صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۴ تير ۱۳۸۸ - ۰۷:۴۷  ، 
کد خبر : ۹۷۹۲۱

عدالت در گفتار و رفتار /هادی رستگار مقدم گوهری


بصیرت: 22 خرداد رأی آری به نظام جمهوری اسلامی بود، روزی که همه مردم با شوق و شعف ایران متحد را می دیدند و دشمنان چشمانشان از حیرت به در آمده و در این حضور بی بدیل سر در گم در سیاستهای ماکیاولی خود به دنبال فرصتی بودند تا در آغاز دهه 40 رأی آری مردم سرافراز ایران به جمهوری اسلامی ایران را کمرنگ و یا به انحراف بکشانند.
در این باره تاریخ نه چندان دور گذشته را ورق بزنیم، روزنامه واشنگتن تایمز در مقاله ای به تاریخ پانزدهم ژانویه 1996 ، تحلیل ویژه ای را در زمینه ضرورت مقابله با حکومت دینی در ایران منتشر ساخت. این تحلیل سیاسی را آموس پرلموتر استاد علوم سیاسی دانشگاه آمریکن، و سردبیر نشریه مطالعات استراتژیک نوشته است. وی در بخشی از مقاله خود می نویسد: «هدف واقعی دولت ایالات متحده باید مهار ساختن سیاسی و اقتصادی و مافوق همه این ها مهار ساختن روانی ایران باشد». این نویسنده آمریکایی، که وحشت دولت آمریکا از بیداری اسلامی در نوشته او موج می زند جنگ روانی را تنها راه مقابله با این موج می داند. این تحلیلگر آمریکایی، تخصیص بیست میلیون دلار توسط دولت آمریکا برای فعالیتهای براندازی علیه نظام جمهوری اسلامی را اقدامی ضروری دانسته، پیشنهاد می کند این مبلغ صرف جنگ روانی و تهاجم فرهنگی علیه جمهوری اسلامی ایران شود.
او در ادامه تحلیل خود می نویسد: تنها راه سرنگونی رژیم ایدئولوژیکی ایران، یک مبارزه سیاسی- روانی و روشنفکرانه می باشد، نه از طریق اقدامات نظامی.
این موضوع به خوبی نشان می دهد که حرکتهایی که هر چند گاه مشاهده می شود، بر اساس این اصول استراتژیک نظام آمریکایی است که از آنها می توان به برخی از فعالیتهای جنگ روانی و تبلیغاتی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران نام برد. که آن فعالیتها عبارتند از: ادعای حمایت ایران از تروریسم، متهم کردن ایران به نقض حقوق بشر و ادعای تلاش ایران برای دستیابی به سلاحهای هسته ای و شیمیایی. بر اساس این سیاست نیوت گینگریچ، رئیس مجلس نمایندگان آمریکا (سنا) در ماه فوریه 1995 خواستار یک استراتژی کلی از سوی ایالات متحده آمریکا در جهت جایگزین ساختن رژیم فعلی ایران با زور شد. وی پیشنهاد کرد که: «هدف دولت آمریکا باید این باشد که به مردم ایران برای سرنگون کردن رژیم استبدادی روحانیون کمک شود».
البته این طرح براندازی جمهوری اسلامی ایران در دولتهای آمریکایی تازگی ندارد و پیش از این بنیاد هریتیج نیز توصیه کرده بود که: «ایالات متحده باید توسعه قدرت نظامی ایران و نفوذ انقلابی آن را محدود سازد. این محدودسازی هماهنگ با متحدین منطقه ای همچون کویت، عربستان سعودی، ترکیه و سایر دولتهای خلیج عربی(؟! ) باید به طور جدی و مستمر حفظ شود. این سیاست باید به دقت دنبال شود تا اینکه ایران با سیاست خارجی خود را تعدیل کند و جلوی صدور انقلابش را بگیرد و یا اینکه رژیم اسلامی به دلیل عدم کفایت، وضعیت اقتصادی و ضعف سیاسی، سرنگون شود.»
نتانیاهو، نخست وزیر سابق اسرائیل نیز در مجمع سالیانه یهودیان آمریکا با اشاره به برخی از طرح ها و توطئه های صهیونیست ها علیه جمهوری اسلامی ایران، گفته بود: «من از بقای جمهوری اسلامی ایران در شگفتم... بودجه 20 میلیون دلاری که در اینجا(آمریکا) برای سرنگونی جمهوری اسلامی ایران تصویب شده است. تنها یکی از صدها طرح و برنامه ای است که ما و آمریکا به کار بسته ایم. (البته این رقم بعدها به 80 میلیون دلار افزایش یافت)
فصلنامه آمریکایی خاورمیانه در سال 1377 ، یک میزگرد چهار نفره با شرکت «ادوارد شرلی» یکی از مقام های سابق سازمان «سیا»، «جفری کمپ» رئیس برنامه های راهبردی در مرکز مطالعات نیکسون، «کنت تیمرمن» محقق در مسایل ایران و «پاتریک کلاوسون» رئیس تحقیقات مؤسسه سیاست های خاور نزدیک و واشنگتن، برگزار کرد. این میزگرد در مورد مسأله مذاکره و رابطه ایران و آمریکا برپا شده بود.
ادوارد شرلی در مورد پیشنهاد مذاکره با آمریکا می گوید: «اگر ایرانی ها آنقدر بی احتیاط باشند که پیشنهاد گشایش باب مذاکره با آمریکا را بدهند، ما باید با تمام وجود از این پیشنهاد استقبال کنیم. اگر ایرانی ها چراغ سبز نشان می دادند، ما در یک چشم بر هم زدن در آنجا بودیم».
ادوارد شرلی در زمینه شیوه مقابله با انقلاب ایران می گوید: «کلید اصلی برای ایجاد یک تغییر بنیادین در سیاست های ایران، از بین بردن خصوصیات انقلابی رژیم ایران است و این فقط با تحریم اقتصادی به دست نمی آید.
در عین حال دشمنان ایران هیچ گاه به دنبال برقراری صلح و آرامش و خیرخواهی مردم ایران نبوده و نیستند، زیرا راهبرد آنان مبنی بر بهره کشی و استفاده و استثمار ایران است. حتی برای اینکه چگونه باید اندیشید، آنان برنامه دارند که به صورت نمونه می توان به پروتکل شانزدهم صهیونیست اشاره کرد که پرداختن ملموسات و محسوسات و جایگزین کردن بر عقلانیت از اصول آن است.
اما به آنچه در طلیعه بحث بدان پرداخته شد بازگردیم، باید بدانیم از این مختصر روش ها کاملاً روشن می شود. نباید اجازه داد که از نیات خیرخواهانه ما بهره برداری سؤ شود. ما در جریان انتخابات دهم از واژه های ارزشی بلکه مقدس بهره گرفتیم. عدالت و قانون مداری. همه بر این دو عنصر خود را پایبند می دانستند و همه هدف خود را برای برقراری این دو عنصر ترسیم می کردند. اما در مقام عمل نه عدالت جایگاه واقعی خود را یافت و نه قانون. هدف در جریان انتخابات دهم بر اساس مردم سالاری دینی و یک حکومت دموکراسی با مبانی دینی، جز خدمت به دین و دینداران و بشریت نیست. بنابراین اگر این در اهداف نامزدهای انتخاباتی جایگاهی داشته است که داشته است پس نباید از ابزارهای غیر دینی برای پیشبرد هدف بهره گرفته شود.
با توجه به حوادث و اغتشاشات اخیر همه مردم با هر نوع نگرش انتخاباتی بر این امر واقفند که نباید به عنوان ابزار فرصت طلب ها قرار گیرند، اما آنچه در روزهای اول بعد ازحماسه 22 خرداد قابل توجیه نیست، نوع ادبیات برخی از مسؤولان و نامزدهای انتخاباتی است که تحریک کننده بوده و اگر مقام معظم رهبری در عرصه ایجاد تعامل و تعادل اجتماعی برنمی آمدند نتایج نامطلوب این گونه اغتشاشات جبران ناپذیر بود. دست اندرکاران و مسؤولان نظام تلاش کنند ادبیات خود را بر اساس رأفت دینی قرار دهند و نه تنها خود را در زیر چتر قانون که بر اساس اصول اسلامی قرار دهند. زیرا، قانون درست است که مبتنی بر قوانین دینی پایه ریزی شده است اما اگر آنگاه که از عدالت بحث می شود، تنها عدالت در رفتار نیست، بلکه عدالت در گفتار نیز می باشد.
اگر هدف را برای رفع قانون گریزی ترسیم نموده اید، بهتر است خود قانون مدار بوده و همه چیز را از طریق قانون پی بگیرید، مردم در تمام عرصه ها همواره حضور حقیقی مبتنی بر این دین مداری خویش را به اثبات رسانیده اند، آنچه از مسؤولان انتظار می رود تنها پیشرفت های صنعتی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی نیست، بلکه پیشرفت هایی در زمینه اجرایی کردن دین در خود و در جامعه می باشد، آنچه را که آنان را به وجد می آورد، پیاده شدن احکام دین است. ملاحظه کنید آنگاه که شعار گزاره های دینی همان عدالت را سر می دهید، اقبال مردم چگونه است، پس بنگرید، آنگاهی را که عدالت را پیشه خود کرده و در خود و جامعه پیاده کنید. تنها راه مقابله با فرصت طلب ها نه صرف حضور مردم است بلکه آنچه مؤثرتر است، رأفت بین جناح های مختلف سیاسی است که مدعی اند برای یک هدف تلاش می کنند. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات