صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۷ تير ۱۳۸۸ - ۱۱:۵۱  ، 
کد خبر : ۹۸۲۳۶

چرایی طغیان دوم خرداد


بیژن صبوری
انتخابات دهم ریاست جمهوری به حماسه ای ماندگار در تاریخ انقلاب اسلامی تبدیل شد. قریب چهل میلیون رأی ضمن استحکام پایه های نظام اسلامی مشروعیت و اقتدار جمهوری اسلامی ایران را در منظر جهانیان به نمایش گذاشت. حضور حماسی مردم و نتیجه انتخابات بار دیگر باعث شگفتی و بهت همه ناظران بین المللی تحولات داخلی ایران شد و بار دیگر علاقه مندان انقلاب اسلامی در جای جای جهان زبان به تحسین مردم آگاه ایران گشودند. اما در این میان واکنش و اقدامات جریان شکست خورده در انتخابات باعث تعجب و تأسف دلسوزان انقلاب اسلامی در داخل و خارج گردید. امروز سوالی که برای برخی مطرح است این است که واکنش به نتیجه انتخابات از طرف جبهه دوم خرداد فراتر از یک شکست در عرصه رقابت سیاسی می باشد.
به معنای دیگر جبهه دوم خرداد را چه شده است که برای مقابله با نتیجه انتخابات به اقدامات غیرقانونی روی آورده حتی حاضر است ننگ همراهی بیگانگان را خریده و راضی به زیر سوال رفتن این حماسه عظیم باشد و ابایی از رسیدن خسارت به جان و مال مردم ندارد و حاضر است دستاورد های عظیم انقلاب و این حماسه بزرگ را تضعیف نماید. برای پاسخ به این سوال لازم است به این مطلب پرداخته شود که جبهه دوم خرداد چه چیزی را از دست داده است که اینگونه برآشفته حتی عقلانیت خود را از دست داده است.
1- اولین مطلب قابل تأمل این است که جریان دوم خرداد برای بهروزی در این رقابت همه سرمایه های خود را به میدان آورد. هاشمی از طریق فرزندان خود نهایت سعی خویش را انجام داد. خاتمی به عنوان یک تبلیغاتچی و هماهنگ کننده جبهه دوم خرداد وارد عمل شد و موسوی که دو دهه در انزوا قرار داشت به صحنه آمد و امروز همه اینها اعتبار خود را از دست داده است. آیا همین مورد به تنهایی برای واکنش جبهه دوم خرداد کافی نیست.
2- جریان رقیب اصولگرایان در مدت چهارسال حجم انبوهی از توهین و اهانت را متوجه رئیس جمهور منتخب مردم نمودند و در سیاه نمایی وضعیت کشور سنگ تمام گذاشتند اما در شکست رقیب موثر واقع نشد.
3- جبهه دوم خرداد مدعی بود اصولگرایان به دنبال برگزاری انتخابات حداقلی هستند چون از آرای خاموش نگرانند. آنها مدعی بودند اگر آرای خاموش به میدان بیایند آنها حتماً پیروز انتخابات هستند. اما در این انتخابات با شکل گیری حماسه دوم خرداد و رأی چهل میلیونی این ادعا و یا به اصطلاح سرمایه آنها از دسته رفته است.
4- جریان دوم خرداد برای پیروزی حاضر به دامن زدن به اختلافات قومی و مذهبی شد و فکر می کرد از این راه به نتیجه دلخواه خود می رسد. این انتخابات، ناکارآمدی استفاده ابزاری از مذهب و قومیت ها را نشان داد.
5- رقیب اصولگرایان امیدوار بود که با دمیدن در افزایش مطالبات صنفی مانند کارگران و دانشجویان و دامن زدن به احساسات زنان و جوانان از این طریق برای خود راهی برای پیروزی بیابد که این چنین نشد.
6- با انتخابات بیست و دو خرداد بیشترین حضور بعد از رأی به جمهوری اسلامی در سال 58 شکل گرفت. با این حماسه، شعار حماسه دوم خرداد رنگ خود را باخت و دیگر نمی تواند مستمسکی برای جبهه دوم خرداد برای کوبیدن رقیب به کار رود.
7- جریان دوم خرداد با انتخاب رنگ سبز اقدام به سوء استفاده از احساسات مذهبی مردم نمود و سعی داشت از اهل بیت و سیادت برای خود پیروزی کسب کند. این شیوه هم برای آنها کارساز نشد.
8- نامزدهای دوم خرداد با نثار صریح ترین توهین ها به رئیس جمهوری قانونی کشور در ایام تبلیغات انتخابات نه تنها به آرزوی خود دست نیافتند، بلکه اخلاق انتخاباتی را هم باختند.
9- جبهه دوم خرداد برای پیروزی بر رقیب حاضر شد ننگ همراهی و همسویی با بیگانه را به جان بخرد ولی نتیجه انتخابات مصداق این ضرب المثل شد که آش نخورده و دهان سوخته.
10- جبهه اشرافی و امتیازطلب برای پیروزی در انتخابات و رسیدن به مناصب از دسته رفته در دوره چهارساله اصولگرایان هزینه های میلیاردی انجام داد به این امید که دوباره برخوان امتیاز برگردد ولی اینگونه نشد، آیا جا ندارد برای این خسران جیغ های بنفش بکشد.
11- با نتیجه انتخابات نامزد اصلاح طلبان متهم است که با آمدن خود باعث شکست جبهه اصلاحات شده است. آنها می گویند اگر موسوی وارد صحنه نمی شد بهانه به دست خاتمی نمی افتاد که کناره گیری کند. آنها مدعی هستند اگر موسوی نمی آمد خاتمی می ماند و برنده انتخابات بود پس شکست برعهده موسوی می باشد.
حال آقای موسوی باید جوابگوی شکست اصلاح طلبان نیز باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات