بصیرت: در روزهای گذشته که تهران به دلیل اغتشاشهای خیابانی صحنه های ناآرامی را شاهد بود، مقامهای ایالات متحده دیدگاه محتاطانه خویش را کنار گذاشتند و در اظهارنظری صریح و مداخله جویانه، نقاب از چهره گشودند و حمایت علنی خود را از اغتشاشگران اعلام نمودند.
مناسبات ایران و آمریکا پس از پیروزی انقلاب اسلامی قطع گردید. از آن زمان، دولتمردان آمریکایی همواره مواضع خصمانه را علیه جمهوری اسلامی در دستور کار قرار داده اند. به باور آنان، گزینه قهری در برابر ایران امری اجتناب ناپذیر است.
سیر تصمیمهای مقامهای واشنگتن در خصوص ایران و ناکامی راهبردهای برخورد فیزیکی بویژه ناتوانی راهبردهای نئومحافظه کاران، سردمداران نظام سلطه را بر آن داشت فاز سخت افزاری را به عرصه نرم افزاری تبدیل کنند تا از این رهگذر شکستهای پی در پی خویش را بتوانند جبران نمایند.
تهدیدهای سخت افزارانه علیه ایران طرفدارانی در واشنگتن دارد که همواره با تشدید فشارها بر تصمیم گیرندگان، تلاش می کنند آنها را به تعجیل در اتخاذ مشی نظامی علیه ایران وادار کنند، ولی تبعات و عدم موفقیت در این عرصه، دولتمردان این کشور را در اتخاذ گزینه حمله به ایران با تردیدهای جدی مواجه کرده است.
در گذشته که موضوع تنش زدایی به عنوان یک راهبرد در سیاست خارجی آمریکا تعریف شده بود، مقامهای آمریکایی استراتژی حمله نظامی را علیه جمهوری اسلامی در دستور کار قرار داده بودند تا ثابت کنند در منظومه فکری نخبگان سیاسی این کشور، براندازی جمهوری اسلامی به عنوان یک راهبرد کلان و بنیانی مطرح است.
پر واضح است، هنگامی که ساز و کار مطرح شده، هدفهای آنها را با بن بست مواجه ساخت، شیوه جدید فعالیت در عرصه نرم افزاری علیه ایران را مبنای نظر قرار دادند تا از این رهگذر ناکامیهای گذشته را جبران کنند.
گفتنی است، روی کار آمدن اوباما به عنوان یک چهره دموکرات با شعار «تغییر»، این شائبه را در اذهان ایجاد نمود که اظهارات این چهره دموکرات فرصت مغتنمی است و فصل نوینی را در عرصه مناسبات بین المللی رقم خواهد زد. این در حالی است که تصریحهای بعدی رئیس جمهور فعلی آمریکا به تردیدها خاتمه بخشید و نقاب وی را کنار زد تا بار دیگر چهره منافقانه دولتمردان آمریکا بر ملا گردد.
جهت گیری اوباما در خصوص حوادث اخیر ایران، مصداق و تأیید این مدعاست، وی در اظهاراتی مداخله جویانه، از اغتشاشگران در ایران اعلام حمایت و پشتیبانی نموده و آنان را عدالت خواه نامیده است.
باید به سیاستمداران آمریکایی فهماند در شرایطی که با انجام مصاحبه های متعدد از مذاکره بدون پیش شرط با ایران سخن رانده اند، چگونه اکنون از اغتشاشگران در تهران پشتیبانی می کنند و آیا این رویکرد جز فریبکاری و دروغ پراکنی است؟
بدون تردید، جهان اسلام سیاستهای استثمارگران را در مناسبات جهانی به شکل عینی و میدانی آنالیز نموده اند و خروجی آن اتخاذ مشی دوگانه و فریبکارانه از سوی استعمار فرانو بوده است.
اکنون در اقصی نقاط جهان کسی تردیدی ندارد که نظام سلطه با اتخاذ ادبیاتی عوامفریبانه تلاش می کند ملتها را شیفته ایده های خویش نماید؛ هر چند پارادوکس رفتاری آنها به افشاگری علیه شان منجر گردیده است.
به عبارت دیگر، تغییر در ادبیات گفتاری لزوماً به تغییر در رفتار منجر نمی گردد.
بنابراین، جبهه استکبار باید بداند حتی در بدو پیروزی انقلاب که مشکلات عدیده داخلی و خارجی کیان نظام را تهدید می کرد و موج عظیم مخالفتهای منطقه ای نیز مزید بر علت شده بود و مخالفان خارج نشین شرایط را مغتنم و فرصت را برای عملی کردن ایده های شیطانی خود مناسب دیدند، ایران اسلامی همچنان استوار و پا برجا ماند. اکنون بر اساس باور تحلیلگران غربی، توانمندیهای ایران در عرصه های مختلف، حیات خلوت آمریکا در منطقه خاورمیانه را بر اساس بیداری اسلامی به چالش کشیده و امکان عملی نمودن هر گونه نقشه شیطانی را از آنان سلب نموده است.
بنابراین، ملت یکپارچه ایران با وحدت کلمه و بصیرت ناشی از معرفت دینی که ثمره آن دشمن شناسی و دشمن ستیزی است، همواره در برابر مواضع دشمنان واکنش قاطع نشان داده و با الگوی وفاق ملی و استقامت و پایمردی، در پیروی از فرامین سکاندار نظام اسلامی جبهه استکبار را در دستیابی به هدفهایشان ناکام گذاشته است.
اما فارغ از برداشتها و تحلیلهای فوق، شخص اوباما به عنوان اتاق فرمان این آشوبها، با هر اراده و انگیزه ای چنین سخنانی را بر زبان رانده است، باید بداند جمهوری اسلامی در دفاع از منافع ملی و امنیت ملی خود مصمم است و به هیچ وجه تحت تأثیر تهدیدهای نظامی و اقتصادی قدرتهای بیگانه، از مواضع و اصول خود بر اساس سه اصل مهم عزت، حکمت و مصلحت عقب نشینی نخواهد کرد.
اغتشاشهای اخیر با رهنمودها و بیانات حکیمانه و وحدت بخش و اتمام حجت حضرت آیةا... خامنه ای پایان یافته و امنیت در ایران حاکم گردیده است. اکنون اراذل و اوباشی که برای ایجاد ناامنی در ایران، دوره های آموزشی را در خارج از کشور طی نموده بودند، اسیر قانون گشته و باید هزینه اقدامهای اربابان خارج نشین خویش را بپردازند.