دولت دموکرات یا جمهوریخواه بعدى در ایالات متحده آمریکا موضع محکم و کارشناسانه اى در قبال بحران عراق نخواهد داشت
اگر هیلارى کلینتون بتواند به عنوان نخستین رئیس جمهور زن آمریکا برگزیده شود،باید شاهد برخورد سلبى دموکراتها با جریانهاى برخاسته از اراده مردم در عراق باشیم.البته این مخالفت به سبک مخصوص دموکراتها صورت مى گیرد
پس از اینکه کالین پاول،وزیرامور خارجه سابق دولت بوش نسبت به عدم برنامه ریزى نومحافظه کاران براى روزهاى پس از اشغال عراق تاکید کرد،نگرانى ها از سرنوشت کاخ سفید در خاورمیانه در روندى مستقیم افزایش پیدا کرده است. نومحافظه کاران سعى داشتند در ابتداى سال 2003 میلادى اشغال عراق را به عنوان هدفى مدون و طرح ریزى شده براى افکار عمومى آمریکا تشریح نمایند.اما گذشت زمان نشان داد که “اشغال عراق”طرحى مستقل و کارآمد نبوده و تنها جزیى از آرمانهاى پوچ و محکوم به شکست شوراى دوازده نفره نومحافظه کاران به شمار میرفته است.اصرار شدید بوش ،رایس ،چنى و رامسفلد جهت آغاز هرچه سریعتر اشغال عراق سبب شد تا انتقادات جمهوریخواهان سنتى مورد توجه کاخ سفید قرار نگیرد.حتى کالین پاول نیز على رغم آگاهى نسبت به نادرست بودن مسیر “اشغال عراق”مجبور شد تا هدایت سکان جنگ را در مقاطع حساس اولیه بر عهده بگیرد.
در حال حاضر حدود 4 سال از اشغال عراق مى گذرد.عراق به باتلاق بى انتهایى تبدیل شده است که هرلحظه نومحافظه کاران را به نقطه سقوط نزدیکتر میکند.خروج یا عدم خروج نیروهاى آمریکایى از عراق ،هر دو براى سیاستمداران آمریکایى حکم شکست را دارد.به عبارت دیگر زمان بحث بر سر “جلوگیرى از شکست”در آمریکا فرا رسیده است و تاریخ سیاست خارجى آمریکا ناچار است تا شکست عراق را در کنار شکست در خلیج خوکها و ویتنام ثبت نماید.در چنین شرایطى جمهوریخواهان و دموکراتهاى آمریکا بر سر مساله خروج یا عدم خروج از عراق با یکدیگر اختلاف نظر دارند.هیچ یک از دوحزب اصلى آمریکا حاضر به نرمش در قبال این مساله نیستند،زیرا این مساله شانس پیروزى آنها در انتخابات سال 2008 میلادى را کاهش مى دهد.بحران عراق به گونه اى شدید است که حتى رقابتهاى انتخاباتى سال 2008 نیز نتوانسته است آن را تحت الشعاع خود قرار دهد.دموکراتهاى آمریکا به خوبى مى دانند که حتى در صورت پیروز ى در انتخابات نیز قسمت اعظمى از بار سنگین عراق بر دوش آنها خواهد افتاد.از این رو دغدغه خروج از عراق لحظه ا ى آنها را آرام نمى گذارد.
نکته بعدى را باید در جبهه جمهوریخواهان جست و جو نمود.بوش پسر از اکنون اطمینان دارد که حزب جمهوریخواه پیروز انتخابات سال 2008 نخواهد بود.از این رو ترجیح مى دهد تا آخرین لحظه حضور در کاخ سفید به سیاستهاى خود در عراق ادامه دهد. اما خروج نیروهاى نظامى آمریکا در عراق به مطالبه طیف سنتى جمهوریخواه نیز تبدیل شده است و همین مساله دردسرهاى نومحافظه کاران را دوچندان ساخته است.حتى برخى از سناتورهاى سنا و نمایندگان کنگره آمریکا که وابستگى حزبى به جمهوریخواهان دارند،مخالفت علنى خود را با سیاستهاى بوش در عراق اعلام نموده اند.این در حالیست که بسیارى از مخالفان درون حزبى بوش ترجیح مى دهند مخالفت خود را به صورتى مخفیانه مطرح نمایند.
نامزد دموکرات انتخابات ریاست جمهورى آمریکا از عراقىها خواست از کشتار یکدیگر دست بکشند و متعهد شد که نیروهاى آمریکا را به وطن بازگرداند.
دموکراتها و مسئله عراق
هیلارى کلینتون، سناتور دموکرات ایالت نیویورک و همسر بیل کلینتون، رئیس جمهورى پیشین آمریکا با انتقاد شدید از دولت نورى مالکی، نخستوزیر عراق از جرج بوش، رئیس جمهور کنونى آن خواسته است تا خروج نظامیان آمریکا از این کشور را هر چه سریعتر آغاز کنند.
نامزد احتمالى دموکراتها در انتخابات ریاست جهورى سال 2008 در این خصوص معتقد است:
«عراقىها باید تصمیم بگیرند آیا مىخواهند به این کشتار یکدیگر ادامه دهند یا خیر. در عراق یک گروه علیه گروه دیگر نیستند بلکه چندین گروه علیه هم فعالند.مردان و زنان ما در خیابانهاى بغداد نمىدانند چه خبر است. آنها نمىدانند طرف کدام یک از گروهها را بگیرند. به نظر من وقت آن فرا رسیده که نیروهاى خود را به وطن بازگردانیم.»
این اظهارات در حالى است که خود هیلارى کلینتون با مشکل بزرگ حمایت از تهاجم به عراق مواجه بوده و بخاطر راى مثبت خود عذرخواهى نکرده است. مساله اصلى اینجاست که چگونه حامى اولیه جنگ عراق به مخالف اصلى بوش و اشغال تبدیل شده است؟از سوى دیگر ،اظهارات هیلارى کلینتون نشان مى دهد که وى به هیچ عنوان نسبت به بحران عراق درک صحیحى ندارد.او نیز همانند بوش . سایر جمهوریخواهان افراطى مخالف ایجاد دولت وحدت ملى در عراق است.نکته جالب توجه اینکه هیلارى کلینتون،اوضاع عراق را محصول درگیریهاى قومى و مذهبى ملت عراق با یکدیگر مى داند،اما به منشا این درگیریها،یعنى کاخ سفید اشاره اى نمى کند.
جمهوریخواهان و ارائه راه حل سوم
جیمز گیلمور” یکى از نامزدهاى ریاست جمهورى آمریکا براى انتخابات سال 2008در نامه سرگشادهاى به “جرج بوش” نوشته است :
“من همیشه گفته بودم به طرح جدید شما در عراق باید فرصت داد تا به نتیجه برسد، ولى گزارشهاى اخیر نشان مىدهد حملات علیه نیروهاى ما، پلیس عراق و غیرنظامیان عراقى رو به کاهش نیست و این طرح باید بازنگرى شود.
وى در این نامه که روزنامه “واشنگتن پست” منتشر شد، گفته است: تلاش براى مبارزه در یک جنگ چریکى در شهرها و شهرکهاى عراق فرصتهاى جدید براى دشمنان تروریستى همچون القاعده و فضایى را براى جنگ داخلى بین شیعه و سنى ایجاد کرده است.
گیلمور تصریح کرده است مشکلات موجود در خاورمیانه هیچ ارتباطى به آمریکا ندارد و در جهت منافع آمریکا نیست و لذا ما باید تنها براى مسائلى مبارزه کنیم که به نفع آمریکا باشد.
این نامزد حزب جمهوریخواه در انتخابات آتى ریاست جمهورى افزوده است من هم همچون شما با سیاست دمکراتها براى خروج فورى یا عقب نشینى بر اساس جدول زمانى مخالفت کردم. متاسفانه آنها براى اینکه در داخل کشور به امتیازهاى سیاسى دست یابند به نظرسنجىها توجه و بر اساس آن عمل مىکنند ولى من معتقدم ما سیاستهاى کنونى را نیز نمىتوانیم ادامه دهیم و باید راه سومى بیابیم.
ما به عنوان یک اشغالگر رفتار مىکنیم و آینده عراق را تعریف خواهیم کرد، ما میزان قدرت ارتش آنها را پیشنهاد مىکنیم و به پارلمان آنها دستور مى دهیم، برخى از سیاستمداران هم پیشنهاد کردهاند که ما عراق را تقسیم کنیم و از همه بدتر اینکه ما گفتهایم براى آنها “معیارهایی” در نظر خواهیم گرفت که اگر به آن عمل نکنند از عراق خارج خواهیم شد.
ادامه اظهارات گلیمور در این خصوص حاوى نکات فابل تاملى است:
“به نظر من ما باید اهداف خود را بر اساس منافع ملى آمریکا تعیین کنیم و به مردم عراق اجازه دهیم به فکر منافع ملى خود باشند. این به نفع آمریکا است که از روى کار آمدن دولتى که مخالف آمریکا باشد جلوگیرى کند. ما نمىتوانیم عراق را به صورت ناگهانى رها کنیم. از نظر من تنها راه جایگزین واقع گرایانه یک عقب نشینى پیشبینى شده و استقرار مجدد نیروهاى باقى مانده در منطقه است تا بتوانند به صورت موثر و دقیق ماموریتهاى خود را انجام دهند. روش کنونى براى کاهش نیروها در عراق، ضمن حفظ حضور نظامى و انجام عملیات ویژه علیه تروریستها باعث حفظ جان آمریکایىها و مالیات مردم آمریکا خواهد شد . با حضور ارتش آمریکا در عراق، قدرت و منافع آمریکا یعنى محافظت از امنیت ملى ما، محافظت از حق موجودیت اسراییل و جلوگیرى از وقوع یک جنگ عمومى در خاورمیانه، تحلیل رفته است.”
نکته اولى که در این راستا به ذهن مى رسد،عدم تعریف “منافع ملى آمریکا”توسط حزب جمهوریخواه است.بر مبناى نگرش حاکم بر کاخ سفید،ایجاد نا آرامى و جنگ در خاورمیانه دقیقا با اهداف کلان و استراتژیهاى آمریکا مطابقت دارد.حال ممکن است که این نوع نگاه در طیف سنتى جمهوریخواهان کمتر نمود داشته باشد.از سوى دیگر میان “عقب نشینى پیش بینى شده”و “استقرار مجدد نیروهاى باقیمانده در منطقه”تعارض وجود دارد.این تعارض زمانى تشدید میشود که آن را در مقوله “زمان”بگنجانیم.به عبارت دیگر نمى توان شاهد به فعلیت رسیدن این دو در زمانى واحد یا حتى نزدیک به یکدیگر بود.
فرضیه نهایی
از آنجایى که نقطه نظرات دیگر نامزدهاى احتمالى ریاست جمهورى آمریکا نیز مشابه این دو است،مى توان از جمع بندى نقطه نظرات هیلارى کلینتون و جیمز گیلمور به یک نتیجه واحد دست یافت:اینکه دولت دموکرات یا جمهوریخواه بعدى در ایالات متحده آمریکا موضع محکم و کارشناسانه اى در قبال بحران عراق نخواهد داشت.اگر هیلارى کلینتون بتواند به عنوان نخستین رئیس جمهور زن آمریکا برگزیده شود،باید شاهد برخورد سلبى دموکراتها با جریانهاى برخاسته از اراده مردم در عراق باشیم.البته این مخالفت به سبک مخصوص دموکراتها صورت مى گیرد.همچنین شاهد خواهیم بود که سطح تحلیل مسائل سیاسى و بین المللى در آمریکا افت خواهد کرد و حتى ممکن است به میزانى پایین تر از دوران بوش برسد .این مساله را مى توان از نوع نگاه هیلارى کلینتون نسبت به وضعیت عراق مشاهده کرد.تحلیل وى از اوضاع عراق به گونه اى است که گویا وى از یک “کانون بحران مستقل”سخن به میان مى آورد.هیلارى نقش عوامل خارجى از جمله حضور اشغالگران و تلاش دولت بوش جهت تخریب دولت نورى المالکى را کاملا نادیده مى انگارد و از زاویه اى غیر عاقلانه به واکاوى بحران عراق مى پردازد.
در صورت سرکار آمدن دولتى جمهوریخواه در “آمریکا اوضاع به مراتب بدتر خواهد بود.زیرا درگیرى درون حزبى در میان طرفداران ادامه اشغال به نقطه اوج خود خواهد رسید و مساله خروج نیروهاى آمریکایى از عراق مخدوش خواهد ماند.اگر جولیانى یا هر شخص دیگرى از حزب جمهوریخواه ،رئیس جمهور آمریکا شود،ناچار خواهد بود تا رویه موجود در زمان بوش را برهم زند و با رویکردى تازه در عراق مانور دهد.اما تا این رویکرد تازه بخواهد تدوین شود و با موافقت طیفهاى مختلف جمهوریخواه همراه شود،دوران 4 ساله قدرت به پایان خواهد رسید!
نتایج یک نظر سنجى جدید که توسط “ مرکز تحقیقاتى براى مردم و مطبوعات” در واشنگتن صورت گرفت، نشان مى دهد که بیش از 56 درصد از مردم آمریکا بدون در نظر گرفتن شرایط کنونى عراق، خواستار خروج نظامیان آمریکایى از عراق هستند.
در این نظرسنجى که آمار آن نسبت به نظرسنجى ماه آوریل سه درصد افزایش داشته، سوال اصلى مطرح شده درباره خروج نظامیان آمریکایى ازعراق بود که 56 درصد موافق خروج نیروهاى کشورشان از عراق بودند.
در سوال دیگرى که درباره ارائه جدول زمان بندى خروج نیروهاى آمریکایى از عراق مطرح شد58 ؛ درصد از مردم آمریکا با ارائه آن موافق و 35 درصد مخالف خروج نیروهاى آمریکایى در قالب جدول زمان بندى بودند.
لازم به ذکر است در یک نظر سنجى که بیش از این توسط روزنامه نیویورک تایمز انجام شده بود61درصد از شرکتکنندگان معتقد بودند که آمریکا نیازمند چنین جنگى نبوده و تنها35درصد جنگ را یک اقدام مثبت از سوى کشورشان مىدانند.
همین نظرسنجى نشان مىدهد که تنها 20درصد از آمریکایى ها معتقدند افزایش شمار نظامیان آمریکایى در عراق مىتواند در تغییر روند جنگ موثر باشد و حدود 72درصد هم مىگویند که کشورشان در عراق “راه خطا” را در پیش گرفته که این رقم در قیاس با نتایج نظرسنجىهاى قبلی، بىسابقه بوده است.
در نهایت اینکه معماى عراق هرلحظه براى دموکراتها و جمهوریخواهان ایالات متحده آمریکا پررنگتر مى شود.معمایى دیگر راه حلى نمى توان براى آن پیدا نمود.