علام انحلال دولت مردمى فلسطین توسط “محمود عباس” عامل وابسته به سازمانهاى موساد و سیا باعث شده است تا معادلات سیاسى فلسطین دچار تغییراتى عمده گردد. دولت حماس از ابتداى تشکیل خود هدف فشارهاى مختلف آمریکا، تلآویو و اتحادیه اروپا قرار گرفت. غرب کمک مالى خود به فلسطین را به طور کامل قطع کرد تا مخالفت خود با ادامه مقاومت اسلامى را اعلام نماید. افرادى وابسته مانند “آنگلا مرکل”، “تونى بلر” و “شیراک”، نیز در صدد تضعیف جنبش مردمى حماس از هیچ اقدامى فروگذار نکردند.
پس از مرگ “یاسر عرفات” و جانشینى “ابومازن”، شاهد بودیم که رئیس جدید تشکیلات فلسطین همواره در راستاى تامین منافع کاخ سفید و تلآویو گام برداشت. محمود عباس در دیدارهاى خود با بوش طرح حضور گسترده نیروهاى فتح در معادلات سیاسى را به کاخ سفید ارائه نمود. دستگاههاى تبلیغاتى فلسطین، آمریکا و اسرائیل نیز سعى کردند در قالب طرحها و برنامههاى تبلیغاتى خود، ملت فلسطین را نسبت به حمایت از اعضاى جنبش سازشکار فتح و ابومازن ترغیب کنند. اما پیروزى حماس در انتخابات فلسطین تماى معادلات فلسطین را به سود مقاومت اسلامى برهم ریخت. ملت فلسطین با حمایت از افرادى مانند “اسماعیل هنیه” و “خالد مشعل” پیام مستقیمى به واشنگتن و تلآویو مخابره کردند. اینکه مقاومت اسلامى در فلسطین تا زمان شکست کامل اسرائیل و بازگرداندن کشور فلسطین به فلسطینیان زنده خواهد بود.
پس از پیروزى حماس در انتخابات فلسطین شاهد بودیم که ابومازن، نیروهاى فتح را نسبت به ایجاد ناآرامى در فلسطین تحریک نمود. افزایش درگیرىهاى دو طرفه میان اعضاى فتح و حماس سبب شد تا آمریکا و اسرائیل دخالت خود در امور داخلى فلسطین را علنىتر سازند. دخالت علنى واشنگتن و تلآویو، همان هدفى بود که دشمنان مقاومت اسلامى سالها به دنبال آن بودند.
انعقاد پیمان مکه و تشکیل دولتى ائتلافى از دو گروه فتح و حماس نشان داد که جنبش مقاومت اسلامى در فلسطین جهت ایجاد صلح و برقرارى امنیت دائمى در کشور، از هیچ گونه تلاشى فروگذار نمىکند. تشکیل دولت ائتلافى در فلسطین، اوج گذشت حماس را نشان داد. اما دشمنان حماس نسبت به این گذشت نیز قانع نشدند و با طراحى توطئههایى شوم علیه دولت اسماعیل هنیه زمینه را جهت حذف حماس آماده ساختند. درگیرىهاى اخیر در فلسطین باعث شد تا مبارزان حماس کنترل غزه را در دست بگیرند. محمود عباس نیز با راهنمایى آمریکا و تلآویو دولت مردمى “هنیه” را منحل کرد و دولتى اضطرارى را تشکیل داد.
آنچه در این مقطع حساس باید مورد توجه قرار گیرد، توجه به سناریوى مدونى است که در قبال فلسطین طراحى شده است. هدف از تجهیز نظامى جنبش فتح توسط واشنگتن و تلآویو، نابود سازى مقاومت اسلامى در فلسطین است. اما این هدف صهیونیستها و افراد خودفروختهاى مانند ابومازن هیچ گاه تحقق نخواهد یافت.
حماس در دل مردم فلسطین جاى دارد و مقاومت اسلامی، از ابتداى سال 1948 میلادى یک اصل پذیرفته شده محسوب مىشود. فشارهاى آمریکا و اتحادیه اروپا نیز نخواهد توانست این اصل پذیرفته شده را خدشهدار نمایید.
سناریوى جدید تلآویو در فلسطین نیز سرانجامى جز شکست ندارد. شکستى که مقاومت اسلامى در فلسطین و سرتاسر خاورمیانه بر پیکره رژیم اشغالگر قدس و مهرههاى وابسته آن مانند “محمود عباس” وارد خواهد ساخت.