بصیرت: رئیس دفتر شبکه بی بی سی انگلیس پس از اخراج از کشور، در میزگردی مدعی شد مسأله ای که در روزهای گذشته مردم ایران را به خیابانها کشاند نه نارضایتی از انتخابات ریاست جمهوری و نتایج آن بود و نه نارضایتی ازعملکرد چهار ساله دولت احمدی نژاد، بلکه نشانه لبریز شدن صبر مردم و نارضایتی آنها از نظام جمهوری اسلامی بود.
این نشان می دهد که خبرنگاران غربی و رسانه های آنان در مدت حضور خود در ایران به هیچ وجه به دنبال تحلیل و اطلاع رسانی درباره انتخابات ریاست جمهوری ایران، بررسی واقعی تحولات کشور و یا ارزیابی عملکرد دولت و گروه های حامی یا منتقد آن در ارائه برنامه ها و رقابت انتخاباتی نبوده اند.
در واقع، مشخص بود و امروز آشکارتر شده است که آنها همسو با سیاستمداران حاکم بر بنگاه های خبری خود، در این رخداد بزرگ سیاسی ایران تنها به دنبال دیدن یا ساختن نشانه هایی از مخالفت با اصل انقلاب و یافتن یا ایجاد گسست در جامعه ایران بوده اند و پس از ناکامی در این زمینه، برداشتها و تصورهای غلط خود را در ارائه تحلیلهایشان به حساب ملت ما گذاشته اند.
تعبیری که مقام معظم رهبری به کار بردند و فرمودند «خبیث ترین دشمنان ما در این عرصه انگلیس بود» در همین مسائل و موارد مصداق می یابد و خود را نشان می دهد، همانطور که امام راحلمان فرمودند: «آمریکا از انگلیس بدتر و انگلیس از آمریکا بدتر است».
این نشان می دهد سران کشورهای لیبرالیست و سکولارغربی همان گونه که حرکت و خیزش انقلاب ایران را از اول بر نمی تابیدند، اکنون و در آستانه دهه چهارم انقلاب نیز پویایی آرمانهای آن و جهت حرکت ملت ایران در مسیر آرمانهای انقلاب و حمایت آنها از نظام خود واستحکام بخشی به آن را تاب نیاورده و برای خود و نظام سلطه ای که بر جهان حاکم کرده اند و آن را در حال فروپاشی می بینند احساس خطرمی کنند، لذا فریادشان علیه جمهوری اسلامی به بهانه دفاع از آزادی، حقوق بشر و حقوق مدنی مردم بلند می شود.
رهبر معظم انقلاب در بیانات تاریخی روز جمعه که سرفصلی نو در تبیین مسیر انقلاب ایران برای دهه چهارم از عمرآن بود، به درستی پشت نقاب دموکراسی و شعار حقوق مدنی و بشر این کشورها و ظاهر فریبنده و باطن طماع آنها را در پس ابراز علاقه به برقراری و اصلاح روابط، نمایان و معرفی کردند.
واقعیت آن است که از زمان پیروزی آقای احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 که نقطه شروع تحول در نحوه مدیریت و سیاستهای کشور برای احیای برخی از آرمانها و هدفهای مغفول مانده انقلاب بود، آنها فرهنگ حاکم بر ایران را فرهنگ بسیجی های بی ترمز نامیدند و به عنوان خطری جدی برای منافع خود تلقی کردند.
آنها غلبه تفکر اصولگرای بسیجی را که معتقد است «قطار انقلاب ایران نه ترمز دارد و نه می ایستد» و پیشرفتی را که آغاز کرده به هر صورت به پیش خواهد برد، بزرگترین خطربرای خود می دانند.
این فضا موجب شد آنها تمام ذهنیتهای سیاه و منفی خود را نسبت به اصل انقلاب و انتخاب مردم ایران در گزینش نیروهای انقلابی و استوار در مسیر آرمانهای آن، در قالب تصورات خود و البته از زبان مردم ایران در سطح بین المللی تبلیغ کنند و از هر فرصتی برای القای گسست بین مردم و نظام بهره گیرند.
پیش بینی مقام معظم رهبری درباره کنار رفتن نقاب سران کشورهای غربی و دشمنان ایران و موج سواری آنها درحاشیه برخی حوادث و اعتراضها پس ازانتخابات، بلافاصله در موضعگیریهای مداخله جویانه و تحلیل و تفسیرهای مغرضانه سران کشورهای اروپایی و آمریکا نمایان شد و همه دیدیم آنها با چه نگاه و هدفی، حمایت از آزادی بیان و دفاع از حقوق مردم ایران دم می زنند و چه هدفهایی را در پس این شعارها دنبال و دشمنی خود را با نظام جمهوری اسلامی در پس آن مخفی می کنند.
با کمال تأسف، امروز شاهد بروز رفتارهای ناشایست و دور از انتظار افراد و گروه هایی هستیم که تا دیروز تصور خودی و انقلابی از آنها داشتیم، اما امروز نه تنها سخنانی را فریاد می کنند که حرف دشمنان ما و تلاشهای سی ساله شان برای لطمه زدن به نظام جمهوری اسلامی است، که زمینه و بستر را نیز برای جری ترشدن دشمنان در مداخله جویی و ارائه و تبلیغ تحلیلهای غریب تر خود علیه ایران فراهم می کنند.
شاید بتوان عملکرد و رویه این گروه های داخلی را تا پیش از ورود رهبری به مسأله اختلاف نظرها و شبهات مطرح شده به نوعی توجیه کرد، اما پس از اتمام حجت رهبر انقلاب و مقام ولایت و ترسیم و تعیین مسیر، دیگر هیچ توجیه و بهانه ای پذیرفتنی نیست و تمکین نکردن به نظر رهبری، در عمل ریختن آب به آسیاب دشمن است که آنها را بر لبه مرز نظام و در خطر انحراف از مسیر انقلاب و چارچوبهای نظام قرار داده است.
در همه نظامها و کشورها، عرف و قانون یک فصل الخطاب تعیین کرده و در نظام اسلامی ما این فصل الخطاب ولایت مطلقه فقیه است. آنها که امنیت و منافع ملی و بین المللی کشور و نظام برایشان موضوعیت دارد حال که خط مشی و راهبردهای انقلاب و نظام از سوی ولایت امرمسلمین تعیین شده، نباید سر سوزنی به خود تردید راه دهند، زیرا خط و مرز میان نیروهای دلسوز و در خط انقلاب با دگراندیشان معین شده و عبور از این خط به معنای حرکت خارج از چارچوب نظام خواهد بود.
خوشبختانه، اغلب نیروها و گروه های سیاسی در جناح و جبهه غیر از حامیان دولت نیزچهره هایی هستند که نسبت به رهبری تعبد داشته و در پیروی از ایشان کوچکترین تردید و تعللی بروز نمی دهند و امید است اندک کسانی هم که مایلیم بگوییم تا کنون تأخیر و کوتاهی داشته اند و نه تمرد، با مشاهده و درک رفتاردشمنان و فرصت طلبیهای آنان که زمینه هایی را تاکنون برای بهره برداری تبلیغاتی و ابراز دشمنی شان در رفتار این گروه یافته، بیدار شوند و پیروی خود را از رهبری که مصلحت کشور، ملت و نظام مقدس جمهوری اسلامی است ثابت کنند.