پیروزی انقلاب اسلامی در نظام دو قطبی پس از جنگ دوم جهانی، طرح نوینی از یک حکومت دینی بود که مردم در آن نقش اساسی در انتخاب نظام سیاسی یافتند. مدل ارائه شده از ساخت قدرت در ترکیب «جمهوری اسلامی» برای بسیاری از داخلی ها و بیگانگان ناسازگار و غریب می نمود. در این میان عده ای که دل در گرو مکاتب غربی و به ویژه لیبرال دموکراسی داشتند، از مایه های دینی نظام انتقاد می کردند و عده ای نیز نگران اسلام در تعامل با دموکراسی بودند. هر دو گروه با نادیده گرفتن خواست مردم به مقابله با آن بر می خاستند. مقام معظم رهبری در سال های آغازین انقلاب اسلامی در ساحت رئیس جمهور در خطبه نماز جمعه این مغالطه را اینگونه پاسخ دادند:« این که گفته می شود، دموکراسی ها و مردم سالاری یک حکومت غیردینی است و حکومت دینی نمی تواند یک حکومت مردم سالاری باشد، این یک مغالطه است. حکومت اسلامی می تواند در عین اینکه حکومت الهی است حکومت مردمی نیز باشد.»
متناسب با شرایط فکری جدید مردم، مقام معظم رهبری بحث مردم سالاری دینی را در فاصله سال های 80-79 بسیار گسترده در دستور کار بیانات و سخنرانی های خودشان گذاشتند و آن را به مثابه شرح نوینی از همان نظریه «جمهوری اسلامی» تلقی کردند. «مردم سالاری دینی، نظامی سیاسی است که در آن حاکمیت متعلق به خداوند می باشد که با عقیده و ایمان و عواطف و آرای مردم پیوند خورده است... مردم سالاری دینی به معنای ترکیب دین و مردم سالاری نیست، بلکه یک حقیقت واحد و جاری در جوهره نظام اسلامی است، چرا که اگر نظامی بخواهد بر مبنای دین عمل کند بدون مردم نمی شود، ضمن آن که تحقق حکومت مردم سالاری واقعی هم بدون این امکان پذیر نیست.»
تأمل در عبارات فوق بیانگر این حقیقت است که مردم سالاری دینی در نگاه مقام معظم رهبری در راستای سیاست دینامیکی و پویای اسلامی مطرح است. زیرا سیاست اسلامی نسبت به شهروندان، خنثی نیست و تنها به تأمین مایحتاج اولیه و ضروری آنها فکر نمی کند، بلکه به عنصری مهمتر که حلقه مفقوده فلسفه سیاسی امروزین غرب است، یعنی «هدایت انسان ها» نیز نظر وافی دارد. در این دیدگاه حاکمیت از آن خداست و همان خداوند تعالی به همه نیازها و کمبودهای انسان آگاه است و از طریق احکام دینی می خواهد انسان ها را هدایت و بهترین قوانین فردی و اجتماعی را برایش وضع نماید تا آنها را به سعادت و خیر رهنمون شود. لذا خواست عمومی مردم قابل انفکاک از باورهای دینی آنها نبوده و نیاز به حکومت نیز مانند سایر ضروریات زندگی در سایر آموزه های دینی و از درون دین برآورده می شود.