هادی محمدی
اعلام کشته شدن زرقاوی توسط نخست وزیر عراق که در عملیات چهارشنبه شب در شمال بعقوبه صورت گرفت، با تردید و ناباوری مقامات آمریکایی همراه بود . با روشن شدن مرگ زرقاوی مقامات آمریکایی با تمجید از ارتش دلیر 11 خود در عراق، بهره برداری تبلیغاتی و سیاسی و روانی را آغاز کردند. این خوشحالی آنچنان سوال برانگیز شد که حتی اردن نیز اعلام کرد یگانی از نیروهای آنها در عملیات نامبرده شرکت داشته اند. حال آنکه از ابتدای اشغال عراق و شکل گیری واحدهای نظامی ارتش جدید عراق، هرگز تجهیزات سنگین نظامی و یا هواپیما وهلی کوپتر در اختیار این واحدهای عراقی قرار داده نشده و بعنوان اهرم فشار و مانور در اختیار نیروهای آمریکایی قرار داشته است. در عملیات یاد شده نیز اطلاعات دریافتی درخصوص تحرکات زرقاوی و محل اختفای وی برای اجرای عملیات با آمریکایی ها هماهنگ شده ولی آمریکایی ها با این تصور که همانند دیگر بمباران های آنها، نتیجه ای دربر ندارد، کشته شدن زرقاوی را باور نداشتند تا اینکه نیروهای ویژه عراقی جسد مجروح وی را شناسایی و در اختیار گرفتند.
اگرچه کشته شدن زرقاوی را نمی توان پایان فعالیت القاعده و تکفیری ها در عراق دانست و از هم اکنون سه نفر از عراق، اردن و سوریه برای جانشینی وی درنظر گرفته شده اند و می توان انتظار داشت که در کوتاه مدت ناامنی ها از سوی تشکل زرقاوی ادامه یابد ولی نکات زیر در این رویداد مهم قابل توجه است:
1- حکومت مالکی که یک روز قبل از این رویداد مقاومت خارج از حکومت را مردود و محکوم اعلام کرده است و برخورد سنگین و محکم با گروه های تروریستی در اولویت خود قرار داده، با کسب این موفقیت ، موقعیت خود را ارتقا خواهد بخشید و می تواند قابلیت اطلاعاتی ـ عملیاتی موجود را، پایه ای برای به دست گیری کامل پرونده های امنیتی در عراق در قبال آمریکایی ها معرفی نماید.
2- بوش در سخنرانی که در جمعه با مانور بر روی کشته شدن زرقاوی توسط نیروهای خود تمجید بعمل آورد ولی باز نتوانسته مسئله ضرورت خروج از عراق را پنهان کند. مانور تبلیغاتی بر روی این مسئله از اولویت های بوش است تا ضمن ایجاد و یا ارتقای روحیه نیروهای نظامی خود در عراق، شرایط روانی برای یک خروج تدریجی را نیز مهیا نماید.
3- کشورهای عربی عمدتا واکنشی مناسب نسبت به کشته شدن زرقاوی نشان نداده اند که تامل برانگیز می باشد!
4- جایگاه کاریزماتیک زرقاوی عامل و محرک عمده ای در حفظ سازمان القاعده در عراق به شمار می رود که با فقدان وی انتظار می رود، پتانسیل و توان این گروه نیز در عراق سیر نزولی طی کرده و نیروهای آن با توجه به فشارهای موجود از سوی گروه های سنی عراق، در قالب گروه های دیگر عراقی قرار گیرد.
5- بیانیه ظواهری و ملاعمر در خصوص کشته شدن زرقاوی و تاکید بر ادامه مقاومت در قبال آمریکا، از یکسو حکایت از اهمیت وی در فعالیت های القاعده داشته و از سوی دیگر پیامی غیرمستقیم منعکس می کند؛ مبنی بر اینکه در افغانستان و یا کشورهای عربی که میزبان نیروهای آمریکایی هستند، واکنش هایی از سوی القاعده ممکن است شکل گیرد. این واکنش با توجه به گسترش قابل ملاحظه نیروهای طالبان در جنوب افغانستان و تشدید عملیات های نظامی و انتحاری آنان محتملتر میباشد.
6- از آنجا که اخیرا زرقاوی به شکل آشکارتری در بیانیه ها و یا اقدامات عملیاتی علیه شیعیان عراق اصرار می ورزید، می توان انتظار داشت که جایگزین های وی نیز در یک خط انتقامی نسبت به جامعه شیعی عراق و یا مراکز آنان دست به اقدامات تروریستی بزنند.
7- کشته شدن زرقاوی بعنوان یکی از افراد برجسته جریان القاعده، کارکردهای متفاوتی دربر دارد. در عراق، به جز واکنش های انتقامی، اساس تشکیلات را برای حفظ شرایط امنیتی با یک وقفه روبرو می کند در آمریکا نیز از آنجایی که بوش به شدت با بحران های مختلفی روبرو بوده می تواند به تقویت مقطعی وی در افکار عمومی این کشور بیانجامد.
8- کشته شدن فرزند و یکی از سه همسر زرقاوی و هفت تن از معاونین او در این عملیات نشان دهنده شاخص های امنیتی، در ایجاد پوشش طبیعی، ارتباطات نزدیک وی با فرماندهان عملیاتی القاعده و دریافت مساعدت از سوی برخی جوامع سنی برای استقرار و تحرک می باشد که به شکل بدیهی راهکار روشنی برای نیروهای اطلاعاتی عراقی خواهند بود.