هیچ راه حلی جز گفت وگو نیست. دانش هسته ای ایران ستودنی است. ایرانی ها فهم درستی از موضوع هسته ای خود دارند. ایرانی ها می دانند که چه می خواهند و در زمینه اهداف راهبردی عالی هستند...» به عنوان نمونه البرادعی در مصاحبه ای با هفته نامه آمریکایی «نیوزویک» اظهار داشت: «من دیده ام که ایرانیان آماده پذیرش محدود برنامه غنی سازی خود در حد دهها و صدها سانتریفیوژ بودند اما هیچ کس حتی سعی نکرد تا با آنها در زمینه این پیشنهادها تعامل کند.»
بیان فوق نشان دهنده این موضوع است که غرب و آمریکا باید بازی با ایران را تغییر دهند، باید واقعیت ها را پذیرفت و تعامل مثبت با ایران برقرار کرد. در واقع از نظر البرادعی، غرب و آمریکا فرصت های زیادی را در موضوع هسته ای ایران از دست داده اند اگر سابقاً به خواسته های معقول ایران توجه صورت می گرفت، اکنون برنامه هسته ای ایران مهار شده بود اما مناسبات نادرست و رد و انکار کردنهای غیرمنطقی از سوی آمریکا نه تنها همه فرصت ها سوزانده اند بلکه بی اعتمادی را در میان ایرانیان گسترش داده اند.
نتیجه
به دنبال اعلام نتایج انتخابات ایران و سه رخداد موصوف، چند نتیجه می تواند در آینده رقم بخورد:
1- درخواست رسمی گروه 1+5 برای آغاز دور جدید گفت وگو با حضور نماینده اصلی اوباما
2- درخواست های بیشتر اوباما برای مذاکره مستقیم با رئیس جمهور ایران
3- درخواست های تعامل گرایانه نمایندگان مجلس آمریکا با نمایندگان مجلس ایران
4- ارائه بسته تشویقی جدید از سوی گروه 1+5 با همکاری آمریکا
5- طرح ایده هایی مبنی بر پذیرش غنی سازی در خاک ایران با محدودیت های خاص

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات