الف) ارجحیت جهان تک قطبی:
رژیم صهیونیستی از ایده آمریکا مبنی بر عدم مداخله زیاد سایر قدرتها در امور خاورمیانه دفاع می کند چراکه در غیر این صورت تل آویو بدلیل نداشتن اهرمهای نفوذ، منافعش را در منطقه بالاخص در فرایند شازش خاورمیانه از دست می دهد. در واقع در حال حاضر ایده «استیلای آمریکایی»در خاورمیانه با منافع رژیم صهیونیستی همخوانی و همپوشانی بیشتری دارد. این مهم، امتیازی است که تل آویو نمی تواند در صورت جایگزینی سایر قدرتها به آن دست پیدا کند.
ب) همخوانی منافع منطقه ای:
غالب چالشهای فراروی دیپلماسی ایالات متحده امریکا در عصر پسا جنگ سردروند رو به رشد اوج گیری اسلامگرایی است.. در همین حال رژیم صهیونیستی به وضوح با اهداف استراتژیک آمریکا در منطقه سهیم است. آزاد سازی جریان نفت، سرکوبی اسلام گرایان، جنگ با عراق و مخالفت با فعالیتهای هسته ای ایران تمامی از حوزه های مشترک منافع تل آویو و واشنگتن محسوب می شوند. البته تفاوتهایی نیز در این میان دیده می شود از جمله اینکه در حالیکه واشنگتن عادی شدن روابط خود با تهران را در راستای منافع منطقه ای و جهانی خود می داند، تل آویو عمیقاً مخالف با این روند است چراکه آن را به معنای انزوای منطقه ای وجهانی خود قلمداد می کند.
ج) دکترین امنیت ملی:
طرح موضوع اسلام گرایان و مبارزه با آن در راس اولویتهای خارجی رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا قرار دارد. از این رواست که واشنگتن در چارچوب تعریف خود از تروریسم سرکوب حماس توسط تل آویو را نفی نمی کند بلکه حتی به دید مبارزه با تروریسم مهر تائیدی بر آن می زند. همخوانی دکترینهای امنیتی واشنگتن _ تل آویو باعث شده است تا آمریکا بر برنامه هسته ای تل آویو فشار نیاورد، در مقابل قتل عام فلسطینیان سکوت اختیار کند و در برابر موانع صهیونیسی فراروی روند تشکیل دولت مستقل فلسطینی مقاومتی از خود نشان ندهد.
د) همکاری های امنیتی:
همکاری های امنیتی بین تل آویو و واشنگتن سابقه دیرینه ای دارد که عملاً اوج آن را می توان در دهه 1980 شاهد بود. تبادل اطلاعات، همکاری در فروش تسلیحات به کشورهای جهان سوم، برنامه های آمورشی و صنعت نظامی از حوزه های اصلی و عمده همکاری محسوب می شوند که سود سرشاری را عاید رژیم صهیونیستی می کند.
به هر روی روند همکاری های استراتژیک ایالات متحده آمریکا ورژیم اشغالگر قدس در سالهای اخیر شاهد رشد چشمگیری بوده است.
در حالیکه تل آویو در پرتو این مهم در صدد تقویت توان سیاسی، نظامی و اقتصادی خود و در عین حال رهایی از فشارهای منطقه ای و بین المللی است در آمریکا صداهای مختلفی در مخالفت با این روابط شکل گرفته است به گونه ای که طی هفته های اخیر برخی از کارشناسان ارشد ایالات متحده آمریکا با انتقاد از این روابط،آن را به زیان منافع آمریکا خوانده و وجود این روابطه را نوعی «اجبار استراتژیک» دانسته اند. منتقدان بر این باورند که با پایان جنگ سرد وجود اینگونه روابط دیگر معنا و مفهوم ندارد. اما با این وجود به نظر می رسد با توجه به توان فوق العاده لابی صهیونیستی در آمریکا، نهادینه شدگی فوق العاده این روابط و پایداری بنیانهای اصلی تشکیل دهنده آن، در آینده بایستی همچنان شاهد تداوم این روابط باشیم و از دولت »باراک اوباما »نمی توان انتظار چندانی در جهت برهم زدن این معادله داشت.