دعواى تقدم و تاخر توسعه سیاسى و اقتصادی، نقطه عزیمت دولتهاى آقایان هاشمى و خاتمى بود. این سوال که آیا در کشور ابتدا باید توسعه سیاسى را انجام داد و سپس به توسعه اقتصادى پرداخت و یا بالعکس، در 16 سال دولتین گذشته سرفصل بسیارى از سیاستگذارىها، برنامهریزىها و مباحثات سیاسى کشور بوده است.
اساسا این سوال در دولتهاى گذشته مبتنى بر تمناى پیشرفت و توسعه کشور نضج یافت اما در اینکه پاسخ آن چه ارتباطى با افکار عمومى و وضعیت فرهنگى کشور مىیابد، هنوز جاى تاملات زیادى باقىمانده است.
محمدرضا خاتمى یکى از اعضاى ارشد حزب مشارکت در گفتگو با روزنامه جام جم گفته است: “ما باید یاد بگیریم به مردم بگوییم که دموکراسى چه رابطهاى با نان شب سر سفره آنها دارد... من الان هم معتقدم که نمىتوانیم بدون توسعه سیاسى به توسعه در سایر زمینهها برسیم. یعنى حتى اگر میلیمترى هم باشد، توسعه سیاسى مقدم بر توسعه اقتصادى است.”(1) در یک گفتمان تحلیلى جامعهشناختى توسعه اقتصادى مستلزم نوعى فضاى بسته سیاسى است. از سویى از آنجا که هزینههاى توسعه اقتصادى بالاست نوعى تورم و بالطبع فشار اقتصادى بر جامعه وارد مىشود و مردم با استفاده از حداقلهاى دموکراتیک به گروهى راى مىدهند که نوید دهنده توسعه سیاسى باشد. توسعه سیاسى فرآیند توسعه اقتصادى در دوره گذشته را ناکام مىگذارد اما قادر هم نیست که از میزان تورم و فشارهاى اقتصادى بکاهد. در نتیجه افکار عمومى رویهاى متفاوت و شاید عکس دو دوره گذشته اتخاذ کند.
این تحلیل اگرچه در ظاهر با تمام معادلات عقلى سازگار است اما تمام واقعیت نیست. در واقع پاسخ به سوال تقدم یا تاخر توسعه سیاسى و اقتصادى پاسخ واقعیات جامعه ایرانى نیست. یعنى افکار عمومى تا به حال از این منظر به دولتى راى ندادهاند و ملاکها و فاکتورهاى تاثیرگذار دیگرى رفتار سیاسى شهروندان ایرانى را تعیین مىکند و آن چیزى نیست جز گفتمان انقلاب اسلامى و نشانهها و مفاهیم اصیل متعلق به این گفتمان.
اگر این عامل در انتخابات دولتهاى گذشته در پرده بهانههاى مقطعى بود اما کشتى افکار عمومى همیشه بر دریاى گفتمان انقلاب اسلامى سوار بوده و نه کفهاى روى آب.
در انتخابات سوم تیر 1384 ملت تمام کفها را کنار زد و زلالى آب را براى آنان که هنوز در توهمات کفآلود به سر مىبردند نمایان ساخت. سوم تیر تنها یک پدیده نبود بلکه واقعیت جامعه اسلامى ایران است. اساسا فلسفه انقلاب اسلامى زندگى و توسعه در پرتو اسلام بود. مطالبه واقعى و حقیقى مردم نیز در تمام دورهها مبتنى بر همین فلسفه بوده است. اگر دموکراسى ارمغان توسعه سیاسى است جامعه ایرانى مردمسالارى دینى را برگزیده است واگر رشد و پیشرفت تحفه توسعه اقتصادى است ملت ما عدالت اقتصادى اسلامى را شایسته و بایسته خود مىداند.
به نظر راقم این سطور اساس این پرسش که توسعه سیاسى مقدم است یا توسعه اقتصادى بر بنیان واهى استوار است و شاید علت العلل انحراف ذهن دولتمردان 16 سال گذشته از مسائل اصلى و حیاتى کشورهمین باشد. سوم تیر براى تمام کسانى که گفتمان انقلاب اسلامى را فهم کردهاند پدیده غریبى نیست. مردم در سوم تیر به گفتمان انقلاب راى دادند؛ چرا که در هر دو گفتمان توسعه سیاسى و توسعه اقتصادى آنچه که مورد غفلت قرار گرفته بود خود گفتمان انقلاب بود.
پىنوشت:
1- روزنامه جام جم، صفحه 7، 2/4/1386