صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۳ تير ۱۳۸۶ - ۱۶:۲۸  ، 
کد خبر : ۹۷۹۱

کودتایی علیه دولت حماس


گفتگو با محمد فکری کارشناس مسائل فلسطین /سیدمحمود جوادی

اشاره :

باتشکیل دولت اضطراری فلسطین توسط محمود عباس و ایجاد درگیری میان حماس و برخی از طرفداران فتح در غزه مساله فلسطین وارد مرحله حساسی شده است . تحریک فلسطینی ها برای کشاندن آنها به سمت جنگ داخلی قطعا با دخالت سرویس های جاسوسی آمریکا و اسرائیل دنبال می شود و هدف آن از بین بردن روح مقاومت نزد مردم فلسطین است .

برای مطلع شدن از جزئیات حوادث فلسطین و آگاه شدن از آنچه میان فتح و حماس می گذرد به سراغ آقای محمد فکری یکی از کارشناسان مسائل فلسطین در موسسه تحقیقاتی ندا رفتیم و به گفتگو نشستیم .

آنچه در پی می آید ماحصل این گفتگوست .

اوضاع در فلسطین بسیار بحرانی است و با رخدادهای جدید عملا فلسطین به دو قسمت تقسیم شده است آیا این تحول به زیان آرمان فلسطین نیست

ث شکی نیست که منشق شدن قضیه فلسطین به دو قسمت به خودی خود به ضرر ارمان فلسطین است اما اینکه آیا راه فراری وجود داشت برای فرار از این حادثه بحث دومی است که باید به این سئوال پاسخ داده شود.

نمی توان گفت چون حماس در غزه مستقر است و از آن طرف دوپاره شدن فلسطین به ضرر آرمان فلسطین است پس نتیجه بگیریم که حماس مقصر اصلی بحران کنونی است . بحث اینجاست که در فلسطین از زمانی که خط سازش شکل گرفت و بحث مقاومت در برابر سازش قرار گرفت از همان زمان پاره شد اما نه به صورت جغرافیایی بلکه به صورت سیاسی . وقتی حماس در یک رویارویی دیپلماتیک و دموکراتیک حاکمیت را در دست گرفت مشخص شد که مقاومت حرفی برای گفتن دارد و از همان زمان شکاف میان سازش و مقاومت بیشتر شد و روشن گردید که اگر خط سازش بخواهد به همین منوال به راه خود ادامه دهد قطعا به حوزه جغرافیایی نیز کشیده خواهد شد.

شما اطلاع دارید که حماس بیشتر در غزه نفوذ دارد و فتح در کرانه باختری . البته این به آن معنا نیست که دشمن موفق شده است فلسطین را به دوپاره حماسستان و فتحستان تقسیم بکند چرا که حماس در کرانه باختری نیز قدرت دارد و فتح در غزه حضور دارد. اینکه شما می بینید که سلطه حماس در غزه شکل گرفته است به این معناست که حماس در غزه با فتح طرف نبوده است کمااینکه دستگیرشدگان از فرماندهان شورشیان تحویل « احمد حلس » مسئول گروه فتح در غزه داده شدند.

این نشان می دهد که درگیری میان حماس و فتح نبوده بلکه گروه مرگ به رهبری « محمد دحلان » با حماس درگیر بوده است و سوابق « دحلان » برای همه روشن است و نباید این درگیری ها را درگیری میان فتح و حماس بدانیم هرچند که تشکیلات خودگردان پشت محمد دحلان قرار گرفت و از او حمایت کرد و به دنبال آن با فشار آمریکایی ها دولت وحدت ملی را منحل اعلام کرد.

وقتی بعضی از سران فتح به ابومازن درباره محمد دحلان هشدار می دهند که اگر دحلان را از مجموعه فتح خارج نکند و حمایت از وی را ادامه دهد همچنین مسئولیت کارهای او را به دوش فتح بیندازد قطعا در فتح انشعاب ایجاد خواهد شد این قضیه نشان می دهد که فتح در مقابل حماس نیست بلکه حماس در مقابل گروه مرگ قرار گرفته است و این گروه توسط محمد دحلان در زمان عرفات تشکیل شده است .

قبل از اینکه به گروه مرگ و دحلان بپردازیم میخواهیم بدانیم که حماس تا چه اندازه می توانست نسبت به ورود به این درگیری ها اجتناب کند و آیا این ابتکار عمل را در دست داشت که درگیری صورت نگیرد یا اینکه این گروه مرگ بود که پای حماس را به این درگیری ها کشاند

ث حماس در ارتباط با برخورد با گروه مرگ در یک عملی انجام شده قرار گرفت این طور نبود که حماس بخواهد یک جنگ داخلی راه بیندازد کمااینکه تلقی بنده این است که جنگ داخلی در غزه به وقوع نپیوسته است .

در تایید حرف شما باید بگویم که احمد جبریل حرف بسیار قشنگی زده است که حماس با این کار جلوی جنگ داخلی در غزه را گرفت .

تفاوت جنگ داخلی با آنچه که در غزه اتفاق افتاده در چیست

ث بحث همین است . اگر درگیری میان فتح و حماس بود ما می توانستیم بگوییم که جنگ داخلی رخ داده است اما این نبرد بعد از کارشکنی های گروه مرگ با رهبری دحلان که نه تنها خودشان ترورها و انفجارهایی را انجام داده بودند بلکه در حمله اسرائیلی ها به نوار غزه نیز به دشمن گرامی دادند که رهبران حماسی را ترور کنند. به همین خاطر در طول دو سه هفته اخیر و در حمله مشترک گروه مرگ و رژیم صهیونیستی علیه حماس بیشتر کشته ها از گروه حماس بوده است .

شما می دانید که قدرت حماس خیلی بیشتر از قدرت گروه مرگ است و در عرض سه روز این گروه را تارومار کرد و پایگاه های آنان را در تسخیر خود درآورد. اینکه تلفات حماس زیاد شده است نشان دهنده پیش دستی گروه مرگ و همکاری آنها با رژیم صهیونیستی است .

حماس با درک این واقعیت که اگر بخواهد در برابر گروه مرگ آرام بنشیند تلفات بیشتری خواهد داد و شاهد قدرت گرفتن یک گروه شورشی کودتاگر در داخل فتح باشد که می خواهد خود را بر فتح تحمیل کند.

حمایت محمود عباس از محمد دحلان این واقعیت را اثبات نمی کند که درگیری حماس با گروه مرگ قطعا نوعی درگیری میان حماس و فتح است آیا حمایت های آمریکا از محمود عباس در شرایط حساس کنونی و جری شدن دحلان در ادامه کشتار حماسی ها بدان معنی نیست که آمریکا بطور علنی از محمود عباس می خواهد که بعنوان « فتح » در مقابل « حماس » بایستد نقش دست های خارجی در تثبیت دحلان چیست

ث من به مصاحبه آقای مشیرالمصری اشاره می کنم . مشیرالمصری در یکی از گفته های خود به این اشاره کرده است که ما در قضیه غزه تشکیلات و فتح را از شر فردی کودتاچی مثل دحلان نجات دادیم و در واقع آنها باید ممنون حماس باشند نه اینکه بیایند و با ما برخورد کنند.

این نشان می دهد که خود فتح و تشکیلات از ناحیه دحلان تحت فشارند. سابقه دحلان به امروز و دیروز برنمی گردد بلکه عرفات نیز در معرض کودتای دحلان قرار گرفت . اگر یادتان باشد زمانی که عرفات تحت فشار آمریکا و اسرائیل مجبور شد « ابومازن » را بعنوان نخست وزیر معرفی کند او تاکید داشت که دحلان وزیر کشور باشدو این قضیه با فشار آمریکا و اسرائیل صورت می گرفت .

مامورین « سیا » تاکنون چندین بار به این موضوع اشاره کرده اند که دحلان یکی از نیروهای « سیا » به شمار می رود و این اعترافات تاکنون در مطبوعات فلسطین بارها منتشر شده است .

از همان زمان برای همگان روشن بود که دحلان به مهره ای برای قرارگرفتن در برابر تشکیلات فتح و نیروهای مقاومت تبدیل شده است تا بتواند آنها را ساکت کند.

اگر خاطرتان باشد عرفات مخالفت کرد و اجازه نداد که دحلان وزیر کشور شود اما با فشار بر او دحلان را بعنوان وزیر امنیت داخلی معرفی کردند. از همان زمان بود که دحلان سازمان امنیت فلسطین بویژه بخش غزه را در اختیار گرفت .

باتوجه به اعلام غربی ها مبنی بر کمک به دولت جدید و تشدید محاصره حماس طرح حماس برای رویارویی با وضعیت جدید چه می تواند باشد

ث به نظر من غربی ها بیش از آنچه تاکنون علیه حماس انجام داده اند کار تازه ای را نمی توانند انجام دهند. اینطورنیست که آمریکا و یا اسرائیل تاکنون به فلسطینی ها رحم کرده باشند و یا کاری را که می توانستند انجام نداده باشند. اگر خاطرتان باشد در این یک سال و اندی تمام تحریم هایی را که می توانستند انجام دادند . آنها عوارض گمرکی به میزان 700 میلیون دلار به فلسطینی ها ندادند.

آنچه اتفاق افتاده است نشان می دهد که تحریم صورت گرفته است اینطور نیست که آنها قصد دارند تحریم بیشتر را اعمال کنند.

در صورت ادامه کارشکنی جناح فتح آیا احتمال دارد حماس برای تسلط بر کرانه باختری تلاش کند

ث این بستگی به شرایط آینده دارد. باز هم تاکید می کنم این جناح فتح نیست که در حال مقابله با جریان حماس است بلکه جریانی کودتاگر که با هدایت آمریکا و اسرائیل از طریق ابومازن در حال درگیری است . بعقیده من آنها نمی توانند برای مدت طولانی این وضعیت را نگه دارند.

آنها نمی توانند وضعیت را به این صورت نگه دارند که دولت جدیدی در کرانه باختری تشکیل دهند و این دولت هیچ اختیاری در غزه نداشته باشد. نکته مهم در اینجا این است که دولت وحدت ملی در غزه وجوددارد آنهم طبق قانون اساسی . اینکه ما فرض کنیم که دولت وحدت ملی با آمدن دولت جدید حذف شده است این فرض غلط است چون این اقدام خلاف قانون اساسی است و دولت جدید نمی تواند طبق قانون اساسی عمل کند مگر اینکه از شورای قانون گذاری رای اعتماد بگیرد.

به اعتقاد من حماس نمی خواست و نمی خواهد غزه را جدا کند و دولت مستقل تشکیل دهد بلکه به دنبال این است که بعد از تارومارکردن گروه مرگ و گروه دحلان که اکنون به مصر فرار کرده است مجددا وظیفه خود را در دولت وحدت ملی ادامه دهد و ابومازن رئیس تشکیلات خودگردان سرجای خود باقی بماند. این است برنامه کنونی حماس .

حماس می خواهد همان روال گذشته ادامه پیدا کند غیر از حضور گروه به ظاهر امنیتی ضدامنیت دحلان .

وقتی رئیس جمهور این قدرت را دارا باشد که مجلس را منحل و دولت اضطراری تشکیل دهد پس اشکال کار در کجا می تواند باشد

ث طبق قانون اساسی رئیس جمهور نمی تواند چنین کاری را انجام دهد مگر حالت کودتایی داشته باشد. شما می بینید که هیچ رایی از شورای قانون گذاری برای دولت جدید گرفته نشده است .

شما می خواهید بگوئید اقدامی که محمود عباس در تشکیل دولت اضطراری انجام داده است نوعی کودتاست

ث نوعی کودتا نه بلکه رسما کودتا علیه دولت قانونی حماس صورت داده و رسما کودتا علیه شورای قانون گذاری و رسما مخالفت با قانون اساسی است . قانون اساسی که خود او از این قانون مشروعیت می گیرد اگر قانون اساسی کنار گذاشته شود خود او نیز مشروعیت نخواهد داشت تا از این طریق دولت تشکیل دهد.

جهان اسلام در شرایط حساس حاضر در فلسطین چه اقدامی می تواند انجام دهد

ث به اعتقاد من جهان اسلام باید روی این نکته تاکید کند که باید اختلاف موجود تشخیص داده شود و مساله کنونی به عنوان اختلاف نظامی میان دو گروه در داخل فلسطین معرفی نشود. شکی نیست که اختلاف فکری میان دو گروه فتح و حماس وجود دارد اما نباید اختلاف فعلی را اختلاف نظامی میان فتح و حماس معرفی کرد.

اینکه فتح جریان سازش را پیش گرفت بر کسی پوشیده نیست . و اینکه حماس جریان مقاومت را در فلسطین رهبری می کند. بر کسی نیز پوشیده نیست . اختلاف نظری میان دو گروه وجوددارد اما اختلاف نظامی میان آنها وجود ندارد.

در نتیجه جهان اسلام باید اصل مساله را شناسایی کند و بدون حمایت از یک گروه بیاید قضیه فلسطین را مجددا به همان مسیر دولت وحدت ملی برگرداند. این بهترین کاری است که جهان اسلام می تواند انجام دهد.

شما فکر نمی کنید با به رسمیت شناختن دولت جدید از سوی آمریکا و کشورهای غربی و تبعیت نمودن کشورهای عربی از آنها عملا قدرت از دست حماس خارج شده است

ث نکته اینجاست که اگر دولت های غربی و عربی دولتی را به رسمیت شناختند پس این دولت به صورت مطلق العنان می تواند هر کاری را انجام دهد.

در جریان تحریم دولت وحدت ملی دولت های غربی حماس را تحریم کردندو دولت های عربی نیز علیرغم اینکه نمی خواستند تحریم کنند اما از غربی ها پیروی کردند اما هیچگاه این تحریم ها دولت وحدت ملی را زمینگیر نکرد. همه ما دیدیم که دولت بر اثر این تحریم ها شکست نخورد بلکه به مرور زمان تحریم خود به خود شکسته شد.

جریان مقاومت در فلسطین جریانی جدی است و این جریان در عرض دوسال اخیر خود را تثبیت کرده است . با ورود این جریان به عرصه سیاست در دو موضع سیاسی نظامی خود را تثبیت نموده و به هیچ وجه حذف شدنی نیست . لذا نباید تصور کنیم با به رسمیت شناختن دولت کودتا از سوی غربی ها پس دولت وحدت ملی و حماس حذف شده است .

شما نگاهی به جمعیت غزه بیندازید جمعیت غزه که یک میلیون و پانصد هزار تا یک میلیون و هشت هزار نفر تخمین زده می شود همگی از حماس حمایت می کنند اگرنیروهای کودتاچی توسط درصد اندکی ازجمعیت غزه حمایت می شدند آنها می توانستند در مقابل نیروهای حماس مقاومت کنند این که در عرض سه روز همه نیروهای کودتاچی پا به فرار گذاشتند و عده ای از آنان نیز دستگیر شدند این نشان می دهد که مردم طرفدار حماس هستند و حماس از حمایت مردمی برخوردار است .

به اعتقاد من در کرانه باختری همین وضعیت نیز وجود دارد منتها اینکه حماس می تواند یا می خواهد در کرانه باختری شرایطی را مانند نوار غزه ایجاد کند چنین برنامه ای در کار حماس نیست نه بخاطر قدرتمندبودن جریان سازش در کرانه باختری بلکه به دلیل حضور مستقیم اسرائیل در اراضی کرانه باختری است .

به نظر شما به رسمیت شناختن دولت جدید این امکان را به دولت کودتا نمی دهد تا با جسارت بیشتر با حماس برخورد کند با ریخته شدن خون بیشتر میان فلسطینیان بحران فلسطین پیچیده تر از گذشته نمی شود

ث اینطور نیست که همه کشورهای منطقه یا کشورهای اسلامی از این قضیه دفاع کرده باشند. برای مثال مالزی رسما کنارگذاشتن دولت وحدت ملی را محکوم کرد و اینطور نیست که کشورهای اسلامی بطور یکپارچه موافق این قضیه باشند.

سازمان کنفرانس اسلامی هم بی چون و چرا موضوع را نپذیرفته است . لذا تصور نمی کنم که دولت کودتا بتواند عملکردی انجام دهد و به نظر من عمر این دولت کوتاه خواهد بود و زود از هم خواهد پاشید.

تشکیل دولت کودتا به مثابه تهدیدی برای دولت وحدت ملی بود و هیچ کارکردی غیر از این نخواهد داشت .

شما فکر نمی کنید منحل کردن دولت حماس از سوی محمود عباس به قصد شتاب دهی به روند سازش میان اعراب و رژیم صهیونیستی صورت گرفته باشد وبا آمدن دولت کودتا و برخورد با حماس تسریع در برداشتن گام های عملی عادی سازی روابط کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی مطرح می کند

ث قدم های اولیه عادی سازی روابط برداشته شده است . در طرح خاورمیانه بزرگ قدم های عملی آن نیز برداشته شد. آنها آمدند که قضیه خاورمیانه را تمام کنند و فکر می کردند که قضیه مناقشه اعراب و اسرائیل ریشه در بحث ایران دارد و اگر مشکل ایران را حل کند همه قضایای دیگر حل خواهد شد. اما بعد از قضیه گزارش بیکر همیلتون متوجه شدند که قضیه فلسطین یک قضیه اساسی است و باید آن را در داخل فلسطین حل نمایند نه اینکه در خارج از فلسطین به دنبال حل قضیه فلسطین باشند.

اینجا بود که دوباره وارد قضیه فلسطین شدند و خواستند که کار را از داخل فلسطین یکسره کنند و از مرکز شروع کنند و به پیرامون آن ادامه دهند. به همین خاطر به تقویت ابومازن و تشکیلات در مقابل حماس پرداختند.

طرح آمریکا و رژیم صیهونیستی این است که حفظ امنیت و تثبیت حاکمیت اسرائیل در راس و محور همه برنامه ها باشد.

آینده جریانات فعلی را چگونه می بینید آیا دولت فعلی سقوط می کند و حماس بعنوان دولت وحدت ملی به کار خود ادامه خواهد داد و آیا حوادث فعلی جریان سازش را وارد یک دگرگونی جدیدی خواهد کرد

ث ما بجای جزیی نگری باید نگاهی کلی به قضیه داشته باشیم . من اعتقاد دارم تشکیل دولت کودتا تنها در جهت تهدید دولت وحدت ملی و حماس بوده است چرا که به صورت عملی این دولت هیچ کارکردی نخواهد داشت .

بیش از دو پنجم جمعیت فلسطین در غزه است که تمامی نهادهای حکومتی آن در اختیار حماس است در نتیجه این 11 وزیری که از سوی ابومازن معرفی شده اند هیچ دخل و تصرفی در آنجا نمی توانند داشته باشند. پس می توان گفت که آنها هرگز نمی توانند بعنوان دولت فلسطین شناخته شوند.

اگر آمریکا بخواهد کمک های خود را به این دولت تزریق کند و این دولت به حیات خود ادامه دهد آن وقت چه اتفاقی خواهد افتاد

ث آنها فقط می توانند زمان را بخرند درست همانگونه که در لبنان اتفاق می افتد. دولت سنیوره در لبنان قانونا مشروعیت خود را از دست داده است اما به وسیله میلیاردها دلاری که به آن کمک می کنند سرپا ایستاده است . این دولت نه دولتی قانونی است و نه می تواند کوچک ترین عملی را انجام دهد. این دولت فقط وجود دارد در حالیکه هیچ کاری را نمی تواند انجام دهد در فلسطین نیز همین خواهد شد. اگر بخواهند این دولت را به زور نگه دارند آنها شمایی از یک دولت خواهند داشت نه یک دولت دارای کارکرد و عملکرد. لذا این دولت از حیزانتفاع ساقط است چه در ایجادش و چه در ادامه کار.

من فکر می کنم بجای اینکه به جزئیات بپردازیم باید به اصل مطلب توجه کنیم و اینکه جریان مقاومت و جریان سازش به کجا رسیده اند.

هر قدم که جلوتر می رویم و در مساله فلسطین غور می کنیم می بینیم که خط سازش روز به روز تضعیف می شود و خط مقاومت روز به روز تقویت می شود. علیرغم ظواهر قضیه نشانه های موجود حکایت از رشد مقاومت در فلسطین است و قضیه غزه این را ثابت کرده است .

در هیچ جای دنیا کسی خط سازش را جدی نمی گیرد و با وضعیت موجود عادی سازی روابط نیز دچار همین سرنوشت می شود.

باتوجه به تحلیل شما و در صورت ادامه مقاومت از سوی حماس تصور نمیکنید نسخه مشابه جنگ اسرائیل علیه حزب الله در لبنان در غزه نیز پیاده شود و غزه بار دیگر به اشغال رژیم صهیونیستی درآید

ث چندی پیش لیونی وزیر خارجه رژیم صهیونیستی گفته بود ما از غزه خارج نشده ایم که بار دیگر بخواهیم وارد آن شویم . این نشانه ترس آنهاست .

از ابتدای تشکیل رژیم صهیونیستی این مساله همیشه کابوس رژیم صهیونیستی است که با غزه چه کنند. آنها آرزو می کنند شب بخوابند و وقتی از خواب بیدار شوند ببینند که غزه به زیر آب رفته است .

شما نگاه کنید به شارون . او یکی از جلادترین نخست وزیران رژیم صهیونیستی بود. او طراح خروج از غزه بود چرا جواب این است که او بخاطر مقاومت دست به این کار زد. این اتفاق زمانی رخ داد که نه دولتی تشکیل شده بود و حماس نیز قدرت فعلی را نداشت . اما امروز قضیه با گذشته فرق کرده است .

من اعتقاد ندارم که غزه دوباره اشغال شود و رژیم صهیونیستی هرگز نخواهد توانست مقاومت را درهم شکند. هرگاه رژیم صهیونیستی اشغالگری و وحشیگری خود را تشدید کرده مقاومت نیز رشد پیدا کرده است .

از زمانی که خط سازش شکل گرفت و بحث مقاومت در برابر سازش قرار گرفت . فلسطین به دو قسمت تقسیم شد اما نه به صورت جغرافیایی بلکه به صورت سیاسی . اگر خط سازش بخواهد به همین منوال به راه خود ادامه دهد قطعا به حوزه جغرافیایی نیز کشیده خواهد شد

درگیری در غزه میان حماس با فتح نبود بلکه درگیری حماس با گروه مرگ به رهبری « محمد دحلان » بود که نه تنها در ترور رهبران حماس و انفجارها دست دارند بلکه با اسرائیلی ها در حمله به نوار غزه نیز همکاری می کنند

جنبش فتح و تشکیلات خودگردان از ناحیه محمد دحلان تحت فشار قرار دارند. عرفات نیزدر معرض کودتای دحلان قرار گرفته بود او توانست با فشار آمریکا و اسرائیل وزیر امنیت داخلی شود و به مهره ای برای قرارگرفتن در برابر تشکیلات فتح و نیروهای مقاومت تبدیل شود تا آنها را ساکت کند

اقدام محمود عباس در تشکیل دولت اضطراری رسما کودتا علیه دولت قانونی حماس و کودتا علیه شورای قانون گذاری و در مخالفت با قانون اساسی بود

جریان مقاومت در فلسطین جریانی جدی است و این جریان در عرض دو سال اخیر خود را تثبیت کرده است . با ورود این جریان به عرصه سیاست در موضع سیاسی و نظامی خود را تثبیت نموده و به هیچ وجه حذف شدنی نیست

دولت کودتا قادر به انجام هیچ کاری نخواهد بود و عمر آن کوتاه خواهد بود و زود از هم خواهد پاشید

دولت کودتا تنها در جهت تهدید دولت وحدت ملی و حماس بوده است چرا که این دولت هیچ کار کردی نخواهد داشت

 

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات