شنبه 30 خرداد برای مردمی که در خیابانهای مرکزی شهر تهران شاهد شرارت عدهای از اراذل و اوباش سیاسی بودند روز تلخی بود.
همه میپرسند صورت مسئله چیست و حل آن کدام است؟
دیروز برادر عزیزم مازیار بیژنی کاریکاتوریست کیهان صورت مسئله را در یک تصویر مختصر و مفید به خوبی تشریح کرده بود.
یک فرد بالای یک برج عاج ایستاده و یک پرچم گرفته و میگوید 13 بزرگتر از 24 است . وقتی او انبوه 40 میلیون مردمی را که در پای برج عاج با در دست داشتن پرچم جمهوری اسلامی به نفع نظام شعار میدهند ، نگاه میکند و میگوید: «ریز میبینمتون»
صورت مسئله دعوا این است که یک جریان به شرط پیروزی وارد انتخابات شد و قبل از شمارش آرا ، خود را پیروز میدانست و اصلا کاری ندارد مردم به چه کسی رای دادهاند، او فقط رای خود را حق میداند و رای اکثریت را باطل. این یک قرائت جدید از جمهوریت است.کثیری از کسانی که به همین فرد رای دادهاند منطق او را قبول ندارند و به لوازم جمهوریت و رای اکثریت التزام دارند اما او و دوستانش میخواهند از طرق غیرقانونی از جمله اغتشاش در خیابانها و فشار خارجی، یک انتخابات قانونی و افتخارآمیز را ابطال کنند .ما دوستانه به آقای مهندس موسوی میگوییم برادر چرا 24 میلیون رایی که به آقای دکتر محمود احمدینژاد داده شده را ریز میبینی ؟ آیا اینها جزء ملت ایران نیستند؟
گفتند احمدینژاد قول داده پول نفت را روی سفره مردم ببرد اما نبرده است و به همین دلیل شلاق نقد را بر او فرود آوردند.
این بنده خدا دلیلی جز چند نمودار اقتصادی نداشت و به خدا واگذار کرد، خدا هم تفضلی کرد و با نتایج درخشان و رای 24/5 میلیونی مردم ثابت شد به هر حال یک نمکی از درآمد نفت روی سفره محرومین و مستضعفین آمده است. آقایان نباید بروند بر سر برجها فریاد بر سر محرومین و مستضعفین آورند که چرا به نامزدی غیر از ما رای دادهاید! احمدی نژاد 60 سفر استانی داشته، بیش از 10 میلیون نامه مردم فقیر وبیچاره و مضطر را پاسخ داده است. او تنها به تهران آن هم به خیابانهای شمال شهر سفر نکرد که صدق خود را اثبات کند. منحنی رای او در استانها و شهرستانها و تهران این حقیقت را با عدد و رقم بازگو میکند.چرا باید عدهای با نادیده گرفتن این حقیقت بر رای اکثریت بشورند و به جای تسلیم در برابر صندوقهای رای و قانون ، کف خیابانها را برای تعیین نتیجه انتخابات انتخاب کنند.آقای موسوی و کروبی به شورای نگهبان برای طرح شکایت و ارائه مستندات خود نرفتند وترجیح دادند به فشار در خیابانها ادامه دهند.مقام معظم رهبری در خطبههای نماز جمعه گذشته هر چه لب به نصیحت گشود و آغوش نظام و مردم را برای این جماعت باز گشود، ظاهرا نتیجه نداده است . بدون شک مردمی که 24/5 میلیون رای به احمدینژاد دادندو 13 میلیون رای به موسوی ، التزام به قانون و نظام و مردمسالاری دینی دارند، راهحلهای مسالمتآمیز برای حل مسئله دارند.باید با اعیان و اشرافی که این روزها با زبان تهدید با مردم محروم و مستضعف و با انتشار بیانیههای موهن صحبت میکنند ، با زبان نرم سخن گفت و آنها را به عقلانیت و حکم وجدان فراخواند.آنها باید بدانند آن زن روستایی فقیر که در نقطهای از سرزمین مقدس ایران زندگی میکند و به احمدینژاد رای داده است همان قدر حق دارد که یک خانم با آرایش غلیظ و با ماشین آخرین مدل به تظاهرات خیابانی میآید!
آن خانم نباید آن زن روستایی را حقیر و ریز ببیند . آن خانم روستایی هم حق دارد که آن خانم را خیلی درشت نبیند. دموکراسی این حق را به او داده است .
ارزش و قدر دموکراسی در پدیداری این واقعیت است و الا باید فاتحه دموکراسی را خواند.
بیانیه دیروز میرحسین موسوی که سراسر بیمهری به مردم و نظام و انقلاب بود نشان داد که ایشان نه تنها آن 24 میلیونی را که به احمدینژاد رای دادند ریز میبیند بلکه حتی آن 13 میلیونی را که به خود او نیز رای دادهاند ریز میبیند.
منطق دموکراسی به ما میگوید هیچ یک از مردمی که برای تحکیم مردمسالاری به پای صندوقها آمدهاند ریز نیستند. اگر به خرد جمعی و منطق دموکراسی احترام نگذارند مردم در انتخابات بعدی اهانت کنندگان به رای مردم را «ریز» خواهند دید.