صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۲ تير ۱۳۸۶ - ۱۱:۳۵  ، 
کد خبر : ۹۷۲۱

طرح کودتا بر ضد دولت فلسطین/کسرى صادقى زاده


مقدمه:

از زمان روى کار آمدن حماس و ورود این جنبش مقاومت اسلامى به عرصه سیاست شاهد افزایش تنش و درگیرى بین دو جنبش بزرگ فتح و حماس در داخل فلسطین اشغالى بوده ایم .در واقع با ورود حماس به قدرت و سعى این جنبش در به هم زدن ساختار موجود قدرت در فلسطین ،فتح که اقتدار و توان خود را در حال افول مى دید سعى داشت تا با انجام کودتا بر ضد حماس به جایگاه سابق خود در فلسطین دست یابد لکن با وجود پایگاه گسترده مردمى که از حماس پشتیبانى مى کنند تا کنون از انجام کودتا بر ضد حماس ناکام مانده است.همچنین در این راستا فتح سعى داشت تا با استفاده از نیروى ارتش اسرائیل و حمله اسرائیل به نوار غزه و کرانه باخترى از خلال تضعیف حماس در نبرد با ارتش اسرائیل و انجام طرح کودتا به رهبرى دحلان ،دست حماس را از قدرت کوتاه گرداند که در این امر هم با شکست مواجه گردید،چراکه حماس در نبرد با ارتش اسرائیل تا کنون پیروز میدان بوده و عملیاتهاى حماس بر ضد شهرک نشینان شهرکهاى سیدروت و عسقلان از موفقیت چشمگیرى برخوردار گشته که این امر منجر به فرار شهرک نشینان از شهرک سیدروت گشت و تبعات سنگین امنیتى و نارضایتى مردم از عملکرد دولت را به همراه داشت.

چندى پیش شاهد اعلام انحلال دولت اسماعیل هنیه توسط ابومازن بودیم و همچنین شاهد تشکیل دولت به اصطلاح اضطرارى به ریاست آقاى فیاض بودیم.این امر به برپایى تظاهرات گسترده از سوى مردم ساکن در نوار غزه انجامید و همچنین واکنش شدید حماس را نسبت به این تصمیم ناپخته ابومازن برانگیخت.اکنون این سوال مطرح است که آیا ابومازن واقعا توانسته علیه دولت حماس کودتا کند یا اینکه حرکت انجام گرفته از سوى وى در پاسخ به عملکرد هفته گذشته حماس مبنى بر پاکسازى غزه از لوث مزدوران و کودتا گران به رهبرى محمد دحلان بوده؟آیا فتح خواهد توانست دولت اضطرارى خود را جایگزین حماس کند و اساسا از چنین توانى برخوردار است؟

در صورت ناکامى فتح از ایستادگى در مقابل حماس آیا امکان دارد که فلسطین به دو بخش شرقى و غربى تقسیم گردد و بخش غربى تحت تسلط حماس باشد و بخش شرقى تحت فرمان ابومازن و فتح؟اینها احتمالاتى است که در پیش رو داریم و در این مقاله بر انیم تا به گوشه اى از این سوالها پاسخ دهیم.

چگونگى منازعه کنونی:

همانطور که سابقا اشاره کردیم جریان کودتاگرى در داخل جنبش الفتح مشغول انجام عملیاتى براى تضعیف دولت حماس در مورد تامین امنیت در فلسطین بود،رهبرى این جریان در غزه را سرهنگ محمد دحلان بر عهده دارد.وى و همراهانش بارها به راه انداختن جنگ هاى خیابانى بر علیه نیروهاى دولتى و نیز آدم ربایى و ایجاد نا امنى در فلسطین مبادرت ورزیدند.نهایتا حماس ناچار گردید تا به ائتلاف با فتح بپردازد و در همین راستا 6وزارتخانه را هم به اعضاى فتح واگذار کرد .اما با این همه در گیرى ها بعد از مدت کمى دوباره آغاز گردیدند و این بار حماس را وادار کرد تا با اجراى طرح امنیتى خود به صورت ضربتى و غافلگیرانه به پاکسازى نوار غزه مبادرت ورزد .پس از اجراى موفقیت آمیز این عملیات و اخراج نیروهاى مزدور از نوار غزه و ایجاد امنیت در غزه،ابومازن که حال اهرم هاى فشار خود بر دولت را از دست داده بود در طى اقدامى ناگهانى انحلال دولت را اعلام داشت و اسماعیل هنیه را از سمت خود برکنار کرد.پس از اعلام برکنارى هنیه،سلام فیاض را به این سمت منصوب کرد که مراسم تحلیف وى هم دوروز بعد از تشکیل دولت فیاض برگزار شد.در دولت انتصابى جمعا 14وزیر حضور خواهند داشت.شایان ذکر است طبق ماده 67 قانون اساسى فلسطین هرگاه انحلال و تشکیل دولتى توسط رئیس جمهور بایستى به تصویب مجلس ملى فلسطین برسد.

از آنجا که در مجلس فعلى اکثریت اعضا از آن نیروهاى حماس مى باشد لذا هیچ گاه نمى توان انتظار تصویب چنین طرحى را ازسوى مجلس داشت،به همین علت محمود عباس سعى دارد تا با نادیده گرفتن مجلس طرح غیر دموکراتیک خود را با استفاده از راهکارهاى دیکتاتور مابانه به پیش ببرد.

تبعات اقدام حماس بر اسرائیل:

پیش تر اشاره داشتیم که حماس با اجراى طرح امنیتى خود توانست غزه را از چنگال نیروهاى کودتاگرى که مدتها در غزه ریشه دوانیده اند خارج سازد.در واقع عقب نشینى نیروهاى کودتاگر تا پشت دروازه صلاح الدین را مى توان یک دستاورد بزرگ استراتژیک براى حماس توصیف کرد.

دروازه صلاح الدین به اعتقاد ساکنان رفح ، ((دروازه مرگ)) به شمار مى آید زیرا با اشغال آن توسط اسرائیلى ها به بزرگترین پایگاه نظامى این رژیم در نزدیکى نوار مرزى میان رفح مصر و فلسطین تبدیل شده است. این پایگاه یکى از مهم ترین نقاط کنترل نوار مرزى محسوب مى شود که به موجب معاهده کمپ دیوید (1979) میان مصر و اسرائیل ترسیم شد.این پایگاه در تجاوزگرى ‌‌هاى اسرائیل در طى مراحل گذشته نیز نقش داشته.بعد از اجراى طرح امنیتى حماس و پس گرفتن این دروازه از دست مزدوران اسرائیلى شاهد تحول عظیمى در نحوه تعامل حماس با دنیا خواهیم بود و قطعا این دروازه مى تواند مفرر خوبى براى ورود اسلحه و مهمات به دست نیروهاى جهاد اسلامى و حماس تبدیل گردد و همین امر است که سران اسرائیل را به ابراز نگرانى واداشته است.

از سوى دیگر به تقویت موضع حماس در غزه درواقع امنیت ملى اسرائیل در تهدید دائمى به سر خواهد برد چراکه با پرتاب موشکهاى قسام از سوى حماس به سمت شهرکهاى مجاور موازنه وحشت که چندى است بین حماس و اسرائیل بوجود آمده مى تواند با تقویت برد موشکهاى قسام به نفع حماس به هم بخورد که این امر براى اسرائیل داراى تبعات سنگینى خواهد بود و بى شک اسرائیل از به وجود آمدن حزب الله دوم در کنار خود به شدت هراسناک خواهد بود و تمام سعى خود را خواهد کرد تا با حمله سراسرى به غزه و اشغال مجدد آن بتواند بخشى از امنیت از دست رفته خود در نوار غزه را بدست آورد.

به همین دلیل ،ایهود باراک که هم اکنون وزارت جنگ اسرائیل را برعهده گرفته است اعلام کرده قصد انجام حمله سراسرى به نوار غزه را دارد تا حماس را به صورت فیزیکى ریشه کن سازد.اما به نظر مى رسد شکست این طرح از پیش از اعلام آن مشخص باشد چراکه حتى اگر اسرائیل موفق شود نوار غزه را فتح کند ،تازه به بن بست سابق خود در مسئله ماندن و حضور در غزه بر خواهد خورد.

به عبارت دیگر هزینه حضور نیروهاى اسرائیلى در غزه آنقدر بالا بود که نهایتا شارون را واداشت تا بعد از 36 سال از تصرف غزه ،نیروهاى خود را از غزه فراخواند و غزه را به طور یک جانبه ترک کند.از این منظر حتى در صورت اشغال مجدد غزه مسئله اصلى براى اسرائیل ماندن در نوار غزه است که با توجه به حضور وسیع و متمرکز نیروهاى حماس بعید به نظر مى رسد اسرائیل بتواند با اشغال غزه از بحران کنونى خارج شود و اصولا نوار غزه به عنوان یک تهدید کننده دائمى براى امنیت ملى اسرائیل به شمار مى آید.

تبعات اقدام حماس بر فتح:

پس از اجراى عملیات پاکسازى نوار غزه توسط نیروهاى حماس توازن موجود بین فتح و حماس در نوار غزه برهم خورده و هم اکنون مى توان از کرانه باخترى به عنوان نقطه ثقل قدرت فتح یاد کرد و نباید از این نکته غافل بود که دولت انتصابى ابومازن هم در کرانه باخترى تشکیل گردیده و اصولا بدلیل سیطره همه جانبه حماس بر نوار غزه تشکیل این دولت در غزه امکان پذیر نمى باشد.

اما هدف ابومازن از اجراى این تصمیم درواقع اعلام آمادگى براى شراکت درازمدت با اسرائیل است چراکه در صورت تفوق نیروهاى فتح بر حماس و اجراى طرح هاى از پیش تعیین شده صلح بین ساف واسرائیل ، اسرائیل مى تواند از خلال همکارى با فتح با یک صلح پایدار با فلسطینیان دست یابد و تنها مشکل بر سر این راه وجود حماس بر راس قدرت است که این امر باعث گردید تا ابومازن نهایتا انحلال دولت حماس را اعلام بدارد .به همین دلیل شاهد مى باشیم که پس از اعلام این تصمیم اسرائیل و امریکا بلافاصله از همکارى با دولت جدید استقبال کردند.به نظر مى رسد ابومازن با این عمل خود را در مقابل ملت فلسطین قرار داده و بى شک اگر درآینده انتخابات ازادى برگزار گردد بازنده اصلیآن ابومازن خواهد چراکه نشان داده است براى راى مردم و قانون اساسى کوچکترین احترامى قائل نمى باشد.

آینده فلسطین پس از انجام کودتا بر ضد حماس:

پس از تصمیم نابخردانه عباس مبنى بر تشکیل دولت انتصابى در بد ترین حالت باید شاهد تجزیه عملى فلسطین به دو بخش شرقى و غربى بود ؛در بخش نوار غزه که تفوق با حماس است دولت هنیه به کار خود ادامه خواهد داد و در بخش شرقى که فتح از نیروى بیشترى برخوردار است باید شاهد تشکیل دولت انتصابى به رهبرى فیاض بود.این امر مى تواند درآینده تبعات سنگینى بر ضد ملت مظلوم فلسطین به بار آورد و مطمئنا تجزیه فلسطین به نفع هیچ کدام از دو جریان فتح و حماس نخواهد بود از سوى دیگر از انجاکه حماس از طریق سازوکارهاى دموکراتیک توانسته است از هرم قدرت بالا بیاید قطعا حاضر نخواهد بود تا آ ن را بدون هیچ مقاومتى از دست بدهد و لذا ادامه این وضعیت مى تواند شورش مردم ساکن در کرانه باخترى را در بر داشته باشد که این امر مى تواند خود به عنوان جرقه اى براى آغاز انتفاضه سوم به شمار برود و در صورت تحقق انتفاضه سوم بایستى شاهد حذف نیروهاى سازش کار فتح از گردنه صحنه سیاسى در فلسطین باشیم.انتفاضه تنها اهرم فشار حماس بر فتح به شمار مى رود و حماس در صورت سقوط دولت هنیه حتما از این برگ برنده استفاده خواهد کرد و در این بین حمله سراسرى اسرائیل به نوار غزه مى تواند شعله هاى انتفاضه را به داخل اراضى اشغالى 48 بکشاند که تحقق این امر مى تواند اوضاع بد کنونى اسرائیل را از اینى که هست بدتر کند.

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات