صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۴ تير ۱۳۸۸ - ۰۸:۴۴  ، 
کد خبر : ۹۷۹۳۹

چین در تقابل با غرب


بصیرت: تشکیل چند نشست مهم میان سران امریکا و اروپا با پکن در روزهای اخیر، بهانه‌ای شده تا تحلیلگران غرب کنجکاوانه موقعیت جهانی چین را به بحث گذارند. به گفته ناظران، دولت اوباما از این هفته مذاکرات حساسی را با پکن شروع کرده است. نقطه عزیمت این نشست، مسائل امنیتی است اما انتظار می‌رود دامنه آن به مسائل سیاسی و اقتصاد جهانی کشیده شود.
در میانه این گفت‌وگو‌ها، اندیشمندان غرب از تغییر رویکرد پکن به غرب خبر می‌دهند. واقعیت این است که قرن گذشته قرن غربگرایی بود و به همه کشورها بویژه چینی‌ها چنین القا می‌شد که امریکا محور قدرت جهانی است و کنترل تمام منابع و ذخایر دنیا را در دست دارد. اما درست در همین زمان بود که یک قدرت نوظهور در شرق قاره پهناور آسیا آرام آرام مسیری پیش گرفت که در قرن بعد خطی پررنگ بر غربگرایی بکشد.
خیز اول چین به سوی قدرت جهانی در خلال سال‌های جنگ سرد برداشته شد. زمانی که غربی‌ها نیز به خوبی از ابعاد نبرد پنهان شرق نشین ها و غرب آگاه بودند، رژیم‌های کمونیستی در هر جای دنیا که بودند، چیزی جز پیش افتادن و پشت سر گذاشتن غرب نمی‌خواستند. این رقابت‌ نه فقط بر سر ثروت که بر سر ایدئولوژی و عقاید نیز بود. در آن زمان این کشورها در هر دو مورد شکست خوردند. اما درست بعد از سقوط کمونیسم ناگهان روال غربگرایی معکوس شد. این به آن معنا است که ادعای محور بودن و مدرن بودن غرب به چالش کشیده شد. چین یک نسخه رقابتی از مدرنیته را ارائه داد که شامل همه شئونات یک جامعه می‌شد. اما نسخه مدرنیته چین از غرب متفاوت بود. حال به نظر می‌رسد چین با تلاش‌هایی که به خرج داده در حال تغییر موازنه مبتنی بر برتری غرب است.
هنوز معلوم نیست که چین تا چه حد بتواند از طوفان بحران اقتصادی جهانی در امان بماند. اما اگر برخلاف امریکا موفق شود این بحران را در مرزهای خویش مهار کند می‌تواند امیدوار باشد روال غربگرایی در سیاست بین‌الملل را تغییر خواهد داد. این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که چین حتی اگر بتواند بدون هیچ آسیبی از بحران موجود گذر کند، هرگز نمی‌تواند بنای یک امپراتوری جدید مثل امریکا را بگذارد زیرا، هم‌زمان تک‌قطبی بودن جهان به سر رسیده است و هم این‌که خود چین به ندرت در پی بلند‌پروازی غربی‌ها بوده است. برای نمونه می‌توان به همان الگوی توسعه چین اشاره کرد. توسعه و مدرنیته‌ای که چین در چند دهه اخیر ایجاد کرد، کاملاً با مدرنیته امریکایی متفاوت است. مدرنیته امریکایی در پی تصرف مناطق مهم و افکار جهانی رفت اما مدرنیته چین همت خود را صرف رشد کشور نمود. بنابراین در نخستین دهه قرن جدید، فقط هژمونی امریکا نیست که با قدرت گرفتن چین کم‌فروغ می‌شود رشد شتابان چین زنگ هشداری است برای غرب که اگر بخواهد به گذشته امپریالیستی چنگ بزند در گرداب بزرگی به نام ضدیت جهان چند قطبی گرفتار خواهد شد.
در این بین امریکا خود نیز اذعان می‌دارد که به دلیل همین پیشرفت چین بوده است که دو کشور طی سال‌های گذشته دچار موارد اختلاف بیشتری شده‌اند. دو کشور این روزها نیز در حال برگزاری مذاکراتی هستند که آینده مناسبات غرب با پکن را ترسیم می‌کند. در رأس اختلاف‌های دو کشور مسئله تایوان و سپس کره شمالی قرار دارد. چین با نفوذی که طی دهه‌های گذشته یافته سیاست‌های امریکا در این حوزه‌های مهم را به چالش کشیده است. دولت چین در تفکر امنیت ملی خویش دست‌اندازی و یا اعمال نظر امریکا در کشورهایی که به نوعی زیرمجموعه چین به حساب می‌آیند را تحمل می‌کند.
در چنین شرایط سختی امریکا ناگزیر از امتیاز دادن است زیرا به خوبی متوجه توانایی‌های فزاینده رقیب خود شده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات