صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۷ تير ۱۳۸۸ - ۱۲:۱۹  ، 
کد خبر : ۹۸۲۵۲

اندیشه سیاسی مسلمانان (بخش سیزدهم)


فتح‌الله پریشان
فارابی نظام های سیاسی خود را براساس مبانی ارزشی ، به مطلوب و نامطلوب و فاضله و غیرفاضله تقسیم می کند. البته وی منشأ تمایز را در آثار متعدد خود دو گونه مطرح می نماید: در کتاب هایی مثل «السیاسه المدنیه» و «الفصول المدنی» محور تمایز نظام های سیاسی مدنظر را «سعادت» می داند در حالی که در کتاب مهمش «آراء اهل المدینه الفاضله» منشأ جدایی دو نظام را سه عامل معرفی می نماید:
1- نوع ریاست؛ که اگر ریاست فاضله و متصل به عقل فعال باشد، جامعه فاضله به وجود می آورد و اگر متصف به فضایل نظری، فکری، خلقی و عملی نباشد و اصول فضایل را منکر باشد. منشأ جامعه غیرفاضله می شود.
2- سعادت؛ طبق دیدگاه فارابی جامعه ای که در مقام وصول به سعادت حقیقی است، فاضله است و الا جامعه غیرفاضله می باشد.
3- دین؛ اگر دین و آیین منشأ الهی داشته و از مجرای عقل فعال (وحی) و رئیس اول ( نبی) ابلاغ شده باشد، محور آرای جامعه فاضله می شود والا دین فاسد منشأ پیدایش آرا و جامعه غیرفاضله می شود. بعد از بیان محورهای تمایز آرا و جوامع فاضله و غیرفاضله، فارابی اصول و مبادی اندیشه های غیرفاضله را بیان می کند که برای اختصار در چهار اصل کلی ارائه می شود:
1- حاکمیت قانون طبیعی: بنیان اندیشه غیرفاضله بر این اصل استوار است که در نظام هستی، قانون مندی و نظم و نظام وجود ندارد و جوامع و پدیده ها به صورت طبیعی سیر می کنند و برای بقای خود می جنگند. بر این اساس افراد مدینه غیرفاضله هم همواره در پی غلبه بر یکدیگرند و هیچ نظام و نسقی برای برتری و کرامت جز زور و غلبه وجود ندارد. پس هر موجودی که نسبت به دیگران قاهرتر و از لحاظ خلقت کامل تر باشد، همواره با دو انتخاب مواجه است؛ یا موجودات دون خود را نابود می کند یا اگر وجود غیر را مضر به حال خود نمی بیند، او را به استخدام خویش در می آورد.
2- حاکمیت عدالت طبیعی: در آرای غیرفاضله، عدالت فرع برقانون طبیعی است. یعنی آن چه در طبیعت موجودات است همان عدل است. پس عدالت طبیعی از منظر آرای غیرفاضله این است که هر انسانی طبعاً خودخواه و درصدد نابودی و مغلوب سازی دیگران برای حفظ بقای خویش است.
3- نفی حاکمیت الهی: نفی خشوع و اعتقاد به تدبیر الهی در صحنه هستی در آرای غیرفاضله متأثر از اعتقاد به قانون طبیعی است که هر کسی در پی منافع خود و غلبه بر دیگران است و اگر ناگزیر به ابراز دین و اعتقاد باشند با اغراض جاهلی نظیر تحصیل ثروت، کرامت و لذت از دو طریق غلبه و خدعه انجام می گیرد.
4- منشأ حیات اجتماعی: اما سه اصل قبلی این سوال جدی را ایجاد می کند که اگر مبنای تفکر جاهله بر حاکمیت قانون جنگل است و همین قانون عین عدالت است و هیچ تدبیری از سوی سبب اول (خداوند) بر زندگی فردی و اجتماعی چنین جوامعی حکمفرما نیست، پس اجتماعات بزرگ چگونه شکل گرفته اند؟
فارابی با بیان این که در آرای غیرفاضله، اعتقادی به طبعی یا فطری بودن مدنیت برای انسان ها وجود ندارد، به طرح آرای مختلف صاحبان آنها می پردازد. از منظر اصحاب آرای غیرفاضله برای منشأ حیات اجتماعی بشر چهار دیدگاه مطرح است: دیدگاه فردگرایانه که هیچ انس و الفتی را بین انسان ها به رسمیت نمی شناسد و تنها نیاز آنها را به هم نزدیک می کند که در نهایت باز موجب غلبه یکی بر دیگری می شود؛ دیدگاه اضطرار که به خاطر رفع حوائج به ضرورت زندگی اجتماعی معتقد است؛ دیدگاه استخدام که برای رفع حوائج دیگران را به استخدام می گیرد و دیدگاه طبیعی- غریزی که نمی تواند ارتباط انسان ها را در اجتماع انکار کند اما خود به دلیل اختلاف در عامل اجتماع به چند دسته تقسیم می شوند. به هر حال این مبانی چهارگانه، مهمترین اصول مشترک همه آرای جوامع جاهله، فاسقه ، ضاله و مبدله هستند.
پس از بررسی اصول و مبانی آرای غیرفاضله، می توان به نظام های سیاسی غیرفاضله از منظر فیلسوف اسلامی و معلم ثانی پرداخت. مقصود از نظام سیاسی غیرفاضله، حکومت و حاکمیت هایی است که از مسیر حکومت های فاضله منحرف شده اند و یا در نقطه مقابل آنها قرار دارند. فارابی در «فصول المدنی» همه حکومت های غیرفاضله را تحت یک عنوان کلی، در مقابل حکومت های فاضله قرار داده و می گوید:« مدینه گاهی ضروریه است و گاهی فاضله.» مراد وی از مدینه، پایین ترین سطح حکومت و دولت است.
مدینه ضروریه هم مدینه ای است که اعضای آن برای رسیدن به ضروریاتی که قوام و حیات انسان به آن بستگی دارد با یکدیگر همکاری می کنند. اما در السیاسه المدینه بعد از تقسیم حکومت ها به فاضله و غیرفاضله، قسم دوم را به سه نوع حکومت جاهله، فاسقه و ضاله تقسیم می کند و در کتاب «آرای اهل المدنیه الفاضله» نوع منحرف شده مدینه فاضله را تحت عنوان «مدینه مبدله» بدان می افزاید.
فارابی در تعریف نظام سیاسی جاهله می گوید مردم چنین نظامی نه سعادت را شناخته اند و نه به دل آنها خطور کرده است و اگر به سمت آن ارشاد شوند نمی پذیرند و تنها با پاره ای از امور به ظاهر هدف زندگی مثل توانگری، تندرستی و تحصیل امیال و احترام نزد مردم آشنایی دارند. فارابی در بیان انواع حکومت های جاهله با استفاده از قاعده استقرار تام به شش مدینه که هر کدام در سه سطح مدینه ( حکومت ملی)، امت ( منطقه ای) و معموره ارضی ( جهانی) می توانند بروز داشته باشند، می رسد. این 6 صورت عبارتند از: مدینه ضروریه، نذاله، خست، کرامت، تغلبیه و جماعیه. همین دسته بندی برای نظام های سیاسی فاسقه، مبدله و ضاله هم قابل تعمیم است. البته فارابی در تعریف آنها و تحدید حدود اختیارات و فضایل این جوامع سعی بلیغ نموده و منظومه فکری بی نظیری در تقسیم بندی جوامع و انواع حکومت ارائه داده است که از ضریب سطوح سه گانه ( مدینه (ملی)، امت ( منطقه ای) و معموره (جهانی) در چهار نوع کلی حکومت ( جاهله، مبدله، فاسقه و ضاله) که هر کدام به شش نوع نظام کوچکتر تقسیم می شوند ( ضروریه، نذاله، خست، کرامیه، تغلبیه ، جماعیه) ، تنها 72 نوع نظام سیاسی غیرفاضله در فلسفه سیاسی اش به دست می آید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات