علی تتماج
اتحادیه اروپا با 72 عضو همواره تلاش کرده به عنوان بازیگری منطقه ای و جهانی ایفای نقش کند. در این چارچوب آنها با تدوین قوانین و آیین نامه های واحد تلاش کرده اند ضمن رسیدن به وحدت نظر در عرصه بین الملل نیز فعالیت گسترده ای داشته باشند. هرچند که این کشورها از تمام ظرفیت ها برای رسیدن به این اهداف استفاده کرده اند اما روند تحولات بیانگر نتایج معکوس این اقدامات است که می تواند به تزلزل این اتحادیه منجر شود. نکته قابل توجه در تحولات اتحادیه اروپا، برگزاری انتخابات پارلمان اروپا برای تعیین 736 نماینده از مجموع 72 عضو این اتحادیه است.
براساس قوانین اروپا، احزاب و گروه های سیاسی هر کشوری برای ورود به پارلمان اروپا به رقابت می پردازند و در نهایت به عنوان نمایندگان آن کشور در پارلمان اروپا حضور می یابند. به عنوان مثال در انگلیس حزب حاکم کارگر (نخست وزیری براون) در برابر احزاب محافظه کار و ملی انگلیس متحمل شکست شد و نتوانست در پارلمان اروپا اکثریت را کسب کند. این امر فشارهای داخلی و گروه های سیاسی علیه براون را تشدید خواهد کرد. براساس گزارش های منتشره در انتخابات پارلمان اروپا صرفاً 40 درصد واجدین شرایط شرکت کرده و 60 درصد به دلیل مخالفت با سیاست های دولتمردانشان از حضور در انتخابات خودداری کردند.
با توجه به اینکه این میزان مشارکت کمترین میزان در چند دهه گذشته است و می تواند پیامدهای منفی برای اروپا به همراه داشته باشد دلایل عدم استقبال از انتخابات اروپا را در چند محور می توان مورد بررسی قرار داد.
1)هر چند که اتحادیه اروپا ادعا می کند برای تحقق اهداف 500 میلیونی اروپایی تشکیل شده اما همچنان در تحقق اهداف خود ناتوان بوده است. ناتوانی در اجرای قانون اساسی واحد، ضعف نظامی و عدم تشکیل ارتش مستقل اروپایی، بحران های اجتماعی و فرهنگی، ناتوانی در مقابله با حضور سایر بازیگران در عرصه جهانی به ویژه در منطقه تحت نفوذ اروپا در کنار بحران های شدید اقتصادی، فضایی منفی را بر این قاره حاکم ساخته است. با توجه به شکست طرح های اقتصادی اروپا برای حل بحران های اقتصادی، دیدگاه مردم به دولتمردانشان بیش از گذشته منفی شده است.
2)از شعارهای اتحادیه اروپا، حفظ استقلال در برابر آمریکا و سایر کشورها از جمله روسیه بود. آنها همچنین شعار مقابله با قدرت یابی سایر کشورها مانند چین و هند و اتحادیه های منطقه های دیگر را سر می دادند اما در نهایت نتوانستند به این امر دست یابند و تحولات افغانستان و ادامه حضور اروپا در این کشور در لوای نام ناتو، رویکرد اجباری به توسعه روابط با هند و چین که حتی پارلمان اروپا را وادار کرده تا در برابر مسائل حقوق بشر این کشورها سکوت کند و ... نشانگر ضعف و تزلزل اتحادیه اروپا است. جالب توجه آنکه این رویکردها به ویژه همسویی با آمریکا بسیاری از منافع اروپایی ها را تحت الشعاع قرار داده که کاهش حضور آنها در خاورمیانه، آمریکای لاتین و آفریقا از آن جمله است.
3)از دلایل نارضایتی مردم اروپا از اتحادیه اروپایی، عدم اجرای عدالت در نحوه عملکردهای اتحادیه مذکور در قبال اعضا است. در این چارچوب اعضای فقیر و ضعیف تر اتحادیه بر استعمار خود از طرف قدرت های بزرگتر اظهار نگرانی می کنند. از سوی دیگر قدرت های بزرگتر نیز از ضررهای خود به دلیل حمایت از سایر اعضا سخن می گویند. این امر بار دیگر دودستگی های دوران جنگ سرد را در اذهان تداعی کرده چنانکه این کشورها عملاً در چارچوب حامیان آمریکا و روسیه تقسیم شده اند.
در جمع بندی کلی از تحولات اروپا و دلایل عدم مشارکت مردم در انتخابات پارلمان این قاره می توان گفت که مردم اروپا به دلیل بحران اقتصادی و عدم تحقق وعده های دولتمردان خود به تحریم انتخابات روی آورده اند. این امر می تواند چالش های جدیدی را برای پارلمان اروپا به همراه داشته باشد به ویژه اینکه براساس گزارش نهادهای آماری، رکود اقتصادی اروپا ادامه خواهد یافت که خود منشأ بسیاری از ناکامی های دولتمردان اروپایی خواهد بود.