مهدی یزدانپناه
پرونده مناسبات آمریکا و روسیه از مسائل مطرح در معادلات جهانی پس از جنگ دوم جهانی است. روابط دو کشور در دوران جنگ سرد، دوران فروپاشی شوروی و در دوران معاصر نشان می دهد که طرفین روابط پرفراز و نشیبی را تجربه کرده اند که نتیجه آن را در سراسر معادلات جهانی می توان مشاهده کرد. نکته قابل توجه در روند روابط روسیه و آمریکا، گرایش آنها به کاهش زرادخانه های هسته ای و بازگشت به پیمان های گذشته است.
در شرایطی که طرفین پیش از این براساس قراردادهای استارت (1 و 2) برای حفظ توازن نظامی توافق کرده بودند اما در سال های اخیر عملاً در این چارچوب حرکت نکرده اند. با توجه به رقابت گسترده دو کشور در معادلات جهانی رویکرد آنها به احیای معادلات گذشته می تواند برگرفته از اموری نظیر بحران شدید اقتصادی در دو کشور که عملاً مانع از فعالیت نظامی گسترده می شود و از سوی دیگر ایجاد رقابت هسته ای در جهان و تهدید شدن منافع دو کشور در عرصه باشد. با توجه به این مسائل می توان گفت که مسکو و کرملین با رویکرد تعهدات گذشته از طرفی هزینه های نظامی خود را کاهش می دهند و از طرف دیگر به نام خلع سلاح جهانی به مقابله با سایر کشورها در عرصه هسته ای می پردازند تا انحصار خود در این عرصه را حفظ کنند.
با این تفاسیر و به رغم ادعای طرفین برای کاهش تنش های نظامی و برگزاری نشست های مشترک میان طرفین روند تحولات از عدم کاهش اختلاف میان آنها حکایت دارد. تأکید طرفین بر اجرای طرح سپر موشکی که عملاً آنها را رو در روی یکدیگر قرار می دهد و حضور فعال در معادلات سیاسی که آنها را به رقبای جدی در عرصه بین الملل مبدل ساخته نشانگر عدم کاهش اختلاف ها میان طرفین است.
در این چارچوب مشاهده می شود که از یک سو آمریکا با گرایش به کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز و حوزه بالکان، توسعه روابط با کشورهای عربی، افزایش بازیگری در آفریقا و آمریکای لاتین و... در اندیشه ارتقای جایگاه جهانی خود است و از سوی دیگر روسیه نیز با حضور در مناطق نفوذ آمریکا به ویژه در خاورمیانه، آمریکای لاتین و آفریقا سعی دارد تا در برابر توسعه طلبی های آمریکا قرار گیرد. در این چارچوب حتی دو کشور تلاش می کنند تا با تقویت توان نظامی متحدان خود در عرصه جهانی در این عرصه نیز به مقابله با طرف مقابل بپردازند.
در جمع بندی کلی از تحولات مربوط به روابط آمریکا و روسیه می توان گفت که رویکرد دو کشور به کاهش زرادخانه های هسته ای هر چند اقدامی برای کاهش بحران ها عنوان می شود اما در نهایت نمی تواند چندان تأثیری بر مناسبات سرد دو کشور داشته باشد چرا که اصلی ترین چالش میان آنها نارضایتی از سیاست های توسعه طلبانه یکدیگر به ویژه در مناطق نفوذشان است که آنها را به صف آرایی سیاسی، اقتصادی و نظامی وادار ساخته است.
بر این اساس می توان گفت که هر چند که طرفین بر برخی توافقات در زمینه هسته ای دست خواهند یافت اما در عمل به تشدید رقابت در سایر عرصه ها روی می آورند و حتی در چارچوب نظامی نیز با اصرار بر اجرای طرح های سپر موشکی خود عملاً به تقابل گذشته ادامه می دهند، لذا مناسبات دو کشور در چارچوب تعاملات شکننده ادامه خواهد یافت هر چند که آنها تلاش می کنند از حجم تقابل ها کاسته و بر اساس منافع مشترک به همگرایی بپردازند.