صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۷ تير ۱۳۸۸ - ۱۱:۵۴  ، 
کد خبر : ۹۸۲۴۰

ترتیبات مرحله جدید در لبنان


حسین امیدى
طرف های منطقه ای و بین المللی به این نتیجه رسیده اند که برون رفت از شرایط موجود در فلسطین، لبنان و عراق و نهایتاً در تعامل با ایران، مستلزم برخی تفاهمات و تبادل امتیاز است.
پیشبرد پروژه فلسطینی اوباما، نیازمند تقلیل بخشیدن به شروط سخت نسبت به حماس و آشتی طرف های فلسطینی با طرح مشکوک مصر می باشد تا مقدمه ای برای دوره جدید عادی سازی مناسبات عربی با رژیم صهیونیستی قرار گیرد. این حلقه بدون لحاظ کردن سوریه که موقعیتی ممتاز به جهت جغرافیایی و نوع ارتباط با گروه های فلسطینی دارد، غیرممکن است. در لبنان نیز، حیثیت نتایج انتخابات پارلمانی تا حدی برای آمریکا ، رژیم صهیونیستی، فرانسه و مجموعه عربی هم پیمان غرب اهمیت داشت که از هرگونه ابزار تهدید و تشویق مالی استفاده شد و مسئله تا تهدید به خروج اموال سعودی از بانک های لبنان برای ورشکسته کردن اقتصاد لبنان پیش رفت ولی نهایتاً برای تضمین موفقیت انتخاباتی، سفر فرزند ملک عبدالله سعودی به دمشق راه تفاهمات با سوریه و حتی سفر احتمالی قریب الوقوع وی به دمشق را مهیا کرد. این تفاهمات برای عربستان تا آنجا اهمیت داشت که تمام گفتمان سعدحریری را دگرگون و یکباره به فردی مسئولیت پذیر در تعامل با شئون ملی لبنان و همکاری با حزب الله و کنار گذاشتن سلاح حزب الله از مناقشات سیاسی و ضرورت مناسبات حسنه با سوریه و نگرانی از اقدامات تهدیدآمیز اسرائیل، تبدیل شد. در حال حاضر هم سعد حریری و جنبلاط پس از دیدار با سیدحسن نصرالله، طلا ل ارسلان و برخی ارکان 8 مارس ، در صف دیدار از دمشق قرار گرفته اند.
این درک جدید از سوی سعد حریری و نیاز منطقه ای عربستان که هماهنگ با رویکرد اوباما می باشد، با سرعت به موضوع ریاست بری برای پارلمان پایان داده و وارد بحث در تصدی ریاست کابینه و تشکیل حکومت شده است. البته مصری ها، برخی ارکان پادشاهی در عربستان و اسرائیل و جریان جعجع و جمیل و بطریرک صفیر بسیار علاقه مند بودند تا سنیوره به حکومت رسیده و فضای بی ثبات چهارسال گذشته را استمرار بخشند ولی ملک عبدالله سعودی با سوری ها به این نتیجه رسیده که حریری نخست وزیری را به عهده گرفته و ترکیب حکومتی نیز در یک فضای معتدل و فاقد خط کشی های سال های گذشته شکل گیرد. البته بسیاری از ملاحظات برای ترکیب حکومتی هنوز روشن نیست و رفتار هیستریک جعجع و جمیل و صفیر که خود را در این بازی سیاسی، بازیگر دست دوم می بینند، کار را دشوار می کند.
این نزدیک شدن به سوریه از سوی عربستان و یا چراغ سبزهای مکرر اوباما به سوریه، اهداف ثانوی و موضوعات متنوعی دارد. آمریکا و جریان سازشکار عرب منطقه ای به نقش سوریه در مسائل گوناگون فلسطین، لبنان، عراق و نوع تعامل با جریان مقاومت منطقه ای نیاز دارند و اوباما و رژیم صهیونیستی امیدوارند بدین شکل با سوریه در مورد جولان نیز به توافقاتی متفاوت از مذاکرات گذشته دست یابند. محتوای این توافقات در مورد جولان، بهره مندی مشاع از سوی سوریه و اسرائیل و با نظارت بین المللی ( آمریکایی) و ایجاد یک روند تدریجی برای عادی سازی روابط با اسرائیل و دوری از حزب الله و ایران است.
در لبنان ساختار و ترکیب جبهه های رقیب در حال تغییر است. جنبلاط خود را نگران از هم پیمانی با مسیحی های افراطی ( مارونی) و افراطی های سنی می داند و ضرورت نزدیکی به جریان های شیعه و بازسازی روابط با سوریه را در دستور کار فوری خود دارد. جعجع و جمیل و بطریرک صفیر در سیر رأی گیری برای ریاست پارلمان نشان دادند، تمکینی به رأی سعد حریری نداشته و قالب 14 مارس را رعایت نمی کنند و از اینکه منطق تعاملات در سطح حکومتی و یا ترکیب حکومت جدید از منطق چهارسال گذشته فاصله بگیرد، به شدت نگران هستند. تفاهمات سوریه : سعودی و باقیماندن اقتدار مقاومت را برای خود بشارت نمی دانند و سیر به سوی نوعی تقلیل وزن سیاسی در تحولات آینده لبنان را قابل تحمل نمی دانند. به ویژه اینکه جعجع و جمیل و صفیر ترکیب متجانسی هم نیستند و از تضادهای کافی برای واگرایی برخوردارند.
گروه های 8 مارسی اگر چه ترکیب و وزن خود را حفظ کرده اند اما ساختار جدید برای همکاری در بین خود و حتی عضوگیری جدید را ضروری می دانند و فضای جدید را از منظر فرصت می نگرند ولی در عین حال با درایت به جزئیات مرحله جدید سیاسی در لبنان و نوع و سطح همکاری با حکومت جدید فکر می کنند.
مصری ها که در چهار سال گذشته از فضای تشنج سیاسی، زمینه حضور و تلاش برای خود دست و پا کرده اند، با بازگشت همکاری و تفاهم بین سوریه و عربستان، ناچار هستند در چتر رویکردهای عربستان ایفای نقش کنند. این شرایط مصری ها را در حجم محدودتری قرار خواهد داد و نارضایتی پنهان آنها از برجسته شدن نقش عربستان را تقویت خواهد کرد.
عربستان از نزدیک شدن به سوریه سود بیشتری خواهد برد و سوریه نیز از این رویکرد استقبال کرده و شرایط خود را در لبنان بهبود بخشیده، از تراوشات مالی عربستان در طرح های ملی خود استفاده می کند.
اگر رویکرد جدید عربستان به مفهوم فعال شدن نگاه بخش دیگری از سیستم پادشاهی عربستان باشد که همراهی با پروژه نئوکانها را به سود خود تلقی نمی کند و با همزیستی آنها با دوره اوباما ارزیابی شود، جابه جایی سیاسی در لبنان و یا تعاملات جدید با سوریه در یک مدیریت هوشمند، می تواند مشتمل بر فرصت های قابل توجهی باشد. البته بسیار روشن است که سعودی ها، فعال کردن سوریه در نقش های منطقه ای را به گسترش نفوذ منطقه ای ایران ترجیح می دهند و این همان فصل مشترک دیدگاه عربستان با آمریکا است و برهمین اساس به مهندسی سیاسی در ترکیب قدرت در عراق نیز فکر می کنند که نیاز به بحث مستقلی دارد.
با وجودی که نتایج انتخابات پارلمانی لبنان برای 14 مارس یک پیروزی روحی و تبلیغاتی به حساب آمد ولی برای 8 مارس و جبهه مقاومت، حفظ کرسی های قبلی و برآیند جابه جایی در موازین قوای داخلی لبنان و خط کشی های جدید، موفقیتی بزرگ است که با روشن تر شدن ترکیب حکومتی و بیانیه حکومتی از سوی سعد حریری که به دنبال اجماع با سوریه و 8 مارس می باشد، ترتیبات جدید در لبنان و توازنات سیاسی - امنیتی، شکل کامل تری به خود خواهند گرفت. اگر چه گفته می شود مسائل مربوط به اصلاحات اقتصادی و ساختارهای حکومتی از مهمترین دستور کارهای حکومت لبنان خواهد بود ولی این احتمال که اوباما برای طرح منطقه ای خود موضوع عقب نشینی اسرائیل از روستای غجر، مزارع شبعا را چاشنی مذاکرات صلح لبنان و اسرائیل قرار دهد نیز نمی تواند از گمانه زنی ها حذف شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات