صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۷ تير ۱۳۸۸ - ۱۲:۱۶  ، 
کد خبر : ۹۸۲۴۸

قطار دیپلماسی آمریکا در خاورمیانه


مهدی یزدان‌پناه
منطقه خاورمیانه که همواره کانون تحولات جهانی بوده در هفته های اخیر بار دیگر شاهد تحرکات دیپلماتیک گسترده ای بوده که با نام صلح خاورمیانه انجام می شود. پس از سفر باراک اوباما به مصر و عربستان (14/3/88) و تأکید وی بر دیپلماسی فشرده واشنگتن در خاورمیانه، نمایندگان کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای فعالیت های گسترده ای را آغاز کرده اند.
در کنار رایزنی ها و دیدارهای مکرر مقامات کشورهای عربی به ویژه تحرکات اردن، مصر و عربستان، بازیگران فرامنطقه ای نیز به تشدید تحرکات دیپلماسی در منطقه روی آورده اند. سفر جرج میچل، نماینده ویژه آمریکا در امور خاورمیانه، دیدار تونی بلر نماینده کمیته چهارجانبه سازمان ملل در امور خاورمیانه از غزه، سفر کارتر رئیس جمهور اسبق آمریکا به منطقه و دیدار وی از سوریه، لبنان و فلسطین، حضور سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و هیئت های اروپایی در خاورمیانه و سفر نماینده ویژه چین در امور خاورمیانه به منطقه نشانگر تشدید تحرکات دیپلماتیک در منطقه است. با توجه به اینکه تمام این افراد و گروه ها تقریباً از کشورهای مشترکی نظیر اردن، مصر، عربستان، لبنان و سوریه دیدار و در نهایت نیز بازدیدهایی از سرزمین های اشغالی فلسطین داشته اند می توان گفت که تمام آنها در چارچوب اهداف مشترکی گام برداشته اند هرچند که در ظاهر از شیوه های متفاوتی پیروی کرده اند.
1)نکته اساسی در این تحرکات تأکید آنها بر سازش در خاورمیانه با محوریت حمایت از تشکیلات خودگران فلسطین، تسلیم شدن گروه های فلسطینی از جمله دولت منتخب و قانونی حماس در برابر خواسته های سازشکاران و پذیرش رژیم صهیونیستی، رویکرد کشورهای عربی و حتی تمام جهان اسلام به پذیرش ماهیت رژیم صهیونیستی و ... است. هر چند که آنها این اقدام را با نام صلح خاورمیانه انجام داده اند اما در نهایت هدف آنان به سازش کشاندن منطقه بوده است. با توجه به اینکه این بازیگران دارای طرح و برنامه های خاصی نبوده اند و صرفاً در چارچوب طرح های آمریکا به ویژه طرح 75 کشوری اوباما که براساس آن 75 کشور اسلامی ماهیت رژیم صهیونیستی را باید بپذیرند، حرکت کرده اند، می توان گفت که دیپلماسی ایجاد شده در منطقه در چارچوب خاص آمریکا بوده است که با محوریت روند سازش صورت گرفته است.
2)تعدد بازیگران و تلاش تمام کشورها از جمله آمریکا، اتحادیه اروپا، چین، روسیه و... در روند تحولات اخیر خاورمیانه نشان می دهد که رقابتی گسترده میان کشورها برای توسعه جایگاه و رسیدن به اصل مقابله با حضور انحصاری سایر کشورها در خاورمیانه، ایجاد شده که براساس آن کشورها تلاش دارند تا اهداف خود را محقق سازند.
3)مسئله مهم در روند تحولات آنکه در این رایزنی ها به جای توجه به درد و رنج ملت فلسطین و تلاش برای پایان دادن به محاصره غزه و مقابله با جنایت های رژیم صهیونیستی صرفاً از سازش و صلح خاورمیانه سخن به میان می آید. نکته قابل توجه آنکه حتی در انتقاد از رژیم صهیونیستی نیز مسئله شهرک سازی مطرح می شود نه جنایت هایی که علیه فلسطینی ها انجام می دهد در مجموع این رایزنی ها و لشکرکشی های دیپلماتیک به منطقه می رود تا به ابزاری برای ادامه توسعه طلبی های صهیونیست ها مبدل شود چرا که افکار عمومی جهان نیز به واسطه این تحرکات از فلسطین به مسائل حاشیه ای سوق پیدا می کند و توجهی به توسعه طلبی صهیونیست ها نمی شود.
در جمع بندی کلی از تحولات خاورمیانه می توان گفت که هر چند حضور و تعدد بازیگران در خاورمیانه با نام تلاش برای صلح در منطقه انجام می گیرد اما در نهایت نمی تواند تحقق بخش اهداف ملت فلسطین و جهان اسلام باشد به ویژه اینکه اکثر این بازیگران دارای روابط همه جانبه ای با صهیونیست ها هستند و همچنان تحقق اهداف این رژیم را اساس سیاست های خود می دانند چنانکه جرج میچل، نماینده آمریکا در خاورمیانه و یا تونی بلر، نماینده کمیته چهارجانبه سازمان ملل تأکید کرده اند که امنیت رژیم صهیونیستی و تحقق خواسته های آن اولویت کاری آنها را تشکیل می دهد و فلسطینی ها و اعراب باید در این چارچوب حرکت کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات